چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم ، انرژی منفی می تواند به راحتی روی هرکسی اثر بگذارد . افراد منفی اندیش افرادی هستند که دائما در مورد زندگی گله و شکایت می کنند. در راز ثروت یادمیگیرم چطور این انرژی منفی را از خود دور کنیم.
انرژی منفی چیست؟
انرژی منفی مفهومی است که در فیزیک برای توضیح ماهیت برخی از میدانها، از جمله میدان گرانشی و تعدادی از اثرهای میدان کوانتومی استفاده شدهاست.
در تئوریهای بیشتر نظری (تخیلی)، انرژی منفی درگیر تئوری کرمچالهها میشود که به موجب آن سفر در زمان و حرکت سریعتر از نور را برای سفر فضایی امکانپذیر میکند.
چگونه انرژی منفی را از خود دور کنیم؟
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
زمانی که افراد با هرگونه مشکلی مواجه میشده و یا شکست میخورند، سرزنش، احساس گناه، تأسفخوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید میکند.
تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است اما مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.
این بدان مفهوم نیست که آنها منفی یا بد هستند بلکه به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبتشان قطع رابطه کردهاند!
شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث میشوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی کنید.
گرچه سخت است علت دقیق ناراحتیتان را معلوم کنید، اما به هر حال آن را احساس میکنید.
در عوض امکان دارد در کنار بعضی افراد خودبهخود احساس آرامش و بهتربودن کنید.
این تجربیات اتفاقی نیست بلکه نتیجه تبادل مشخص انرژی است.
وقتی شخصی میزان انرژی کمی دارد، تنها حضور با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو میدهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته میشود.
انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن میشود.
بطور مثال؛ اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار میکنید، پس از مدتی آن فرد احساسی بهتر پیدا میکند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد.
ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید اما طی چند ساعت یا چند روز متوجه میشوید که احساس خوبی ندارید.
درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیشه در جریان است، بیشتر کمک میکند.
وقتی منفیبافی میکنیم چه اتفاقی میافتد
هرچه بیشتر منفیبافی میکنیم و راهی برای رهاساختن آن نمییابیم انرژی خود را راکد نگه میداریم. وقتی درگیر منفیبافی میشویم ممکن است سعی کنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم، اما وقتی دست به کاری خطیر میزنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی میشویم؛ بدینترتیب اعتمادبهنفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونیمان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفتکردن احساس میکنیم، اما متوجه میشویم عقب نگه داشته شدهایم.
زمانی که درگیر منفیبافی میشویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم، اما احساس میکنیم با افسردگی و تأسفخوردن برای خود، بیشتر در خود غرق میشویم. لذت ما کم میشود و احساس میکنیم میل درونیمان شادبودن است، اما آن را نمییابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت کمتر که از کمبودهای خود بیاطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند اما این افراد از دیرباز مفهوم لذتبردنهای واقعی را از بین بردهاند.
ادامه:
فراموش نکنیم وقتی منفیبافی میکنیم ممکن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم، ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بیارزشی هستیم. ما نمیتوانیم خلوص، معصومیت و خوبی را که حاصل آن است احساس کنیم.
ما به خاطر اشتباهات گذشتهمان احساس تباهی و بیهودگی میکنیم و نمیتوانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس میکنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام کودکی برای اشتباهاتمان تنبیه میشدیم ممکن است خودمان نیز مجازاتکردنمان را ادامه دهیم.
روحهای حساس، منفیگرایی دیگران را به درون خود میکشند زیرا آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفیگرایی که آنها احساس میکنند ترکیبی از منفیبافیهای خودشان همراه با منفیبافیهای دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا که میروند منفیبودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود میکشند.
اما چیزی که به دیگران اجازه میدهد حساسیتی کمتر داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است؛ برخی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساساتشان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط میخواهند احساساتشان را انکار کنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی که حساسیت کمتری دارند مفید است، ولی برای کسانی که حساسترند نمیتواند مفید واقع شود.
در واقع افراد، منفیگرایی خود را سرکوب میکنند، آنها نهتنها این احساسشان را به دیگران منتقل میکنند بلکه منفیگرایی کمتری را از جهان جذب میکنند.
تبادل انرژی
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
افراد حساس کسانی هستند که انرژی منفی بیشتری جذب میکنند. مگر اینکه خودشان از حساسیتشان به نوعی کم کنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض میشوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.
در واقع بیش از حد خوردن یکی از راههای کمکردن حساسیتمان یا زائل کردن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یک از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی شان قطع ارتباط میکنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون میفرستند.
بعضیها به دلیل نوع زندگیشان، دوستانشان و طرز فکرشان، انرژی منفی منتشر میکنند. این افراد ممکن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر کنند، اما افرادی که با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبهخود انرژی مثبت منتشر میکنند. بودن در کنار این افراد حال شما را عملا بهتر میکند، به همین دلیل است که ما به سوی افراد موفق کشیده میشویم.
تخلیه انرژی منفی
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
نخستین گام در فرا گرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور که شما توانایی جذب انرژی توسط نوک انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.
دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است که صدمهای به آن نمیزند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب میشود و صدمهای به آن نمیزند. به همین دلیل است هنگامی که گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبهخود به آرامش بیشتری دست پیدا میکنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن کنار دریا یا درازکشیدن در آفتاب، لذت میبرند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر میکنند.
گیاهان، گلها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گلها بسیار قدرتمند هستند و میتوانند به بهبود حال آنها کمک کنند.
ادامه:
اکنون میتوانیم درک کنیم که چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال میشوند یا چرا وقتی میخواهیم به کسی ابراز علاقه کنیم به او گل هدیه میدهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت میکند، آن گل به او کمک میکند تا احساسات منفی خود را رها کند و به حس بهتری دست یابد.
محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است. هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب میکند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه ۸ تا ۱۰ لیوان آب بنوشید.
آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است که ما میتوانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده کنیم.
به اوقات خوشی فکر کنید که میتوانید دور یک آتش جمع شوید و داستانهای مختلف تعریف کنید.
ادامه …
آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت کند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی میتوانیم از آن استفاده کنیم. این آگاهی مهم درباره انرژی میتواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممکن است شخصی از بودن در کنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنشکردن دیگران برای مشکلات، مضطرب شود.
اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتنابناپذیر زندگی است. شما نمیتوانید از آن فرار کنید. به جای اینکه درصدد اجتنابکردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیهکردن و رهایییافتن از آن مصمم باشیم.
این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یک سیستم فشار ضعیف همیشه یک سیستم فشار قوی را جذب میکند. جریان هوای گرم همواره در یک اتاق سرد بالا میرود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجرهها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دستتان را به پنجره نزدیک کنید، جریان هوا را احساس میکنید. طبیعت همیشه در جستوجوی تعادل است. به همان صورت وقتی که شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را نیز جذب میکنید.
رمز موفقیت شخصی این است که با شارژ مجدد میتوانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را که جذب میکنید تخلیه کنید. کوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است که خسته و بیمار هستید اما اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی که خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم کنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان که قدرتتان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت میکنید، مقابله با چشمان منفیگرا شما را نیرومند میسازد.
چطور از ایجاد افکار و احساسات منفی پیشگیری کنیم؟
۱- برداشتها
۲- باورها
۳- کلمات
۴- انکور گیری
۵- تکنیک تغییر احساس
۶- شکرگزاری
۲- باورها
۳- کلمات
۴- انکور گیری
۵- تکنیک تغییر احساس
۶- شکرگزاری
چگونه انرژی منفی را از خانه خود بیرون کنیم؟
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
کاری کنید همه چیز هوا بخورد
در خانه کمی عود بسوزانید
مطمئن شوید که چیزهای خراب را یا تعمیر میکنید یا دور میاندازید
در اطراف خانه روغن طبیعی پرتقال پخش کنید
بدون معطلی شلوغیها را جمع کنید
در خانه مریم گلی بسوزانید
با کریستالها از فضای خود محافظت کنید
دیوارها را به رنگ زرد درآورید
گوشههای هر اتاق نمک بریزید
سطوح را تمیز کنید
زاویههای تیز را حذف کنید
به تعداد آینهها اضافه کنید
از رنگهای خنثی استفاده کنید
از ورودی خود محافظت کنید
در خانه کمی عود بسوزانید
مطمئن شوید که چیزهای خراب را یا تعمیر میکنید یا دور میاندازید
در اطراف خانه روغن طبیعی پرتقال پخش کنید
بدون معطلی شلوغیها را جمع کنید
در خانه مریم گلی بسوزانید
با کریستالها از فضای خود محافظت کنید
دیوارها را به رنگ زرد درآورید
گوشههای هر اتاق نمک بریزید
سطوح را تمیز کنید
زاویههای تیز را حذف کنید
به تعداد آینهها اضافه کنید
از رنگهای خنثی استفاده کنید
از ورودی خود محافظت کنید
چطور افکار منفی را در ۷ قدم از خود دور کنیم؟
۱. به حالتهای افراطی فکر نکنید
برای دور کردن افکار منفی نباید به ته خط فکر کنید. تقریبا هیچجای زندگی سیاه و سفید نیست، هیچجای زندگی صفر و یکی نیست و هیچ چیزی در زندگی از همه یا هیچ پیروی نمیکند.
اما افکار منفی باعث میشوند اتفاقات بد را به بدترین شکل ممکن ببینیم، پس:
«نمیتونم امتحانم را اونطور که دوست دارم، بدهم.» میشود:
«حتما میفتم و نمیتونم توی امتحان قبول بشم.»
«مسیر شغلی من چالشهای زیادی داره و به زمان احتیاج دارم.»
«همه چیز به هم میریزه و من نمیتونم خودم رو با شرایط تطبیق بدم. من توی این مسیر شکست میخورم.»
«موقع سخنرانی کمی دچار استرس میشوم.»
میشود: «آنجا از ترس سکته میکنم! همه من رو ملامت و مسخره میکنند.»
ادامه:
تفکر همه یا هیچ، نکات ظریفی را در زندگیمان از قلم میاندازد. آینده را به شکل مجموعهای از حوادث ناگوار، فجایع و اتفاقاتِ ناخوشآیند نشان میدهد. مطمئنا اتفاقات بد و ناگوار گاهی اوقات رخ میدهند اما بر خلاف هیاهویی که از کیوسکهای روزنامهفروشی به گوشمان میرسد، بخش اعظمِ زندگی، خاکستری است و نه سیاه و نه سفید.
به عنوان اولین گام برای غلبه بر منفیگرایی، لازم نیست همیشه و همهجا مثبت فکر کنیم، بلکه باید به دنبال واقعبینی و خاکستری دیدن زندگی باشیم. فرض کنید در مورد یک رابطه، نگران هستید. به جای اینکه بگویید:
«نتیجه فاجعه خواهد بود! من مطمئنم.»
یا حتی «مطمئنم همهچیز عالی پیش خواهد رفت!»
اینطور به ماجرا نگاه کنید: «انتظار دارم درست مثل هر رابطهای، اتفاقات عالی، خوب و گاهی بد برای ما پیش بیاید.»
روی یک کاغذ، مسئلهای که دربارهی آن منفیبافی میکنید را یادداشت کنید.
بدترین اتفاقاتی که ممکن است بیفتند را بنویسید.
حالا سه اتفاق بِینابیِنی را یادداشت کنید.
برای این کار سعی کنید به جای اتفاقات هیجانانگیز و جذاب، اتفاقاتی که واقعبینانهتر هستند را انتخاب کنید.
در نظر گرفتن احتمالات مختلف و داشتن گزینههای بیشتر به شما کمک خواهد کرد به جای رفتار احساسی، شفافتر فکر کنید و تصمیمهای بهتری بگیرید.
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
۲. اتفاقات بد را اینقدر تعمیم ندهید!
تعمیم اتفاقات بد – دور کردن افکار منفی
این سؤال را از خودتان بپرسید: «آیا وقتی اتفاق بدی میافتد آن را بیش از حد تعمیم میدهم؟ آیا فکر میکنم این اتفاق بد به همهجا سرایت میکند و به جای اینکه آن را محدود به یک زمان و مکان مشخص بدانم، آن را به همه چیز و همه جا ربط میدهم؟»
مثلا فرض کنید در یک مصاحبهی شغلی رد شدهاید.
آیا این اتفاق را به همه چیز تعمیم میدهید و با خودتان میگویید:
«من هیچوقت موفق نمیشم!»؟
آیا اگر در آزمون رانندگی رد شوید، با خودتان خواهید گفت:
«خب من نتونستم قبول بشم. خوشحال نیستم، اما بار بعد بیشتر تلاش میکنم و موفق میشم.»
یا خودتان را یک «احمق» میدانید که از پس هیچ کاری برنمیآید و خودتان را سرزنش میکنید؟
۳. اتفاقات خوب را دستِکم نگیرید
افکار منفی باعث میشوند اتفاقات مثبت را حتی وقتی واقعا اتفاق میافتند، نبینیم. دقیقا مثل این است که عینکی مخصوص داشتم باشیم که اجازهی دیده شدن اتفاقات مثبت را نمیدهد و فقط اتفاقاتی از آنها عبور میکنند که جنبهی منفی داشته باشند و فکرهای منفی را تقویت کنند. این عینک باعث میشود شکستهایتان را بزرگ ببینید و موفقیتهایتان را کوچک و این باعث ناامیدی و احساس شکست میشود.
عادت کنید به جای اینکه شکستهایتان را دائمی و فراگیر بدانید، آنها را موقتی و مقطعی بدانید. همهی ما بیشتر تمایل داریم به نتیجهای برسیم که انتظارش را داشتهایم. مثلا اگر راجع به کسی احساس بدی دارید، کمکم به نکات مثبتی در مورد او فکر کنید: «خیلی دورو و ریاکاره! خیلی … اما خب اگه عادلانه بخوام بگم، توی اون پروژه خیلی کمکم کرد. آدم خیلی شوخی هم هست و کنارش خوش میگذره.» نکات مثبت همیشه وجود دارند، اما این شما هستید که باید آنها را پیدا کنید.
۴. به جای بقیه فکر نکنید
به جای بقیه فکر کردن – دور کردن افکار منفی
وقتی شرایط کمی نامعلوم و مبهم باشد، افکار منفی آرامش ما را سلب میکنند و این اتفاق ممکن است باعث «ذهنخوانی» شود. «جواب ایمیل من رو نداد؛ حتما از من خوشش نمیاد» یا «فقط برای اینکه من رو خوشحال کنه این رو گفت وگرنه اصلا اینطوری فکر نمیکرد…»
اگر از آن دست افرادی هستید که از هر اتفاق کوچکی، حتی بدون اینکه دلایل کافی داشته باشید، معانیِ مختلفی برداشت میکنید، احتمالا خیلی راحت، تمام چیزهایی که به ذهنتان میرسد را بدون هیچ پرسشی، باور میکنید. یکی از مهمترین گامها، برای اینکه بر افکار منفی غلبه کنید، همین است، قضاوت در مورد شرایط و اتفاقات مبهمی را که اطلاعات کافی از آنها در اختیار ندارید، کنار بگذارید.
وقتی کمی مثبتنگرتر (یا حداقل بیطرفتر) شوید، بیشتر از قبل این حرفها را با خودتان تکرار خواهید کرد: «نمیدونم چرا هنوز پیامک من رو جواب نداده …» اما در این صورت میتوانید همهی احتمالات ممکن (و نه فقط اتفاقات بد) را در نظر بگیرید:
شاید تلفن همراهش را فراموش کرده باشد.
شاید شارژ تلفن همراهش تمام شده باشد.
شاید اعتبار تماس و پیامک تلفن همراهش به اتمام رسیده باشد.
شاید سر کلاس درس باشد.
شاید در هواپیما و در حال پرواز است.
فکر کنم نکتهی اصلی را متوجه شدید؛
هیچ یک از این اتفاقات کوچکترین ارتباطی با شما ندارند و درست به اندازهی هر توضیح دیگری، منطقی هستند.
۵. لازم نیست مسئولیت همه چیز را به عهده بگیرید
فرض کنید موفقیت نسبتا بزرگی کسب کردهاید و خودتان بیشترین نقش را در کسب آن داشتهاید.
آیا همه چیز را به «شانس» یا «تلاش بقیه» نسبت میدهید؟
این کار «بیرونیسازی» اتفاقات خوب است.
گاهی ممکن است وقتی دوستتان به شما محبتی میکند با گفتن جملاتی مثل:
«این کار رو فقط برای جلب توجه و کسب محبوبیت انجام داد.»
ارزش کار او را پایین بیاورید. اگر خودتان (یا هر کس دیگری) کار مثبتی انجام داد، آن را بپذیرید.
بعضی افرادِ منفینگر، عکسِ این کار را نیز انجام میدهند.
در واقع آنها اتفاقات بد و منفی را «درونیسازی» میکنند.
آنها خودشان را بابت هر اتفاق بدِ کوچک و بزرگی که کمترین ارتباطی با آنها ندارد، سرزنش میکنند.
همیشه به این فکر کنید که چیزهایی که راجع به آنها منفیبافی میکنید، چقدر تحت کنترل شما هستند؟
۶. قوانین خودتان را به خورد جهان ندهید!
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
«اگه منو دوست داشت، هیچوقت این کارو نمیکرد.»
«اگر مادر خوبی بودم، از کوره در نمیرفتم.»
«مردم نباید اینجوری رفتار کنن.»
«اگر نتونم این کار رو بکنم، یه احمقِ به تمام معنااَم!»
«خیلی دیر کرد. حتما قرارمون رو فراموش کرده …»
«این جملهای که گفت نشون میده هیچ اهمیتی واسه من قائل نیست.»
«هنوز نتیجهی آزمایشهای پزشکیم نرسیده. احتمالا اتفاق بدی افتاده.»
این طرز فکر (که گاهی «بایستگی» نامیده میشود)، به معنی دست و پا کردن قوانین سفت و سختی است که میگویند «واقعیت چطور باید باشد» و چیزی است که اغلب باعث ناامیدیتان میشود.
انتقاد از «بایستگی» به این معنی نیست که هیچوقت نباید هیچ انتظاری از خودمان یا دیگران داشته باشیم، بلکه به این معنی است که قوانین همیشه انعطافپذیرند و هیچ قانون کلی و انعطافناپذیری در جهان حاکم نیست.
هرموقع احساس ناامیدی و شکست میکنید، حتما انتظار چیز دیگری را داشتهاید و این انتظار برآورده نشده است.
هر بار دچار این احساس شدید، از خودتان بپرسید:
«چه انتظاری از خودم داشتهام؟
آیا انتظار من از خودم به قدر کافی انعطافپذیر بوده است یا تعریفم از موفقیت را بسیار محدود کردهام؟»
۷. داستانپردازی و باور کردن این داستانها را تمام کنید!
خیالپردازی
تخیل چیز فوقالعادهای است، اما به شرطی که از آن برای ترساندن خودتان استفاده نکنید. به قول ارنست همینگوی: «گاهی اوقات، باید خیالپردازی را متوقف کنیم.»
وقتی به اتفاقات آینده فکر میکنید و با تجسمِ بدترین حالتهای ممکن، ذهنتان را مسموم میکنید، درست مثل این است که سعی کنید با استفاده از تبر به جای قلممو، نقاشی بکشید!
تخیل شما چیزی است که باید از آن به عنوان یک ابزار سازنده استفاده کنید.
میتوانید با تجسمِ اتفاقات خوب و مثبت و تمرین این کار، احساس بهتری داشته باشید و از زمانتان بهتر استفاده کنید.
اگر هنوز ذهنتان پر از فکرهای بد و منفی است، حداقل با تجسم اتفاقات خوب (در کنار اتفاقات بد) از شدت فکرهای منفی کم کنید.
مثلا اگر قرار است سخنرانیای داشته باشید و احساس میکنید ممکن است مطالبتان را فراموش کنید، این احساس را نادیده بگیرید و به جای آن بلافاصله تجسم کنید که همهچیز خوب پیش خواهد رفت.
خلاص شدن از دست افکار منفی به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد و تا اندازهای غیرقابل انجام به نظر میرسد، اما تلاش و تمرین هفت مورد بالا به شما کمک میکند تا زندگیِ شادتری داشته باشید.
چطور خود را از فرکانس منفی دور کنیم
نظرشما چیست؟
چه روش های دیگه ای در نظر دارید باما درمیان بگذارید؟
