آموزش کارآفرینی چگونه است
آموزش کارآفرینی را در این مقاله با یک مقدمه شروع کرده و بعد از آن مبحاث کارآفرینی را مطرح میکنیم و در مرحله بعد وارد بحث آموش کارآفرینی می شویم و در نهایت انواع آموزش را مورد بحث قرار می دهیم.
مقدمه
¨یکی از اهداف کلان توسعه در اغلب کشورها، کاهش بیکاری و توسعه فعالیت های شغلی است که مهمترین ساز و کار آن، کارآفرینی و خوداشتغالی است؛ زیرا فعالیتهای کارآفرینی با اثربخشی بالا به توسعۀ اقتصادی از جمله ایجاد اشتغال، نوآوری در فعالیت ها، رقابتپذیری و … منجر میشود.
¨در طی دهۀ گذشته بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران بهکارآفرینی به عنوان یک راهحل اساسی بالقوه برای مشکلات گوناگون پیشروی کشور از جمله عدم کارآیی در اقتصاد، افزایش نرخ بیکاری، تعداد بیش از اندازه دانشآموختگان و ناتوانی بخش خصوصی و دولتی در ایجاد شغل برای آنها، توجه جدی مبذول داشتهاند.
¨بهطوری که یکی از عواملی که سبب دگرگونی چهرۀ اقتصادی، اجتماعی و صنعتی یک کشور میشود، ترویج کارآفرینی است و یکی از مهمترین اقدامات راهبردی و ابزارهای ترویج و توسعۀ کارآفرینی، آموزش کارآفرینی است.
کارآفرینی
¨آنتونسیز (2007) کارآفرینی را در معنای گسترده و محدود مورد بررسی قرار داده است.
¨در معنای گسترده، کارآفرینی سرمایه گذاری برای تشکیل یک شرکت یا ایجاد یک کسب و کار است. کارآفرینی، فرآیندی است که از طریق آن افراد از فرصتهای پیشرو، بدون توجه به منابع کنترلی، استفاده مینمایند، کارهای جدیدی انجام میدهند، از عادتها و عرف عبور کرده و فرصتها را پیگیری مینمایند؛ بهگونهای که انجام کار، تولید یا ارائه خدمات، از روشهای رایج خارج میشود.
¨در معنای محدود، کارآفرینی دنبال کردن راهحلی خلاقانه یا جدید، برای چالشی که یک شرکت یا مؤسسه با آن مواجه است، رشد و ارتقای محصولات و یا خدمات جدید و یا قدیم، بازاریابی، استفاده از راهبردها و فنآوریها برای انجام عملکردهای سازمان و تغییر در راهبردها، سازماندهی و معامله کردن با رقیبان است.
¨کری و نئودین معتقدند کارآفرینی، جستجوی یک فرصت سودآور، ایجاد ایده جدید و داشتن توانایی و اطمینان برای تبدیل ایده به کار واقعی است.
سایر نظریه در مورد کارآفرینی
¨هیسریچ و درنورسک (2002) معتقدند کارآفرینی ایجاد و مدیریت یک کسب و کار جدید، کوچک و خانوادگی با مسائل و مشکلات خاص میباشد.
¨هنری و همکاران (2005) اظهار میدارند به فعالیتی که منجر به ایجاد و مدیریت یک سازمان جدید و استفاده از یک فرصت منحصر به فرد و نوآورانه باشد کارآفرینی گفته میشود؛ بهطور کلی میتوان گفت کارآفرینی یک کار کاملاً اقتصادی است که محصولات یا خدمات جدیدی را تولید میکند که با سایر تولیدات و خدمات ارائه شده، تفاوتهایی دارد.
¨موریس و همکاران (1993) کارآفرینی را ایجاد ارزش از ترکیب منابع و بهرهبرداری بهینه از فرصتها میدانند. در این تعریف، اساس کارآفرینی شناخت فرصتهای جدید، بهرهبرداری از فرصتهای در دسترس، شناسایی منابع مورد نیاز و فراهم نمودن آنها برای رسیدن به ارزش است.
¨در جمعبندی تعاریف فوق، میتوان بیان نمود که کارآفرینی اقدامی آگاهانه در جهت خلق و یا شناسایی و بهرهبرداری از فرصتهای نوآورانۀ موجود در جامعه و در نتیجه ارائه روشها، کالا، خدمات و محصولات جدید و دستیابی به منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میباشد.
کارآفرینی ذاتی یا اکتسابی؟؟
¨برخی صاحبنظران اعتقاد دارند علم کارآفرینی مبنی بر یک فعالیت و تفکر ارثی بوده و قابل یاددهی و یادگیری نیست؛ این نظریه که در دهۀ شصت و حتی هفتاد میلادی به شدت مورد توجه قرار گرفت، تأثیر آموزش مهارتهای کارآفرینی برای توسعه این دانش را منتفی میدانست.
¨وقوع تغییرات در فضای اقتصادی دنیا و شکلگیری نسل جدیدی از کارآفرینان نواندیش سبب گردید تا نظریۀ توارثی بودن کارآفرینی جای خود را به کارآفرینی آموزشی بدهد. بهنحوی که امروزه آموزش کارآفرینی به مثابه یکی از ابزارهای کلیدی برای افزایش گرایش به کارآفرینی شده و جزو یکی از جدیدترین مأموریتهای اساسی دانشگاهها برای ترویج و توسعۀ کارآفرینی محسوب میشود.
¨اهمیت این موضوع تا حدی بوده است که در الگوی مفهومی دیدهبان جهانی کارآفرینی نیز آموزش کارآفرینی بهعنوان یکی از عوامل اصلی محیط کارآفرینان در نظر گرفته شده است.
¨بر این اساس، میتوان بر گفتۀ دراکر (1985) با عنوان اینکه «اکثر آنچه راجع به کارآفرینی میشنوید اشتباه است. کارآفرینی سحر و جادو نیست، یک چیز عجیب و غریب و موروثی نیست؛ بلکه کارآفرینی یک رشته علمی است و مانند هر رشته دیگر قابل آموزش و یادگیری است، انگشت صحه گذاشت».
آموزش کارآفرینی

آموزش کارآفرینی فرآیندی نظاممند، آگاهانه و هدفگرا است که طی آن افراد غیرکارآفرین ولی دارای توان بالقوه بهصورتی خلاق تربیت میشوند.
در واقع، این نوع آموزش فعالیتی بهشمار میرود که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات موردنیاز برای راهاندازی و اداره کسب و کار استفاده میشود و میتواند منجر به بهبود و توسعه نگرشها، مهارتها و تواناییهای افراد غیرکارآفرین شود.
آموزش کارآفرینی به شکل قابلتوجهی در بهبود نگرش کارآفرینانه افراد و در نتیجه افزایش احتمال کارآفرین شدن آنها مؤثر میباشد؛ بهطوری که آموزشهای کارآفرینی سبب شده است که افراد دیدگاهها، نگرشها و رفتارهای قویتری برای ایجاد و راهاندازی کسب و کارهای کارآفرینانۀ کسب نمایند.
پژوهش های پیترمن و کندی (2003) نیز نشان میدهند که برنامههای آموزش کارآفرینی میتواند بهطور معناداری دانش، نگرش، مهارت و تمایلات کارآفرینانه شرکتکنندگان را تغییر دهند و در نتیجه باعث ترویج کارآفرینی در جامعه شوند.
به نظر هانون و اسکات (2006) نتایج کوتاه مدت و بلند مدت آموزش کارآفرینی عبارتند از:
– نهادینه کردن ارزشها و باورهای کارآفرینانه؛
– ایجاد انگیزههای شغلی کارآفرینانه در فراگیران؛
– توسعه تواناییهای کارآفرینانه و ترویج آن در فراگیران؛
– آمادگی برای خویشفرمایی و کار مستقل؛
– استفاده از تمام مهارتها و تواناییهای فردی؛
– تغییر در دانش، نگرشها، علایق و مهارتهای کارآفرینانه فراگیران.
نوع شناسی آموزش کارآفرینی

¨ کرسول نیز در بررسی خود بر روی آموزش کارآفرینی، سه نوع آموزش کارآفرینی را از هم تفکیک نموده است که عبارتند از:
-آموزشهای ترغیبی کارآفرینی: هر فعالیت آموزشی که نگرشها، مهارتها و رفتارهای کارآفرینی را ارتقاء میدهد. آموزش ترغیبی کارآفرینی روی انواع آموزش و یادگیری و بر تجارب یادگیری خود هدایت شده، تأکید میکند.
-آموزش دربارۀ کارآفرینی: هر فعالیت آموزشی که دیدگاه افراد را دربارۀ ماهیت کسب و کار، به طور خاص از طریق موضوعات، واحدها و دورههای آموزش نوآوری، کارآفرینی و مدیریت کسب و کارهای کوچک، شکل میدهد.
-آموزش از طریق کارآفرینی: هر فعالیت آموزشی که روی یادگیری دانشجویان از طریق تجارب متمرکز است؛ عموماً شامل تجارب کسب و کار در محیط واقعی، کاریابی، تجربیات کاری و آموزش همکاری و تشریک مساعی یا ترغیب فعالیتهای کارآفرینانه میباشد. آموزش به دانشجویان در دورههای آموزش برای کارآفرینی، شامل تجاربی نزدیک به کارآفرینی با تمرکز روی تدارک و طراحی کسب و کار و ایجاد فرصت از طریق تعامل با کارآفرینان میباشد. چنین تعاملی احتمالاً از طریق اساتیدی که ارتباط نزدیک با همکاران کارآفرین خود دارند، امکانپذیر میباشد.
¨ لوئیس و مسی (2003) نیز سه طبقه برای سازماندهی آموزش کارآفرینی پیشنهاد دادهاند؛
¨طبقۀ اول: آموزش دربارۀ کارآفرینی، اساساً به ایجاد آگاهی دربارۀ کارآفرینی مرتبط است و موضوعات خاصی را برای آموزش دانشجویان در جنبههای مختلف ایجاد و راهاندازی یک کار، اساساً بهصورت نظری دارد. آموزشهایی مانند کارآفرینی در کسب و کار، ایجاد دورههایی در جهت تقویت مهارتها، نگرشها و ارزشهای مورد نیاز برای آغاز، مالکیت و مدیریت کار در یک سرمایهگذاری شغلی موفق، در این حیطه قرار دارد.
¨طبقۀ دوم:آموزش برای کارآفرینی، بیشتر با ایجاد اشتیاق در کارآفرینان برای خوداشتغالی در کسب و کارهای خاص، ارتباط دارد. در این آموزش به شرکتکنندگان مهارتهای مختلف موردنیاز برای ایجاد و مدیریت کسب و کار کوچک داده میشود و این دورهها اغلب به سمت ایجاد و طراحی یک شغل میباشد. برنامههای طرح ایجاد و آغاز به کار یک کسب و کار، مثالهایی از این نوع آموزش کارآفرینی میباشد. به عبارت دیگر، این نوع آموزش، به آموزش افراد برای آغاز یک کسب و کار و با تأکید روی ایجاد و آغاز یک کسب و کار کوچک اشاره دارد.
¨طبقۀ سوم: آموزش در کارآفرینی، اساساً به تربیت مدیران برای کارآفرینی و ایجاد اطمینان برای رشد و توسعه شغل در آینده متمرکز است. برنامههای رشد و تربیت مدیران کارآفرین و توسعه محصول خاص، میتواند در این طبقه قرار گیرد. علاوه بر این، چنین آموزشی، مهارتها، دانش و نگرشهایی را برای افراد ایجاد میکند تا آینده کاری خود را بسازند و آنها را قادر میسازد تا مسائل شغلی خود را حل نمایند. اگرچه این طبقه از آموزش کارآفرینی اغلب اوقات به رویکردهای کارآفرینی در دنیای حرفهای اشاره دارد؛ اما تنها محدود به افراد کارآفرین نیست. این آموزشهای کارآفرینی میتواند شامل دورههایی باشد که هدف آن کمک به افراد یا گروهها برای انطباق با رویکردهای کارآفرینی، بدون در نظر گرفتن سازمانی است که در آن کار میکنند.
¨گاراون و اوسینید (1994) دسته بندی گستردهای برای آموزش کارآفرینی ارائه دادهاند
و بین آموزش برای کارآفرینی و آموزش کسب و کار کوچک تفاوت قائل شدهاند. در طبقهبندی اول، آنها شرح دادهاند که آموزش کارآفرینی که در این بخش مورد توجه است، فراهم کردن فرصت برای یادگیری، دربارۀ شرایط مطلوب ایجاد کسب و کار جدید در موقعیتهای مختلف است. دستۀ دوم، آموزشها بیشتر بر خود آموزش کسب و کار تأکید دارند. این پژوهشگران انواع آموزشهایی را که افراد ممکن است در این بخش به دست آورند، در سه دسته به شرح زیر طبقهبندی نمودهاند:
¨دستۀ اول، آموزش آگاهی از کسب و کار کوچک میباشد؛ هدف این آموزش افزایش تعداد افرادی است که آگاهیهای کافی دربارۀ کسب و کار دارند تا آن را در مراحل بعدی در آینده خود به عنوان یک فرصت شغلی بررسی کنند.
¨دستۀ دوم، آموزش در راستای شیوههای مالکیت کسب و کار کوچک میشود. هدف چنین آموزشهایی ایجاد کمک عملی برای افرادی است که در حال ایجاد خوداشتغالی میباشد. این نوع آموزش شامل آموزش تأمین منابع مالی، مسائل مربوط به بازار و مسائل قانونی است.
¨سومین نوع آموزش، آموزشهای مادامالعمر برای کسب و کارهای کوچک و دائمی میباشد. این نوع آموزش، نوع خاصی از آموزش است که افراد را در زمینۀ مهارتهای کارآفرینانه توانا میسازد.

انواع آموزش
¨كومبز و احمد آموزش را به سه دسته به شـرح زیر تقسیم میكنند:
– آموزش بدون رسمیت: یک فرآیند مستمر و طولانی مدت است که طی آن هر فردی از تجربیات روزانۀ خود و از طریق تماس با محیط منزل، کار و مانند آن دانش، مهارت، نگرش و بینش کسب کرده و آن را به آموزشهای قبلی خود اضافه میکند.
–آموزش رسمی: در یک نظام آموزشی رسمی دارای ساختار سلسله مراتبی با درجات علمی مشخص و بسیار نهادینه شده ارائه میگردد و از مدارس ابتدائی تا دانشگاه را در بر میگیرد.
– آموزش غیر رسمی: این نوع آموزش عبارت از یک فعالیت آموزشی نظاممند و سازماندهی شده است که در خارج از چارچوب نظام آموزش رسمی برای ارائه انواع خاصی از آموزشها به گروههای خاصی از جامعه شامل کودکان و بزرگسالان ارائه میگردد که آموزشهای ترویجی در این دسته قرار میگیرد.
¨
