رهایی از روزمرگی

رهایی از روزمرگی

رهایی از روزمرگی

شاید اولین چیزی که باعث می شود، آدم ها دچار روزمرگی و تکرار شوند، بی هدفی و نداشتن انگیزه است. وقتی انگیزه ندارید صبح که از خواب بیدار می شوید فقط مشغول کارهای روزانه خودتان هستید، کارهایی که هر روز تکرار می شود و در شما نشاطی ایجاد نمی کند. روزمرگی یعنی تکرار کارهای روزمره به صورت یکنواخت و کسل کننده بدون هیچگونه تغییر. با ما همراه باشید تا راهکارهایی برای رهایی از روزمرگی را برای شما بیان کنیم.

روزمرگی چیست

وقتی تعادل زندگی ما به هم نخورد و ما هم برای ایجاد تعادل جدید در زندگی تلاش نکنیم، گرفتار روزمرگی می شویم؛ یعنی اگر حس کنیم، همه چیز سر جای خودش است و هیچ مسئله جدیدی در زندگی مان اتفاق نمی افتد و لازم نیست برای رسیدن به تعادل جدید فکر کنیم، دچار روزمرگی خواهیم شد. درواقع تعادل زمانی خوب است که به عدم تعادل برسد و این عدم تعادل، برانگیختگی ایجاد کند تا ما بتوانیم به تعادل بعدی برسیم.

درواقع اگر این عدم تعادل رخ ندهد، تعادل معنی پیدا نمی کند و آن تعادل روزمرگی است که می تواند منجر به افسردگی شود؛ مثلا وقتی یک نفر، هنوز دیپلم نگرفته، در تکاپوی گرفتن مدرک دیپلم است و با خودش فکر می کند اگر دیپلم بگیرم، حالم خوب می شود و واقعا هم وقتی دیپلم گرفت، احساس رضایت و موفقیت درونی می کند. ولی جالب اینجاست که عوامل و متغیرهای مختلف این تعادل را به هم می زنند، مثلا همان فرد بعد از گرفتن دیپلم، با خودش فکر می کند باید لیسانس بگیرد تا احساس رضایت کند که این مسئله، عدم تعادل ایجاد می کند و در صورتی که این عدم تعادل ایجاد نشود و فرد به همان دیپلم راضی بماند، گرفتار روزمرگی خواهدشد.

در چه زمان و چه شرایطی حس می کنیم دچار روزمرگی شده ایم

رهایی از روزمرگی

انسان به طور ذاتی با حرکت و تلاش آمیخته است؛ چنان که یکی از پارامترهای سلامت روان، کار است؛ یعنی فرد باید دائما در حال انجام کاری باشد؛ البته اینجا منظور من از کار، شغل نیست؛ یعنی ممکن است فردی کار داشته باشد، اما شغل نداشته باشد. چیزی که برای سلامت روان مهم است، کار است.

فرق کار و شغل این است که شغل الزاما درآمد در پی دارد، اما کار می تواند درآمدی نداشته باشد و حتی فرد گاهی هزینه می کند تا کار داشته باشد؛ مثلا ممکن است پول بدهد تا در کلاسی ثبت نام کرده و درس بخواند یا مهارتی را کسب کند. کار، یک فعالیت هدف دار است که می تواند درآمد داشته باشد یا خیر و در صورتی که فرد در کارش درآمد کسب کرد، کار او به شغل تبدیل می شود. اما اگر درآمد نداشت، فقط کار است. یادمان باشد اگر در زندگی فردی، فعالیت هدفدار وجود نداشته باشد، شخص در معرض آسیب روانی قرار می گیرد.

در بررسی های روان شناسی وقتی می خواهند ببینند حال جامعه ای خوب است یا نه، میزان بیکاری و نیز میزان فعالیت هدفدار را در آن جامعه بررسی می کنند؛ پس می توان گفت فعالیت هدفدار، لازمه سلامت روانی است. حال اگر فردی به تعادلی برسد که دیگر فعالیت های هدفداری نکند، سلامت روانی اش را از دست می دهد؛ مثلا فرد اگر در مرحله دیپلم بماند، به عدم تعادل نمی رسد که بخواهد خودش را ارتقا دهد و در نتیجه گرفتار روزمرگی می شود.

اما تعریف بیشتر مردم از روزمرگی، کمی فرق می کند؛ مثلا دانش آموزی که هدف او گرفتن دیپلم است صبح به مدرسه می رود، بعد به خانه می آید، کلاس های آموزشی مختلف می رود، درس می خواهد و باز فردا باید به مدرسه برود. او هم عدم تعادل را حس کرده، اما باز هم احساس می کند دچار روزمرگی شده است. این فرد اگر چه مدرسه می رود، درس می خواند و باز فردا همین برنامه تکرار می شود، اما فعالیت هدفداری را انجام می دهد که به امتحانات پایان سال برسد و پس از امتحانات به هدف بزرگ تر خود که دیپلم است، دست یابد که این موضوع، روزمرگی نیست.

راههای رهایی از روزمرگی

در ادامه راهکارهایی را برای رهایی از روزمرگی برای شما بیان می کنیم.

۱- از وجود روزمرگی آگاه باشید

رهایی از روزمرگی

در واقع باید زندگی تان را از حالت حرکت اتوماتیک خارج کنید و کنترل آن را به دست بگیرید. یکی از بهترین راه ها برای خروج از روزمرگی، آگاه شدن نسبت به آن است. تغییرات واقعی زمانی اتفاق می افتند که نسبت به زندگی تان آگاهی پیدا کرده و کنترل آن را به دست بگیرید. می توانید روی یک برگه کاغذ تمام کارهایی که به طور روزمره انجام می دهید -از درست کردن صبحانه گرفته تا زمان خوابتان- را یادداشت کنید. زمانی که از تک تک رفتارهای اتوماتیک خودتان آگاه شدید، راحت تر می توانید برای تغییر آن ها اقدام کنید. مثلا صبحانه ی متفاوتی بخورید و یا این بار به جای صبحانه خوردن در خانه، قراری با دوستانتان بگذارید و صبحانه تان را در محیطی متفاوت و در کنار دوستانتان میل کنید.

۲- زندگی تان را آنالیز کنید

بهتر است هرازچندگاهی متوقف شوید و به مسیری که در زندگی تان پیمودید نگاه کنید. چه موفقیت هایی به دست آوردید؟ چه شکست هایی داشتید؟ چه چیزهایی یاد گرفتید و می خواهید به کجا بروید؟ برنامه ی آینده تان را بررسی و بازنویسی کنید و یا اگر برنامه ای ندارید از این زمان به عنوان فرصتی برای تنظیم یک برنامه استفاده کنید. نقشه ای برای ۵ تا ۱۰ سال آینده تان داشته باشید و اولویت های زندگی تان را تعیین کنید. سپس بر اساس اولویت هایتان قدم بردارید.

۳- زمانبندی کنید

زمانی که اهدافتان را تعیین کردید و قدم هایی که باید برای آن ها بردارید را مشخص کردید، برای انجام آن ها زمانبندی داشته باشید. در نظر داشته باشید که برای انجام هرکاری به چه مقدار زمان نیاز دارید و تمام سعی تان را بکنید تا در زمان مشخص شده آن کار را به پایان برسانید. یکی از دلایل ایجاد روزمرگی این است که ما محدوده ی زمانی مشخصی را برای انجام کارهایمان در نظر نمی گیریم. در نتیجه هر روز به انجام همان کارهای تکراری می پردازیم و با خودمان می گوییم که بالاخره یک روز کارهایی که باید را انجام می دهم، اما آنقدر درگیر روتین زندگی می شویم که هرگز قدمی برای رسیدن به خواسته هایمان برنمی داریم.

۴- سفر کنید

رهایی از روزمرگی

یک مقصد متفاوت پیدا کنید. جایی بروید که قبلا هرگز به آن سفر نکردید. به دل طبیعت بروید، به جای هتل در جایی چادر بزنید یا در خانه های محلی اقامت کنید. یک تجربه ی نو برای خودتان خلق کنید. این تجربه به شما الهام می بخشد، تازگی را وارد زندگی تان می کند و کمک می کند تا مسائل را با دیدی تازه تر نگاه کنید. سعی کنید سبک سفرهایتان را تغییر بدهید. با آدم های مختلف در سفر معاشرت کنید و دیدگاه آنان نسبت به دنیا و زندگی را بشناسید. ببینید که دیگران چگونه زندگی می کنند.

۵- در روند کاری تان تغییر ایجاد کنید

اگر کار ثابتی دارید و هر روز در ساعات مشخصی مجبور به حضور در شرکت و انجام کارهایتان هستید، سعی کنید آن را از یکنواختی دربیاورید. این بار ساعت نهارتان را در خارج از شرکت بگذرانید. با دوستانتان به رستوران بروید و یا غذایی که آماده کردید را در محیط باز میل کنید. لوازم میزتان را تغییر بدهید. از مسیر تازه ای رفت و آمد کنید و هر تغییر کوچکی که می توانید را ایجاد کنید تا روند کاری تان را از یکنواختی خارج کنید.

۶- ریسک کنید

یکی از مهم ترین دلایل ایجاد روزمرگی، ماندن در دایره ی امن و خطر نکردن است. بدون خطر کردن هیچ تغییر بزرگی در زندگی تان ایجاد نخواهد شد. اجازه ندهید خواسته هایتان از زندگی به رویایی تبدیل بشوند که هرگز به آن دست پیدا نمی کنید. اگر واقعا چیزی از زندگی می خواهید برای به دست آوردن آن ریسک کنید. ریسک کردن لزوما به این معنی نیست که شما همه ی زندگی تان را به خطر بیاندازید، بلکه می توانید حساب شده ریسک کنید. تمام عواملی که در درست شما است را کنترل کنید و عواملی که کنترلی بر آن ها ندارید را رها کنید. به طبیعت اعتماد کنید و برای رسیدن به خواسته هایتان قدم بردارید. وجود ترس طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این ترس شما را فلج کند.

۷- از دوستان و اطرافیانتان کمک بگیرید

همیشه می توانید افرادی را پیدا کنید که علایق مشترکی با شما دارند. اگر چنین افرادی را در زندگی تان دارید خوش شانس هستید. ارتباط تان را با این افراد گسترش بدهید. به مشوق آن ها تبدیل شوید و اجازه بدهید آن ها نیز برای انجام کارهایی که دوست دارید مشوق تان باشند. اگر همیشه می خواستید کوهنوردی کنید، سفر بروید، کتاب های بیشتری بخوانید، بیشتر ورزش کنید و غیره، فردی را پیدا کنید که علایق و خواسته هایی مشترک با شما دارد و برای انجام این کارها مشوق یکدیگر شوید.

۸- هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید

رهایی از روزمرگی

هر روزتان را به یادگیری موضوع جدیدی اختصاص بدهید. فرقی نمی کند چه چیزی یاد می گیرید. از یادگیری مطلبی در رابطه با رفتارهای حیوانات گرفته تا یادگیری مهارتی جدید و کاربردی، هر چیز جدیدی که می آموزید می تواند به شما کمک کند تا با دیدی متفاوت به زندگی نگاه کنید و شرایط تان را تغییر بدهید. اگر هر روز متعهد به یادگیری شوید، بعد از یک سال ۳۶۵ چیز جدید یاد گرفته اید و این یعنی شما دیگر آن فرد یک سال پیش نیستید.

۹- تغییرات کوچک ایجاد کنید

تغییر روتین زندگی و خروج از روزمرگی لزوما نباید کار سختی باشد. از تغییرات کوچک شروع کنید. لازم نیست از همین امروز فرد کتاب خوانی بشوید، همین که یک صفحه در روز بیشتر بخوانید کافی است. لازم نیست تمام روند زندگی تان را در مدت زمان کوتاهی تغییر بدهید. همین که امروز از مسیر جدیدی به سر کار بروید، صبحانه ی متفاوتی بخورید و رنگ متفاوتی بپوشید کافی است تا شما را از روزمرگی خارج کند. حتی می توانید برای شروع تنها یک روز در هفته را کاملا متفاوت از روزهای دیگر سپری کنید و نتیجه ی آن را در تغییر روحیه تان ببینید.

۱۰- گاهی دیوانه بازی دربیاورید

به عنوان راهکار آخر، گاهی خوب است دست از عاقل و منطقی بودن برداریم و دیوانگی کنیم. کنار گذاشتن روزمرگی سخت است، چون ما به آرامش و راحتی آن عادت کرده ایم. بنابراین به جای تغییر ناگهانی آن، هرازگاهی کاری را انجام بدهید که در زندگی پر مسئولیت و پر مشغله تان نمی توانید انجامش بدهید. مثلا در یک روز تعطیل بدون برنامه ریزی و در نظر داشتن مقصد خاصی بیرون بزنید و اجازه بدهید مسیر شما را هدایت کند.

اگر هر شب بچه هایتان باید سر ساعت مشخصی در تخت باشند، یک شب به آن ها اجازه بدهید خوش بگذرانند و هر زمان که خواستند بخوابند. یک روز به خودتان و دیگران سخت نگیرید. یک شب رژیم تان را بشکنید. به جای سر میز نشستن، غذا را در تختتان بخورید. خودتان را به چالش بکشید و یک روز بدون داشتن برنامه و تمام سخت گیری هایتان زندگی کنید.

چکیده
تلاش، هدفمندی و برنامه ریزی از موانع بزرگ ابتلا به روزمرگی است. عدم وابستگی بیش از حد به فناوری های روز و اتکا به نیرو و خلاقیت خدادادی رضایت مندی از زندگی را به همراه می‌آورد. گمشده امروز زندگی بشر ایمان، امید و کسب آگاهی است و فرهنگ جایگزین آن، در آمد حداکثری و تولید ثروت به هر قیمت است. انسان برای به دست آوردن آن تمام عمر تلاش می‌کند، غافل از آنکه از حقیقت زندگی فرسنگ‌ ها فاصله دارد. انسان عصر مدرن برای درمان روزمرگی باید به زندگی خدایی بازگردد و بیش از آنکه به خود تکیه دارد به خالقش اعتماد کند. راهکارهای گفته شده نیز در جهت رهایی از روزمرگی میتواند مفید باشد. امیدواریم از این مقاله نیز نهایت استفاده را برده باشید.

پاسخ دهید