دلایل ناراضی بودن از زندگی

دلایل ناراضی بودن از زندگی

دلایل ناراضی بودن از زندگی

در اطراف همه ما آدم هایی وجود دارند که همیشه از زندگی و شرایطشان ناراضی اند و از همه چیز می نالند، پیشنهاد می کنیم تا حد ممکن از معاشرت و گفتگو با افراد ناراضی و معترض دوری کنید چرا که این دسته از دوستان به مرور زمان بخش مثبت درونتان را نابود خواهند کرد. با ما همراه باشید تا دلایل ناراضی بودن افراد از زندگی را برای شما بیان کنیم.

ویژگی های افراد معترض و ناراضی

آنها همیشه در افکارهایی که انجام می دهند بر می خیزند و سعی دارند که با اعتراض و ناراضی بودن خود نسبت به چیزهایی که دارند و که ندارند قربانی شوند. و هم تراز همه آنها هیچ وقت برای تغییر در چیزهایی که آنها را عذاب می دهند انجام نمی دهند. در ابتدای امر ممکن است که این کار ها طبیعی باشد با این حال با گذشت زمان متوجه می شوید که اعتراض و ناراضی بودن آن افراد از عادت های قبلی به بخشی از زندگی آن افراد تبدیل می شود و سعی در اجتناب و انکار مسئولیتی که بر عهده آنها قرار گرفته است دارند. ناگهان شما احساس می کنید که وظیفه شماست که به آنها کمک کنید و مشکلاتی که با ان درگیرند را حل نمایید.

ریشه های ناراضی بودن از زندگی

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در گفتگو با افرادی که از زندگی خود ناراضی هستند دلایل زیادی را بیان کرده اند،برخی از این دلایل عبارتند از:

۱- کمال‌ گرایی

حتما همه‌ چیز باید عالی باشد تا خوشبخت شوید؟ باید رفتارتان عالی باشد و نتایج عالی بگیرید تا خوشبخت شوید؟ در این صورت، خوشبختی تقریبا غیرممکن است. اینکه از خودتان انتظاراتی داشته باشید که از هیچ انسانی بر نمی‌آید در نهایت اعتماد‌ به‌ نفس شما را کم می‌کند. حس می‌کنید به اندازه‌ی کافی خوب نیستید، حتی اگر نتایج خوب یا عالی زیادی گرفته باشید؛ فقط هرازگاهی که کارها عالی پیش می‌روند. در بقیه‌ی مواقع هر کاری می‌کنید و هرکه هستید، کافی نیست.

۲- زندگی بین افراد منفی‌ باف

دلایل ناراضی بودن از زندگی

هیچ‌کس تنها نیست. اطرافیان، کتاب‌هایی که می‌خوانید، فیلم‌هایی که می‌بینید و موسیقی‌ که گوش می‌دهید تاثیر زیادی روی احساسات و افکارتان دارند. حالا اگر اجازه بدهید این صداهای منفی روی شما تاثیر بگذارند، خوشحال‌ بودن سخت‌تر هم می‌شود. صداهایی که مدام از ناخوشی‌های زندگی می‌گویند خطرناک هستند و شما را پر از ترس و محدودیت می‌کنند. اینها زندگی را با دید منفی می‌بینند.

۳- در گذشته و آینده غرق‌ بودن

خیلی دردناک است که بیشتر زمان خود را در گذشته ‌بگذرانید. یا خاطرات قدیمی و دردناک را یادآوری ‌کنید. یا به یاد دعواها، فرصت‌های از دست رفته و چیزهایی از این دست بیفتید. از طرف دیگر، فکر زیاد درباره‌ آینده هم ترسناک است. گاهی تصور می‌کنید ممکن است چه مشکلاتی سر کار پیش بیایند یا در رابطه‌ی خود با چه چالش‌هایی مواجه ‌شوید. یا چه مشکلاتی برای سلامتی شما پیش بیاید. در تمام این موارد دچار کابوس‌های ترسناکی می‌شوید که دوباره‌ و دوباره در ذهن تان تکرار می‌شوند. وقتی در حال حاضر زندگی نمی‌کنید، تجربه‌های شگفت‌ انگیز زیادی را از دست می‌دهید.

۴- مقایسه خود و زندگیتان با دیگران و زندگی آنها

یکی از مضرترین عادت‌های روزانه این است که مدام خودتان را با دیگران و زندگی آنها مقایسه کنید. وقتی ماشین، خانه، شغل، کفش، پول، روابط شخصی، روابط اجتماعی و غیره را با دیگران مقایسه می‌کنید، در نهایت فقط اعتمادبه نفس خود را نابود می‌کنید و باعث احساسات منفی زیادی در خود می‌شوید.

۵- تمرکز روی جزئیات منفی زندگی

در هر شرایطی دیدن جنبه‌های منفی و تمرکز روی جزئیات برایتان به جز نارضایتی هیچ چیز ندارد. در این صورت اطرافیان را هم ناراحت می‌کنید.

۶- تصور اینکه دنیا حول محور شما می‌چرخد

فکر می‌کنید دنیا حول محور شما می‌چرخد و خودتان را محدود می‌کنید. زیرا می‌ترسید اگر کاری جدید یا متفاوت انجام دهید، مردم در مورد شما چه فکر می‌کنند. در این صورت روی خودتان و زندگی‌تان محدودیت‌ های بزرگی قرار می‌دهید. چطور؟ اول اینکه نسبت به تجربه‌ی چیزهای جدید و رشدکردن مقاومت می‌کنید. فکر می‌کنید که همه‌ ی انتقادات و منفی‌بافی‌هایی که در مقابل شما قرار می‌گیرد، تقصیر شماست. درحالی‌که ممکن است تقصیر طرف مقابل باشد چون هفته‌ی خوبی نداشته. یا ممکن است تصور کنید، توانایی ذهن خوانی او را دارید. همچنین یکی از دلایل خجالتی‌ بودن این است که فکر می‌کنید مردم به حرفها یا کارهایتان اهمیت زیادی می‌دهند.

۷- پیچیده کردن زندگی

ممکن است زندگی خیلی پیچیده باشد. این می‌تواند باعث استرس و ناراحتی شود. ولی معمولا خیلی از این پیچیدگی‌ها را خودمان به وجود می‌آوریم. بله، ممکن است زندگی روزبه‌روز پیچیده‌تر شود. ولی این به این معنا نیست که نمی‌توانیم عادت‌های جدیدی برای خودمان به‌وجود بیاوریم تا زندگی‌مان را کمی ساده‌تر کنیم.

۱۵ چیزی که اگر از زندگی ناراضی هستید که باید بیخیال آنها شوید

در بالا دلایل ناراضی بودن افراد از زندگی را برایتان بیان کردیم، در ادامه شما را با راهکارهایی آشنا می کنیم تا از زندگی خود لذت ببرید و احساس آرامش داشته باشید:

۱- بیخیال کسب اجازه شوید

اگر منتظر هستید همه‌ی آدم‌های زندگیتان تغییری را که می‌خواهید بدهید تایید ‌کنند – چه شروع کسب‌ و‌ کار خودتان باشد، چه تغییر شغل، چه جا به‌ جایی، و چه به کارگیری شیوه‌ی جدیدی از زندگی – پس هرگز تغییر نخواهید کرد. فقط کسی را که به تایید او احتیاج دارید، عاقلانه انتخاب کنید و دور بقیه را خط بکشید. از امروز شروع کنید: فهرستی بنویسید از نام افرادی که نظرشان در زندگی‌تان واقعا اهمیت دارد.

۲- اگر از زندگی ناراضی هستید بیخیال منفی بافی شوید

دلایل ناراضی بودن از زندگی

داشتن نگرش‌ های منفی فقط باعث می‌شود احساس بدتری به شما دست بدهد و این شما را ناراضی تر می‌کند. تمرین حالت‌های قدرشناسی؛ سپاسگزاری، و نعمت‌ ها، به جای حسادت و کمبود، به شما کمک خواهد کرد خیلی‌ زود از زندگی‌ تان احساس رضایت بیشتری کنید. طبق نظر اپرا وینفری، “اگر در زندگی به داشته‌هایتان نگاه کنید، همیشه چیزهای بیشتری نصیبتان خواهد شد، ولی اگر به نداشته‌هایتان فکرکنید، هرگز به اندازه‌ی کافی چیزی نصیبتان نخواهد شد.” از امروز شروع کنید: فهرستی از قدرشناسی‌ هایتان تهیه‌ کنید و آن‌را در جایی‌که قابل رویت است نصب‌ کنید، مثلا روی آینه‌ ی حمام. هرروز، چیزی را که به خاطرش شکرگزار هستید به فهرستتان اضافه کنید. به‌ زودی می‌فهمید چه‌ قدر چیزهای خوب در زندگی‌ تان دارید.

۳- بیخیال گذشته شوید

شاید از شغلی اخراج شده‌اید، خاطرات بدی از روابط شکست‌ خورده دارید، یا هربار برای مقطع کارشناسی ارشد اقدام کرده‌اید رد شده‌اید. حدس بزنید چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچ! هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد. ممکن است احساس‌کنید کل دنیا سد راه شما شده‌اند، ولی درحقیقت چنین چیزی نیست. دنیا بسیار بزرگ است؛ پر از میلیون‌ها انسانی که نسبت به آن‌چه بر سر شما آمده است هیچ نظری ندارند.

اگر گذشته، شما را از آن‌چه می‌خواهید در زندگی داشته‌ باشید باز می‌دارد، وقت آن است کمی روی بیخیالی کار‌کنید. از امروز شروع کنید: اگر احساس می‌کنید همه‌جا بار زیادی بر دوش‌تان حمل می‌کنید، وقت آن رسیده است که با یک مشاور، روان‌ درمانگر، یا مربی – بسته به وضعیت خاصی که دارید- قرار ملاقاتی بگذارید.

۴- اگر از زندگی ناراضی هستید بیخیال تنبلی شوید

زمان قیمتی‌ترین منبع ما است، و تلف‌ کردن آن برای انجام فعالیت‌های روح خراش می‌تواند خیلی زود به اتمام این منبع بینجامد. اگر با تنبلی دست و پنجه نرم می‌کنید، هرروز برای خودتان روی یک برنامه ریزی کار کنید. نوشتن کارهایی ضروری در برنامه‌ ی زمانبندیتان به شما کمک می‌کند مطمئن شوید فرصت اتمام آنها را خواهید داشت و همچنین کمک می‌کند بفهمید روی چه چیزهایی درست وقت‌ می‌گذارید و روی چه چیزهایی وقت تلف می‌کنید. از امروز شروع کنید: یک برنامه‌ی زمان‌بندی برای فردای‌تان بنویسید.

۵- بیخیال پاداش فوری شوید

پاداش فوری شاید الان عالی به‌نظر برسد، ولی در بلندمدت چندان هم خوب نیست. تصمیم‌ هایی برای آینده‌ ی خود بگیرید. درمورد این فکر کنید که می‌خواهید چگونه فردی باشید، و تصمیم‌های امروزتان را بر اساس آن “شما”‌ی آینده بگیرید. مثلا اگر هدف بلندمدتتان این است که یک سال دور دنیا بشد، برای رسیدن به این هدف، لازم است کمی پول پس‌انداز کنید.

اگر به هوس افتادید تلفن همراه‌تان را ارتقاء بدهید یا وسیله‌ی نقلیه‌ی جدیدی بخرید، به این فکر کنید که “شما”‌ی آینده -همان کسی که می‌خواهد دنیا را بگردد – دوست دارد آن پول را خرج کنید یا پس‌انداز کنید؟ به احتمال فراوان، در آینده از این‌که امروز آن پول را پس‌انداز کرده‌اید، شکرگزار خواهید بود. از امروز شروع کنید: وقتی امروز می‌خواهید چیزی بخرید، ببینید آیا گزینه‌ی مقرون‌ به‌ صرفه‌ تری وجود دارد، و با خرید گزینه‌ی اقتصادیتر ما به‌ التفاوت این دو را برای هدف پرهزینه‌ تری در آینده پس‌انداز کنید.

۶- بیخیال هنجارهای فرهنگی شوید

مهم نیست اگر جامعه می‌گوید باید در مقامی اداری کارکنید – که واقعا دوست‌اش ندارید – و در ۶۲ سالگی بازنشسته شوید. اگر این شیوه‌ ی زندگی را دوست ندارید، در شکستن هنجارها به خود آزادی عمل بدهید. از امروز شروع کنید: شخص الهام بخشی را پیدا کنید که پیش از شما چنین راهی را پیموده است.

۷- بدون توجه به زمانبر بودن برای رسیدن به هدفتان بجنگید

دلایل ناراضی بودن از زندگی

هدفی که رسیدن به آن سال‌ها طول می‌کشد می‌تواند خسته‌کننده باشد، دلهره‌ آور باشد، و زمان زیادی طول بکشد، اما اگر همان‌چیزی باشد که واقعا دل‌تان می‌خواهد، کاملا عادی است! چه شما به سمت آن هدف حرکت کنید و چه حرکت نکنید، یک دهه پیرتر شده‌اید. اگر می‌خواهید ۱۰ سال بعد رضایت بیشتری از زندگی‌ تان داشته‌ باشید از همین امروز برای رسیدن به هدفتان قدم‌ هایی بردارید. از امروز شروع کنید: هدف بزرگ ۱۰ ساله‌ای را که دارید روی کاغذ بنویسید.

۸- بیخیال آدم های سمی شوید

آدم‌ های سمی می‌توانند به‌ سرعت چشمه‌ ی امید و اطمینان شما را بخشکانند. همان‌ طور که جیم دان، گفته است: “شخصیت شما میانگینی از شخصیت پنج نفری است که بیشتر وقتتان را با آنها می‌گذرانید.” اگر از زندگی‌تان ناراضی هستید، همین صرف وقت با افراد سمی می‌تواند بخش بزرگی از مشکلتان باشد.

اگر به دنبال رضایت بیشتر هستید، با این دسته از آدمها بشد: افرادی که کاری را انجام می‌دهند که شما می‌خواهدی انجام دهید، و افرادی که نگاه زیبای‌شان به زندگی مسری است. پر‌کردن اطرافتان از افراد مثبت و انگیزه‌ بخش می‌تواند به افزایش احساس شادمانی و رضایتمندی در شما کمک کند. از امروز شروع کنید: درمورد ۵ نفری که بیشتر وقتتان را با آنها می‌گذرانید فکرکنید. آیا در‌ حلقه‌ ی مخفیتان فردی سمی وجود دارد؟

۹- بیخیال این شوید که برای تمام چیزها برنامه ریزی داشته باشید

اگر منتظر هستید تا تمام جزییات را پیش از کار جدیدی که می‌خواهید شروع کنید، برنامه‌ ریزی کنید، هرگز آن کار را شروع نخواهید کرد. خیلی ساده می‌شود در وضعیت فلج تحلیلی گیر‌ افتاد، درست وقتی‌که بی‌وقفه در حال پژوهش هستید ولی عملا هیچ پیشرفتی رو‌به‌جلو ندارید. از امروز شروع کنید: برای این‌که واقعا پروژه‌ای را شروع کنید، مطمئن شوید درمورد هدف‌‌تان اطلاعات کافی دارید. در هنگام کار می‌توانید بیشتر راجع‌ به آن‌چه باید بدانید مطالعه کنید. برداشتن نخستین گام روبه‌جلو، همیشه مهم‌ترین گام است؛ بدون‌ آن پروژه‌ی شما هرگز شروع نخواهد شد.

۱۰- بیخیال سرزنش کردن همه شوید

عصبانیت مدام نسبت به کسی که به شما بدی کرده است، به شما آسیب می‌زند و شما را از رسیدن به زندگی شگفت‌انگیزی که شایستگی‌ اش را دارید، بازمی‌دارد. و شما را بیشتر ناراضی می کند. بیخیال این شوید که به خاطر وضعیت کنونی زندگیتان کلی وقت صرف سرزنش دیگران کنید.

این کار هیچ فایده‌ای برایتان ندارد. این به‌معنی آن نیست که باید نسبت به کسی که به شما بدی کرده است با خوشرویی تمام برخورد کنید؛ بلکه فقط به این معنی است که شما نمی‌خواهید اجازه بدهید افکار مربوط به آن شخص در تمام طول سال به شما آسیب بزند. از امروز شروع کنید: روی چیزهای مثبت آینده فکر کنید.

۱۱- بیخیال موضوعات مادی شوید

اگر می‌خواهید از زندگیتان راضی باشید، توجه داشته‌ باشید پژوهش‌های فراوانی هستند که نشان می‌دهند، داشتن پول و مادیات بیشتر، از یک مرزی که بگذرد، دیگر رضایت‌ مندی از زندگی را افزایش نخواهد داد. شما برای رضایت داشتن از زندگی به چند چیز نیاز دارید: امنیت، تغذیه‌ برای تقویت بدنتان، ارتباط با دیگران، کاری که برایتان معنی‌دار و انگیزه‌ بخش باشد و این حس که به چیزی بزرگ‌تر از خودتان تعلق دارید.

شما به یک میلیون اسباب‌بازی جدید یا ابزارک‌ (گجت) مدرن نیازی ندارید. چه اهمیتی دارد که همسایه‌ تان بهترین چیزها را دارد؟ بی‌خیال شوید! از امروز شروع کنید: با تمیزکردن یکی از کمدهای خانه‌تان، یک عادت تمیزکاری را شروع کنید. تمیزکاری می‌تواند شما را از مادی‌ گرایی رها کند، و همچنین فضا و ذهن‌تان را از افکار مادی آزاد سازد، درنتیجه در زندگی برای آن‌چه دوست می‌دارید فضای بیشتری خواهید داشت.

۱۲- اگر از زندگی ناراضی هستید بیخیال بلاتکلیفی شوید

وقتی به تغییری در زندگی فکر می‌کنید، و همه‌ی “اگر…. چی؟”ها را در نظر می‌گیرید، ممکن است ذهنتان به دوران بیفتد. مسئله این است: بلاتکلیفی همیشه وجود خواهد‌داشت. هیچ‌وقت نمی‌دانید در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. از عهده‌ی این بلاتکلیفی برآمدن و درک این موضوع که برای خلاص شدن باید کمی خطر کنید، کلید رضایت‌مندی است. از امروز شروع کنید: به رویای بزرگی که در زندگی دارید فکر کنید.

وقتی “اگر….. چی”ها و تردیدها ذهن شما را پر می‌کند(که خواهد کرد! )، آن افکار را با جمله‌های مثبت “بله، ولی اگر…. چی؟” و با تمام چیزهای خوبی که رسیدن به آن رویا در زندگی‌تان به‌بار می‌آورد، عوض کنید. مثلا، اگر می‌خواهید کسب‌و‌کاری را آغاز کنید، و هربار که به آن فکر می‌کنید، این جمله به ذهنتان می‌آید که “اگر شکست بخورم، چی؟” این جمله را با “بله، ولی اگر موفق بشوم چی؟” عوض کنید و اجازه دهید تخیل‌ تان در آن مسیر مثبت بی‌ پروا پر بکشد.

۱۳- بیخیال شوید که همه چیز را یکباره‌ تغییر دهید

اگر از زندگی‌ خود ناراضی باشید، تغییر یکباره‌ ی کل زندگیتان می‌تواند فکر وسوسه‌ انگیزی باشد. ولی در‌ واقع، بهتر است هرزمان روی یکی از عادت‌های‌تان تمرکز کنید. اگر هر هفته روی تغییر یک رفتار فکر کنید، می‌توانید بررسی کنید که آیا این تغییر عادت به دردتان می‌خورد یا نه، و اگر پاسخ مثبت بود، بی‌درنگ دست به‌کار شوید. من مدام تاکید می‌کنم اول روی ورزش‌کردن کار‌کنید؛ ورزش روحیه‌بخش است و موجب می‌شود احساس قدرت کنیم. همین‌که از بدنمان کار می‌کشیم و سلامتمان را بهبود می‌بخشیم، کم‌کم احساس می‌کنیم می‌توانیم از پس دیگر موقعیت‌ های زندگیمان که خواهان تغییرشان هستیم، برآییم.

از امروز شروع کنید: بخشی از زندگی‌ تان را که مایل به تغییر آن هستید، انتخاب کنید. در آن بخش برای هر روزِ هفته هدفی تعیین کنید (مثلا “بهتر است به جای این‌که هرروز برم سراغ ماشین سکه‌ای، یه لقمه‌ی سالم خونگی با خودم بیارم سرکار”) همین‌که به اهداف کوچکتان می‌رسید برای کار بر روی اهداف بزرگ‌تر (مثلا اینکه بدنتان را ۹۰% مواقع با غذاهای سالم تغذیه کنید) سرعت لازم را به‌دست می‌آورید.

۱۴- بیخیال شوید که حتما کسی دیگر بیاید و شما را هدایت کند

دلایل ناراضی بودن از زندگی

اگر چیزی در زندگیتان هست که خواهان تغییر آن هستید، احتمال آن وجود دارد که کسان دیگری هم با همان هدف در اطراف شما وجود داشته باشند. خودتان رهبری امور را در دست بگیرید و اهدافتان را دنبال کنید. از وضعیت سلامتتان ناراضی هستید؟ رفیقی را پیدا کنید که بتوانید با او یک وعده غذای سالم درست کنید، یا همکاری که بعد از ساعت ناهار بتوانید کمی باهم ورزش کنید. از امروز شروع کنید: به چیزی فکر کنید که منتظر انجام آن هستید. به همکاران یا دوستانتان ایمیل بزنید و ببینید آیا کسی هست که دوست داشته باشد در این کار شما را همراهی کند.

۱۵- اگر از زندگی ناراضی هستید بیخیال تنهایی کارکردن شوید

اگر آرزوی تغییر زندگیتان را دارید، یک شریک مسئولیت پاسخگویی پیدا کنید. این شخص می‌تواند یکی از اعضای خانواده، یک دوست، مربی خصوصی، یا مشاور باشد. داشتن کسی که تشویق‌تان کند، به شما انگیزه بدهد، و وقتی‌که دل‌سرد می‌شوید شما را به مسیرتان بازگرداند، بی‌نهایت مهم است. از امروز شروع کنید: در حوزه‌ی خاصی از زندگیتان که قصد بهبود آن را دارید، از یک نفر بخواهید شریک مسئولیت پاسخگویی شما باشد.

عواقب دوستی با افرادی که از زندگی خود ناراضی اند

افرادی که معترض هستند اکثرا خیلی منفی هستند که ممکن است به طور ناگهانی احساس کنید که روی شما بسیار تاثیر گذاشته اند به گونه ای که دیگر خود مثبتتان را به یاد نمی آورید. آنها روی انرژی شما تاثیر خواهند گذاشت و مغز و روان شما به دلیل احساسات ایجاد شده تغیر کنند. این عواقب می تواند اینگونه باشد:
۱- عدم تعادل در احساسات فردی تان
۲- سخت شدن حل کردن مشکلات
۳- افکار منفی
۴- کاهش تمرکز

چکیده
گاهی اوقات شرایط زندگی باعث می‌شود احساس خوشبختی نکنید. ولی بخشی از این نارضایتی به‌دلیل تفکر خودتان است. در واقع اغلب اوقات، تفکر، رفتار و عادتها نقش خیلی مهمی در این مسئله ایفا می‌کنند. در این مقاله با دلایلی که می‌توانند باعث نارضایتی شدید شما و اطرافیانتان شوند و همچنین با چگونگی بهترین شکل غلبه بر این عادات آشنا شدید که امیدواریم مورد استفاده تان قرار گرفته باشند.

پاسخ دهید