ترویج کارآفرینی چیست.

ترویج کارآفرینی

ترويج كارآفريني

ترویج کارآفرینی را میتوان تلاشی برای توسعۀ فرهنگ، اندیشه و اقدامات کارآفرینانه در بین افراد و گروه های مختلف جامعه دانست؛ به طوری که ایجاد فضای کارآفرینانه در جامعه را می توان هدفی بلندمدت برای برنامه های ترویج کارآفرینی به شمار آورد.یعقوبی(2009)

در کوتداه مددت نیزبه اهدافی نظیر افزایش انگیزه، توانمندی، مهارت و تمایل افراد برای راه اندازی کسب و کارهای کارآفرینانه و افزایش حمایت های اجتماعی از کسب و کارهای مخاطره پذیر نائل می شود.یعقوبی(2009)

به طور کلی می توان گفت: ترویج کارآفرینی تلاشی برای توسعۀ فرهنگ و اندیشۀ کارآفرینی ازطریق تغییر در دانش، نگرش ها، مهارت ها، صلاحیت ها، باورها و ارزش های افراد در جامعه است که در نهایت منجر به ارتقای اقدامات و یا بروز نیت و رفتار کارآفرینانه در بین افراد جامعۀ هدف میشود.پترین(1997)
توسعۀ کارآفرینی را نیازمند تلاش برای توسعۀ فرهنگ کارآفرینانه در جوامع دانسته و اولین گام در فرآیند توسعۀ کارآفرینی در جوامع را ترویج فرهنگ کارآفرینانه می داند. در این راستا،باید اذعان نمود که ترویج فرهنگ کارآفرینی جز از طریق بهبود و ارتقای دانش، نگرش، مهارت ورفتار کارآفرینانه صورت نمی گیرد.

 

تعریف کارآفرینی

كارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركت هاي  نو، سازمان هاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت  مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه  مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفت هاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهم تر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

ترویج کارآفرینی
ترویج کارآفرینی چیست

الگوهاي ترویج کارآفرینی:

با تغییر ادبیات علمی کارآفرینی به ترتیب از((چه کسی یک کارآفرین است))به((چه چیزی توسعۀ رفتار کارآفرینانۀ افراد را تحت تأثیر قرار می دهد))ودرنهایت((مقدمات بروز رفتار کارآفرینانه در افراد چیست)) نظریه های ادبیات روانشناختی کارآفرینی نیز اهمیت پیداکردند؛ چرا که آنها تأکید کردند که نیت پیش بینی کنندۀ اصلی فعالیت و رفتار کارآفرینانه هستند(شرروهمکاران1991)

بیرد(1988)وکتزوگارتنر(1988) نیز استدلال کردند که کارآفرینی یک نوع ازرفتار برنامه ریزی شده است. بنابراین، مدل های نیت محور می توانند نقش مهمی در جهت به دست آوردند بینش هایی در مورد تبیین کننده های اصلی رفتار کارآفرینانه دانشجویان داشته باشند؛ و براساس چنین بینش هایی میتوان الگوهای مناسب تری برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان تدوین کرد.اسچینر، (2008)در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع، پژوهشگران و دانشمندان برای ترویج کارآفرینی، مدل های نیت محور متنوعی ارائه دادند؛ اما مدل های نیتم حور غالب توسط بیرد(1998)بوید و وزیکیس(1994)وآجزن(1991)توسعه داده شده اند

الگوي نیت کارآفرینانه بیرد:

بیرد(1988) نیت را به عنوان یک حالت ذهنی که هدایت کنندۀ توجه فرد(اقدام) نسبت به یک پدیدۀ خاص(هدف) و یا یک مسیر برای دستیابی به چیزهای خاص تعریف کرد.بیرد(1988) فرض کرد که نیت کارآفرینانه در ابتدا هدایت کنندۀ مواردی از قبیل تعیین هدف،تعهد، ارتباطات، توسعه و رشد است. در مدل او عوامل فردی و زمین های پیش بینی کنندۀ نیت کارآفرینانه هستند. عوامل فردی متشکل از پیشینۀ فردی، شخصیت و توانایی ها هستند و عوامل زمینه ای از متغیرهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تشکیل شده اند. علاوه براین، نیت تحت تأثیر تفکرات منطقی، تحلیلی و علت معلولی و شهودی، کلنگر و زمین های می باشد

الگوي نیت کارآفرینانۀ بوید و وزیکیس

بوید و وزیکیس(1994) مدل نیت کارآفرینانۀ بیرد رابیشتر توسعه دادند. از دیدگاه بوید و وزیکیس، نیت محرکی است که افراد توسط آن محیط اجتماعی و فیزیکی خود را درک میکنند و همچنین راهی است که از طریق آن افراد نتایج آیندۀ رفتار خود راپیشبینی میکنند. بر طبق این مدل، انتظارت درکشده، نگرشها، موقعیتها، باورها و ترجیحات برتوسعۀ نیات افراد تأثیر میگذارند. مدل آنها بیشتر شامل تفکرات منطقی و شهودی است که بر نیت رفتاری و فعالیت کارآفرینانه تأثیر میگذارند. تفاوت اصلی الگوی بوید و وزیکیس با مدل نیت کارآفرینانه بیرد، ادغام متغیر خودکارآمدی درمدل است. خودکارآمدی نشاندهندۀ میزان اعتماد بهنفس یک فرد به توانایی خود برای انجام یک رفتارخاص است(بندورا1977)

این نتیجۀ فرآیند و توسعۀ تفکر شناختی در فرد است که توسط تجربیات، یادگیری مشاهدهای، ترغیب اجتماعی و ادراکات از رفاه فیزیولوژیکی که از متغیرهای فردی و زمینهای مشتق شدهاند، تحت تأثیر قرار میگیرد(بوید و وزیکس،1994) در این مدل، نگرشها و
خودکارآمدی در مورد احتمال شکست و موفقیت بر توسعۀ نیت کارآفرینانه فرد تأثیر میگذارند. علاوه
بر نقش میانجیگری این متغیرها، خودکارآمدی خود نیز به عنوان یک متغیر اصلی بر اقدام(رفتار) تأثیر میگذارد؛ بنابراین، برای گذار از نیت به رفتار(فعالیت) به درجۀ بالایی از خودکارآمدی در فرد
نیاز است.

ترویج کارآفرینی
الگوهای ترویج کارآفرینی

نظریۀ رفتار برنامه ریزي شدۀ آجزن:

نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده در نظریۀ اقدام منطقی ریشه داردنظریۀ اقدام منطقی ادعا میکند که نیت رفتاری،تابع اطلاعات و باورهای مهم دربارۀ حداکثر احتمال انجام یک رفتار خاص است(مادام وهمکاران و1992). این باورها شامل باورهای هنجاری و رفتاری به عنوان یک مجموعه متمایز مفهومی هستند.باورهای هنجاری بر هنجارهای ذهنی و باورهای رفتاری بر نگرش فرد نسبت به انجام یک رفتارخاص تأثیر می گذارند. بر این اساس، اطلاعات و باورهای مهم بر نیت و درنهایت رفتار فرد از طریق هنجارهای ذهنی و یا نگرش ها او تأثیر می گذارند. در این نظریه، متغیرهای بیرونی که در مدل ذکر نشده اند به صورت غیرمستقیم از طریق تأثیر بر هنجارهای ذهنی و نگرش ها برنیت رفتار(اقدام) افرادتاپیرگذار

در نظریۀ رفتار برنامه ریزی شدۀ آجزن(1991) نیت نشان دهندۀ یک عامل ضروری و اساسی برای بروز یک رفتار(مثل کارآفرینی) در افراد است. در این نظریه فرض میشود که عوامل انگیزشی(نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درکشده) از طریق نیت بر رفتار افراد تأثیر می گذارند(آجزن 1991) بنابراین، نیت افراد نتیجۀ سه عامل نگرش، هنجار ذهنی و برداشت ذهنی از کنترل رفتار است(چن وهمکاران)

نظریۀ رفتار برنامه :

نگرش نسبت به راه اندازی یک کسب و کار به درجۀ ارزش گذاری مثبت یا منفی یک فرد به کارآفرینی اشاره دارد(2001آجزن) هنجار ذهنی، برداشت ذهنی از فشار اجتماعی برای انجام دادن یاندادن رفتار کارآفرینانه است(آجزن2001) و برداشت ذهنی از کنترل رفتار، ادراک فرد از مشکل یاآسانی کارآفرین شدن است. عوامل انگیزشی نشانگرهای برای سنجش این هستند که چگونه افرادسخت کوش تمایل به تلاش دارند و چقدر از تلاش آنان در انجام یک رفتار برنامه ریزی شده است؛بنابراین، هر اندازه در یک زمینۀ خاص، عوامل انگیزشی بالاتری وجود داشته باشد، نیت قوی تری درفرد ایجاد میشود و به همان نسبت احتمال انجام آن رفتار افزایش می یابد. براساس نظریۀرفتار برنامه ریزی شده در بافت کارآفرینی، اساس شکل گیری یک کسب و کار جدید داشتن نیت قوی برای خوداشتغالی در افراد است.

پیش نیاز اصلی در نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده این است که رفتار تحت کنترل ارادی فرد باشد.این در حالی است اکثر رفتارها حداقل تا حد معینی به عوامل غیرانگیزشی(دسترسی به منابع وفرصت بستگی دارد.(آجزن1991) بنابراین، کنترل واقعی یک رفتار خاص، ترکیبی از هر دو عامل است که بر اساس نظریۀ رفتار برنامه ریزی شدۀ، مهم ترین کنترل واقعی، کنترل رفتاری درکشده توسط فرد است. تفاوت اصلی بین نظریۀ اقدام منطقی و نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده در ادغام متغیر کنترل رفتاری درکشده در مدل است. به طور خلاصه، نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده استدلال میکند که احتمال رفتارواقعی به میزان تمایل فرد به انجام این رفتار و کنترل رفتاری درکشدۀ او بستگی دارد. این دو عامل می توانند به طور مستقیم رفتار را پیش بینی کنند.(شکل2)

کاربرد نظریۀ رفتار برنامه ریزي شده در ترویج کارآفرینی

با وجود مفید بودن الگوهای نیت کارآفرینانه بیرد و بوید و وزیکیس در پژوهشهای کارآفرینی به ویژه نیت و رفتار کارآفرینانه، به دلیل ماهیت فردنگری و توجه نداشتن به عوامل اجتماعی نتواسته اند به عنوان یک الگوی جامع در پژوهش های مربوط به ترویج و ارتقای کارآفرینی مورد استفاده قرار گیرند. این در حالی است که تئوری رفتاربرنامه ریزی شدۀ آجزن به صورت گستردهای در ادبیات کارآفرینانه به عنوان چارچوب نظری مناسبی برای چگونگی ارتقاء و ترویج کارآفرینی مورد استفاده قرار گرفته است؛ زیر این چارچوب به تبیین فرآیندهای شناختی پیچیده و متنوع که منجر به ایجاد و راه اندازی کسب و کارهای جدید می شوند کمک می کند(لینان2008)

با وجود مزیت های نظری، الگوی رفتار برنامه ریزی شده می توانند در چهار حوزۀ مختلف مورداستفاده قرار گیرد.

  1. تأثیر عناصر مرکزی نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده بر نیت و رفتار کارآفرینانه
  2. تأثیر سرمایۀ انسانی و اجتماعی(نظیر مهارتهای کارآفرینانه و روابط اجتماعی) نظیر مهارتهای کارآفرینانه و روابط
  3. تأثیر دانش و آگاهی از محیط کارآفرینانه بر عناصر مرکزی نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده و نیت کارآفرینانه
  4. پژوهش های فرهنگی این ادبیات درمجموع استدلال ها و بینش های فراوانی در زمینۀ مفید بودن نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده برای شناسایی مولفه های اصلی الگوی ترویج کارآفرینی در نظام های آموزشی فراهم میکنند(لینان وهمکاران)

بنابراین، میتوان از این الگو به عنوان چارچوب

معتبری برای ترویج کارآفرینی در بین فراگیران نظامهای آموزشی استفاده کرد

عوامل موثر بر رفتار کارآفرینانه براساس نظریۀ رفتار برنامۀ ریزی شدۀ آجزن برای تدوین مدل مفهومی ترویج کارآفرینی
  • عوامل انگیزشی
  • عوامل انسانی
  • عوامل فرهنگی
  • عوامل اجتماعی
  • عوامل شخصیتی روانشناختی
  • عوامل جمعیت شناختی
عوامل انگیزشی

پژوهش های مختلفی در زمینۀ پیش بینی کننده های رفتار کارآفرینی انجام شده است که برخی از این پژوهش ها به رابطۀ بین نگرش به کارآفرینی، خودکارآمدی و هنجارهای ذهنی با نیت ورفتار کارآفرینانه اشاره کردهاند(لی،2008 ؛ ناصردین و همکاران، 2009)

این در حالی است که نتایج بسیاری از مطالعات نشاندهندۀ این است که در بافت های فرهنگی کشورهای مختلف تنها نگرش نسبت به کارآفرینی و کنترل رفتاری درک شده بر نیت کارآفرینانه تأثیر می گذارند(فایول و گایلی،2005لینان و چن2009)

عوامل انسانی

بررسی ادبیات نشان می هد که داشتن مهارت های کارآفرینانه موجب میشود که فردکارآفرینی را نسبت به گزینه های شغلی دیگر ترجیح دهد و در نتیجه او میتواند به راحتی طرح کسب و کار خود را راه اندازی کند(وید و وزیکس، 1994؛ دینوبل و همکاران، ؛ شدرر و همکاران،

1991) علاوه بر این، دانش کارآفرینانه که به دانش و آگاهی افراد دربارۀ محیط کارآفرینی وسیستم های حمایتی آن اشاره دارد، نیز عامل مهمی در جهت ارتقای رفتار کارآفرینانه است(لینان وهمکاران، 2008 ؛ لینان و سانتوس،2008) از این رو، برای راه اندازی کسب و کارهای کارآفرینانه به سطحی از دانش کارآفرینانه در افراد نیاز است(اوجر و همکاران، 2009)

عوامل فرهنگی

بر اساس مطالعات، ارزش گذاری اجتماعی در زمینۀ کارآفرینی و ارزش گذاری های

محیطی نزدیک در زمینۀ کارآفرینی بر تبیین کننده های نیت کارآفرینانه بر اساس نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده تأثیر می گذارند.ارزش گذاری اجتماعی کارآفرینی به ارزش های فرهنگی متنوع در جوامع که ممکن است پیش برنده و یا بازدارندۀ نگرش های خاص، ویژگی های شخصی، ظرفیت ها و ادراکات هنجاری نسبت به رفتار کارآفرینانه باشند، اشاره دارد(زهرا وهمکاران1999)

عوامل اجتماعی

یکی از مهمترین عوامل اجتماعی موثر بر بروز رفتار کارآفرینانه، سرمایۀ اجتماعی

است. سرمایۀ اجتماعی، جمع منابع بالقوه و بالفعل موجود در گروه ها است که از مجموعۀ ابعادشناختی، ارتباطی و ساختاری بهدست می آید(ناهاپیت و قوشال،1998)

و به افراد اجازه میدهد تا به منابع و اطلاعات اعضای دیگر گروههایی که به آن تعلق دارند، دسترسی پیدا کند(پاکستون1999)بنابراین سرمایۀ اجتماعی، به عنوان یک مشخصه اجتماعی باعث بروز خلاقیت، ایده پروری، تسهیل رفتارهای نوآورانه و ریسک پذیر می شود که از جمله شاخص های کارآفرینی محسوب میشود(قلی پور وهمکاران2008)

عوامل زمین هاي محیطی

عوامل زمین های محیطی به مجموعۀ وسیعی از عواملی که ممکن است بر ؛ تمایل افراد به درگیری در فعالیتهای کارآفرینانه تأثیر بگذارد، اشاره دارد(لوتاج و فرانک،2003، کریستیانسن،2001)

براساس نظریۀ اقتصاد سازمانی، عوامل زمینهای محیطی میتوانند نقش مهمی در شکل گیری نگرش و رفتار اقتصادی افراد نظیر کارآفرینی داشته باشند(نورث،2005)

این عوامل میتوانند تسهیل گر یا بازدارندۀ فعالیتهای کارآفرینانه باشند و آنها نقش مهمی در شکل گیری نیت افراد برای ایجاد یک کسب و کار کارآفرینانه دارند(پیتوای و کوپ،2007)

عوامل شخصیتی روانشناختی

در ادبیات کارآفرینی چهار ویژگی، یعنی نیاز به پیشرفت (انگیزۀ

پیشرفت)، ریسک پذیری، مرکز کنترل درونی و تحمل ابهام به عنوان متغیرهای اصلی شخصیتی روانشناختی در مطالعات کارآفرینی در نظر گرفته شدهاند (چن، 2008 ) به طوری که این متغیرها به عنوان پیش بینی کننده های اصلی کارآفرین شدن افراد هستند و بر روحیات و نیات کارآفرینانۀ افراد تأثیرمی گذارند (گرول و همکاران، 2010 ؛ فرانک و همکاران، 2007). براساس نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده این چهار متغیر بیشترین تأثیر بر نگرش نسبت به کارآفرینی و کنترل رفتاری درکشده دارند (لینان وچن، 2009 ؛ کریمی و همکاران، 2013 ؛ فینی و همکاران، 2012)

عوامل جمعیت شناختی

در بافت کارآفرینی، متغیرهای جمعیت شناختی به متغیرهای نظیر آموزش،

سن، جنسیت، سطح تحصیلات و تجربه های کار قبلی اشاره دارند. ادبیات موجود نشان میدهد که این متغیرها بر میزان کارآفرینی به صورت نسبی تأثیر میگذارند(رابینسون و همکاران،1991) در این

راستا، براساس نظریۀ رفتار برنامه ریزی شده، متغیرهای جمعیت شناختی افراد به صورت غیرمستقیم ازطریق عوامل انگیزشی (نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده)

می توانند بر نیت و رفتار کارآفرینانۀ افراد تأثیر بگذارند(لینان و همکاران،2011؛ کریمی، 2014 )

 

نتیجه گیری

این مطالعه با هدف طراحی الگوی مفهومی برای ترویج کارآفرینی تدوین شد. برای این منظور ابتدا مفاهیم ترویج کارآفرینی و الگوهای ترویج کارآفرینی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت با مبنا قرار دادن نظریۀ رفتار برنامهریزی شدۀ آجزن(1999) به عنوان الگوی مناسبی برای بررسی تأثیر انواع اقدامات بر رفتار کارآفرینانه و بررسی ادبیات تجربی موجود، الگوی مفهومی برای ترویج کارآفرینی به صورت شکل چهار صورت گرفت

در این الگو متغیرهای بیرونی(عوامل انسانی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل زمینهایمحیطی، عوامل شخصیتی روانشناختی و عوامل جمعیت شناختی) از طریق عوامل انگیزشی(نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده) بر نیت و در نهایت رفتار کارآفرینانۀ
دانشجویان نظام آموزش عالی تأثیر میگذارند. بنابراین، به مدیران، برنامه ریزان و
آموزش گران نظام آموزش توصیه میشود که برای ترویج و ارتقای کارآفرینی در بین
دانشجویان با متغیرهای بیرونی(عوامل انسانی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل
زمینهای محیطی، عوامل شخصیتی روانشناختی و عوامل جمعیتشناختی)و انگیزشی(نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده) رادرنظر بگیرید

 

پاسخ دهید