بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

بهترین فیلم های2018 بازیگر و کارگردانشان

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان ، به دنبال فهرست بهترین فیلم‌های ۲۰۱۸ هستید؟ جای درستی را انتخاب کرده‌اید. ما دراین مقاله، بهترین فیلم‌ های ۲۰۱۸ را به شما معرفی می‌کنیم که با هیجان‌شان شما را پای تلویزیون میخکوب می‌کنند. این فهرست در سایت راز ثروت، تنها شامل  فیلمهای  برتر نیست، بلکه شامل منتخب بهترین فیلم‌های ساخته‌شده‌ در سال ۲۰۱۸ می‌شود.

۱-سوگولی (The Favourite)

بازیگران: اولیویا کلمن، اما استون، ریچل ویز، نیکلاس هولت

کارگردان: یورگس لنتیموس

سوگولی

از شکوه و طمطراق تئاترهای سیاسی معمولا برای نمایش قساوت سبکسرانه و تصمیم‌گیری‌های تصادفی حاکمان استفاده می‌شود.

فیلم هم به‌شکلی مشابه از این امر بهره می‌گیرد و طنزی تلخ خلق می‌کند. «سوگولی» داستان ملکه «آن» (کلمن که برای این نقش اسکار گرفت) و ۲ زن دیگر (ویز و استون) هستند

که برای جلب‌توجه او سرسختانه با هم رقابت می‌کنند. «ابیگیل» تازه‌وارد (استون) با کوچک‌کردن خودش به‌دنبال کسب قدرت است.

لیدی سارای (ویز) باتجربه با نقشه‌کشیدن و ایجاد تفرقه به‌دنبال حفظ موقعیتش است.

رفتار ملکه «آن» زودرنج هم ساده‌انگارانه و پیرو مزاج دمدمی‌اش تغییر می‌کند! تماشای برخورد این ۳ نفر با یکدیگر به‌شکلی خجالت‌آور لذت‌بخش است.

استعداد لنتیموس، مانند فیلم قبلی‌اش «خرچنگ»، در شناسایی و نمایش بلاهت‌ و سبک‌مغزی در بی‌رحمی انسان‌هایی است که در اوج هستند.

فیلم در نیمه دوم و با پایان گنگش کمی می‌لنگد. هراس از فضای خارجی و بی‌علاقگی به گذر از دیوارهای کاخ، نقطه‌ضعف فیلمی است که تلاش می‌کند به حقایق بزرگ‌تری دست پیدا کند.

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

۲-بگذار خورشید بتابد (Let the Sunshine In)

بازیگران: ژولیت بینوش، ژاویر بووآ، فیلیپ کاترین، ژوسین بالاسکو

کارگردان: کلر دنیس

بگذار خورشید بتابد

فیلم با صحنه طولانی و ناخوشایند هم‌آغوشی شروع می‌شود و روشن می‌کند که داستانی‌ست درباره معاشقه و فراتر از یک کمدی‌رمانتیک معمولی.

بااین‌حال، داستان «ایزابل»، هنرمند میانسال فرانسوی (بینوش) که با چندین رویارویی آزاردهنده و ناخوشایند احساسی کلنجار می‌رود، به‌شکلی سوزناک رمانتیک است!

بسیاری از صحنه‌های بینوش همیشه افسونگر و خواستگاران اغلب ناخوشایندش به‌شدت بامزه‌اند.

فیلم هم احساساتی و هم قدرتمند است. داستان فیلم درباره گرفتارشدن در الگوهای رفتاری است و با ساده‌انگاری می‌توان آن را برداشتی از کارهای فلسفی «رولان بارت» دانست.

بیشتر مکالمات چرخشی است بین عشوه‌گری و سرزنش‌گری که با تعارف بین آدم‌ها ردوبدل می‌شود.

ایزابل پیوسته در معرض شکست احساسی و فیزیکی و همچنان پذیرای فرصت‌ها و احتمالات زندگی است.

این همان چیزی است که تماشای این فیلم آرامش‌بخش و تکرارشونده را لذت‌بخش می‌کند.

۳ شاد مثل لاتزارو (Happy as Lazzaro)

بازیگران: آدریانو تاردیولو، نیکولتا براچی، سرجی لوپز
کارگردان: آلیس رورواچر

شاد مثل لاتزارو
همیشه طرفدار رئالیسم جادویی نیستم، به‌ویژه وقتی از آن برای ساده‌سازی بیش‌ازحد یا حذف پیچیدگی‌های تاریخ و سیاست استفاده می‌شود.

اما «شاد مثل لاتزارو» داستانی زیبا و سرخوش است درباره اهالی شهری در تپه‌های ایتالیا که از رئالیسم جادویی برای کنکاش درباره بهره‌کشی، نیروی کار و طبقه اجتماعی استفاده می‌کنند.

فیلم داستان لاتزاروی ساده و سرخوش و پایبند به اخلاق کاری است که بدش نمی‌آید

هرازگاهی به دوردست‌ها خیره شود! آدم‌های مختلف، به‌ویژه پسر دوست‌نداشتنی مالک مرموز روستا، از او سوءاستفاده می‌کنند.

اما گویا او اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد. چهره متین و آرام او تغییری نمی‌کند

و باعث می‌شود اهالی (و بینندگان) احساسات خودشان را در آن ببینند! حتی وقتی فضای داستان تیره می‌شود،

رفتار سرخوش لاتزارو تغییری نمی‌کند. کارگردانی آلیس رورواچر در حفظ لحن فریبنده فیلم نیز به همین سان است.

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

۴ ستاره‌ای متولد می‌شود (A star is born)

بازیگران: لیدی گاگا، بردلی کوپر، سم الیوت، دیو چَپل

کارگردان: بردلی کوپر

 

فیلم داستان دو آوای رقیب است. در یک سو با صدای خش‌دار و توگلویی «جکسن مین»، کابوی آوازه‌خوان،

و در سوی دیگر با صدای خروشان و باروحِ «اَلیِ» خدمت‌کار که رویای پیوستن به دنیای ستاره‌ها را دارد، روبه‌روییم.

بردلی کوپر، کارگردان، تهیه‌کننده و نویسندهٔ فیلم نقش «مین»، و ستارهٔ موسیقی پاپ، لیدی گاگا، نقش «الی» را بازی می‌کنند.

تضاد میان صدای این دو، دلیل اصلی جذابیت آواز «کم‌عمق» (Shallow) در این فیلم است؛ آوازی که برندهٔ اسکار شد.

موسیقی و آواز فیلم که مو را به تن‌تان صاف می‌کند، منشاء بیشتر صحنه‌های گیرای فیلم است.

فیلم دربارهٔ شهرت است و در یک ساعت نخست که به جنبه‌های رمانتیک و خلاقانهٔ رابطهٔ جکسن و الی می‌پردازد،

در اوج است. «کوپر» کاری می‌کند که باور کنید یک ماشین شاسی‌بلند مشکی می‌تواند دروازه‌ای باشد به دنیایی دیگر مملو از جشنواره‌های موسیقی‌ پرهیاهو،

مهمانی‌های سرخوشانهٔ پشت صحنه و اجراهای مختلف در برنامهٔ زندهٔ «شنبه شب».

البته فیلم در نیمهٔ دوم، به‌تمامی از تک‌وتا نمی‌افتد. دو بازیگر اصلی کاملا در نقش شخصیت‌های داستان فرو رفته‌اند

و داستان به‌ویژه در قسمت‌هایی که به گذشته اشاره می‌کند، جاندار است.

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

۵-روما (Roma)

بازیگران: یالیتزا، آپاریچیو، مارینا دِ تاویرا، فرناندو گردیاگا، جورج آنتونیو گورِرو

کارگردان: آلفونسو کوآرن

 

فرقی نمی‌کند، در سکوت سالن سینما، روی صفحهٔ پرنور لپ‌تاپ یا آن‌طور که تهیه‌کنندهٔ نتفلیکس پیشنهاد کرده، در گوشی موبایل فیلم را تماشا کنید.

روما، این فیلم شخصی کوآرن، به‌هرروی می‌درخشد! کارگردان «فرزندان بشر» و «جاذبه» که با این فیلم دومین اسکارش را برای بهترین کارگردانی گرفت، با هنرش شما را مجذوب می‌کند.

هنروران بسیار، در میان صحنه‌های درماندگی که هم‌زمان همراه با نشاطی همیشگی‌اند، داستان زندگی خدمتکار خوش‌قلب،

«کلیئو» (آپاریچیو) را به نمایش می‌گذارند. « کلیئو» در سال‌های آغازین دههٔ هفتاد تلاش می‌کند به به زندگی خود و خانواده‌اش سامان دهد.

رویکرد هنری «کوآرن» تنها ابزاری برای پیچیدگی بیشتر داستان نیست.

او احساسات مختلف، رخدادهای تاریخی و تفاوت طبقاتی را به هم پیوند داده است.

دریافت اینکه هریک از این عناصر در ترکیب شگفت‌انگیز تصاویر چه می‌گویند، آسان نیست.

با این حال، مثلا صحنه‌ای که کلیئو و خانواده‌ در حال بستنی خوردن، پس از شامی ویرانگر هستند

و در پس‌زمینه جشن عروسی برقرار است، چنان تأثیرگذار است که تاکنون از ذهنم پاک نشده است. فیلم سرشار از چنین ترکیبات هنرمندانه‌ای است که با ابهامی هشیارانه و تنشی غیرقابل‌اجتناب همراه‌اند.

۶ دله‌دزدها (Shoplifters)

بازیگران: لیلی فرانکی، ساکورا آندو، مایو ماتسوکا، سوسوکه ایکِماتسو

کارگردان: هیروکازو کورِدا

 

پیوندی که خانواده‌ها (که گاهی پیوند خونی ندارند) را به هم متصل می‌کند، موضوع «دله‌دزدها»ست.

این داستان شاعرانه ماجرای کلنجارهای اقتصادی آدم‌ها، در حاشیهٔ توکیو است.

در صحنهٔ آغازین با اُسامو شیباتا (فرانکی)، مردی یاغی و پدرسالار آشنا می‌شویم و می‌بینیم چطور کودکی کنجکاو و معصوم به انجام یک دزدی خُرد در فروشگاه کمک می‌کند.

این دو نفر با اشاره‌های ظریف و بی‌کلام با هم ارتباط برقرار می‌کنند، درست مانند رقصی هماهنگ!

از این نقطه، کارگردان داستان را بسط می‌دهد، دیگر اعضای خانواده را به ما معرفی می‌کند و نظم اجتماعی را در جامعه‌ای گسترده‌تر به نمایش می‌گذارد.

جامعه‌ای که پول، امنیت و مقام با دست‌آویزهای قانونی و غیرقانونی گوناگون که پیوسته در حال تغییرند، به‌دست می‌آیند.

ما به تماشای کار این آدم‌ها، لحظه‌های خصوصی خوشی‌‌شان، تقسیم کردن غذایشان و روابط خصوصی آنها می‌نشینیم.

سرانجام جریان مبهم و داستان‌های درهم شخصیت‌ها، گشوده می‌شود و فیلم به‌گونه‌ای تبدیل به رازی می‌شود

که گره‌گشایی آن در گرو جزئیات پنهان زندگی این آدم‌هاست.

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

۷-فراری‌ها (Shirkers)

کارگردان: سندی تَن

 

این فیلم، مستندی سرزنده و پرقدرت است که اجازه می‌دهد برداشت‌های مختلفی از آن داشته باشید.

کارگردان و بازیگر فیلم، «سندی تن» بادقت به تشریح گذشته‌اش می‌پردازد و داستان خودش را به‌عنوان فیلم‌سازی نوجوان و عصیان‌گر در سنگاپور دههٔ ۹۰ تعریف می‌کند.

فیلم درکنار ارائهٔ تاریخچه‌ای فرهنگی، خاطرات بلوغ و جاه‌طلبی، آرامش فریبندهٔ دوستی‌های دخترانه و رمز و راز دزدی هنرمندانه را نمایش می‌دهد.

 

۸- نخستین انسان (First man)

بازیگران: رایان گاسلینگ، لکر فوی، کوری استال، کایل چندلر

کارگردان: دیمین شزل

دیمین شزل در ۲ فیلم پیشینش، شلاق (Whiplash) و لالا لند (La La Land) به سختی‌ها و ازخودگذشتگی‌های احساسی هنرمندان در زندگی حرفه‌ای‌شان پرداخته است.

فیلم آخر او، داستان زندگی «نیل آرمسترانگ» با بازی «گاسلینگ» است که به‌خوبی در نقش این مرد افسانه‌ای که برای نخستین بار بر ماه قدم می‌گذارد، جا افتاده است.

این فیلم هم دربارهٔ سرکوب احساسات و شعله‌ور شدن خشم مردانه اما در مقیاسی بزرگ‌تر است. به نظر من رویکرد خنثی «شزل» به آدم‌هایی که بین کار و زندگی‌شان توازن طبیعی وجود ندارد، اغلب عصبی و پرتنش است.

اما در این فیلم، خویشتن‌داری «گاسلینگ» در فرونشاندن احساسات ناشی از پیگیری هدفی شکوه‌مند و آسمانی،

او را در جایگاه هنری بالاتری قرار داده است. صحنه‌های پرواز باشکوه‌اند، صحنه‌های روی زمین هم کمتر از آنها نیستند.

این فیلم برخلاف فیلم قهرمان‌پروانهٔ «مریخی»، تلاش نمی‌کند وحشت، سردرگمی و تنهایی فضانورد را تخفیف دهد، بلکه ما را در میانهٔ این گردباد توفنده قرار می‌دهد.

۹-زندگی خصوصی (Private Life)

بازیگران: کاترین هال، پال جیاماتی، کایلی کارتر، مالی شَنون

کارگردان: تامارا جنکینز

بیش از ۱۰ سال از آخرین کمدی سیاه «جنکینز»، وحشی‌ها (The Savages) می‌گذرد.

این نویسنده و کارگردان با فیلم دیگری در همان حال‌وهوا بازگشته است: فلیمی دربارهٔ یک مشت آدم عوضی پرحرف، که نمی‌توانید دوست‌شان نداشته باشید!

ریچارد (جیاماتی) و ریچل (هان)، زوجی ساکن منهتن هستند که چند سالی‌ست برای بچه‌دار شدن تلاش می‌کنند اما نتیجه‌ای نمی‌گیرند.

وقتی با این زوج آشنا می‌شویم، آنها چنان شیدای بچه هستند که حاضرند برای بچه‌دار شدن تقریبا به هر کاری دست بزنند.

در کنار نمایش جزئیات مربوط به روند پزشکی، عوارض جانبی و روش‌های پرهزینهٔ درمان،

فیلم به ارائهٔ عوامل گوناگون اضطراب‌آور در بارداری‌های امروزی می‌پردازد؛ چیزی که «هان» با قدرت آن را به‌نمایش می‌گذارد.

اگر او را تنها با نقش‌های کمدی می‌شناسید، بدانید از بازی او در این فیلم شگفت‌زده خواهید شد.

سرانجام آنها «سدی» ۲۵ ساله (کارتر) را که دانشگاه را رها کرده و از قضا دخترخواندهٔ برادر ریچارد است، برای اهدای تخمک انتخاب می‌کنند.

چندی بعد آنها همراه با امید و تردید برای آینده، خانواده‌ٔ غیرمتعارف خود را شکل می‌دهند.

بهترین فیلم های ۲۰۱۸‌ بازیگر و کارگردانشان

 

۱۰هوای دخترها را داشته باش (Support the girls)

بازیگران: رجینا هال، هیلی لو ریچاردسون، شاینا مک‌هِیل، جیمز لگراس

کارگردان: اندرو بویالسکی (Andrew Bujalski)

شاید دنیای رنگ‌ورو رفتهٔ بی‌رستوران‌ها (نوعی از رستوران‌های آمریکایی که در آن کم‌پوشی پیشخدمت‌ها و گپ و گفت و بگوبخند آنها با مشتریان رایج است) انتخاب عجیبی برای «بویالسکی»، کارگردان فیلم‌های مستقل، به نظر برسد.

اما فضای دوستانه و خانوادگی داستان، صحنه‌ای بی‌نقص برای کمد‌ی‌ای جذاب و هوشمندانه‌ دربارهٔ کار و دوستی خلق می‌کند.

لیزا (هال) مدیر مهربان و کوشایی‌‌ست که با اینکه از خوبی‌اش سوءاستفاده می‌شود، همیشه هوای دخترهای جوانی را که برایش کار می‌کنند دارد و از آنها دربرابر مشتریان چموش،

دوست‌پسرهای ناخلف و آدم‌های بی‌نزاکت مراقبت می‌کند. «هال» چنان این مهربانی و بخشندگی را نشان می‌دهد که آرزو می‌کنید کاش او رئیس‌تان بود.

اما همزمان چالش‌های احساسی کارش را در هنگام غیبت زیردستان قابل‌اعتمادش، به‌نمایش می‌گذارد.

به عبارت ساده‌تر، این تقلا و سگ‌دو زدن‌ دارد او را از پا درمی‌آورد. «بویالسکی» به‌عنوان نویسنده،

می‌تواند مانند «مایک جاج» (کمدین و کارتونیست) فضای کسب‌وکار را هجو کند اما او در مقام کارگردان رویکردی انسانی‌تر و کم‌تنش‌تر را برمی‌گزیند.

 

پاسخ دهید