الگوهای تصمیم گیری کارآفرینان

الگوهای تصمیم گیری

الگوهای تصمیم گیری کارآفرینان

تصمیم گیری فرایندی چند مرحله ایست که طی آن فرد تصمیم گیرنده باید طی یک یا چند مرحله از میان گزینه ها و راهکارهای موجود چندین گزینه را بررسی و در نهایت مطلوبترین گزینه را انتخاب کند.  در مرحله انتخاب تصمیم گیرنده با تجزیه و تحلیل گزینه ها بهترین گزینه و یا مجموعه بهترین ها را انتخاب می کند.

در شرایطی که تعداد گزینه ها محدود باشد و از طرفی شرایط فرد برای انتخاب با پیچیدگی همراه نیست، تصمیم گیری دشوار نخواهد بود، اما اغلب افراد در تصمیم گیری خود با موقعیت های پیچیده و با تعداد زیادی گزینه و معیار متضاد و مشخصه نامعین روبرو می شوند.

آنها اغلب از اتخاذ این گونه تصمیم ها صرفنظر کرده یا در بیشتر موارد در عین این که پیچیدگی شرایط باعث عدم اطمینان زیاد در ذهن فرد می شود، اقدام به تصمیم گیری می کنند.

بنابراین در مواردی که عوامل زیادی در انتخاب فرد دخیل اند، یا زمانی که فرد تصمیم گیرنده در موقعیت تضاد منافع قرار دارد به نحوی که تصمیم او بر تصمیم گیری های سایرین نیز تأثیرگذار است یا در شرایط تصمیم گیری حیاتی و سرنوشت ساز، تصمیم گیری برای فرد دشوار خواهد بود. در چنین وضعیتی دانستن اصول و قواعد تصمیم گیری در یک قالب تعریف شده و مشخص بسیار حائز اهمیت و کارگشاست.

الگوهای تصمیم گیری کارآفرینان

عمل تصمیم گیری در اداره امور به قدری مهم است که برخی نویسندگان سازمان را شبکه تصمیم و مدیریت را عمل تصمیم گیری تعریف کرده اند. زیرا در دنیای امروز اداره امور نمی تواند به تنهایی به نبوغ و قضاوت شخصی افراد متکی باشد، بلکه تصمیم ها باید تا حد امکان بر پایه بررسی های عملی، آمار و اطلاعات دقیق و به موقع و بر طبق اصول و روشهای خاصی صورت پذیرد.

تصمیم ها از هر نوع و با هر حجم سازمان ها را شکل می دهند و از این رو میتوان به سازمان به عنوان کانونی برای فعالیت تصمیم گیری نگریست.

تصمیم گیری فراگردی است که از طریق آن راه حل مسئله معینی انتخاب می شود. فراگرد انتخاب مشتمل بر مجموعه فعالیت هایی است که به گزینش یک راهکار از بین مجموعه راهکارهای بدیل منجر می شود. بنابراین فراگرد انتخاب کردن جزئی از فراگرد تصمیم است.

 پیش بینی و ارزیابی نتایج راه حل های موجود و انتخاب قطعی یک راه حل برای رسیدن به هدف را تصمیم گیری می گویند.

تصمیم گیری عبارت است از قضاوت یا انتخاب میان دو یا چند راه حل مختلف که به اشکال نامحدود و در شرایط مختلف انجام می گیرد.

بررسی تمامی راه حل های مختلف قبل از تصمیم گیری امری ضروری است.

در اغلب موارد برای اتخاذ یک تصمیم مناسب لازم است که تصمیم گیرنده فرایند تصمیم گیری شامل مراحل شناسایی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی، انتخاب و برنامه ریزی را طی کند.

در ادبیات پیشین حوزه تصمیم گیری مراحل تصمیم گیری چنین عنوان شده است: مشخص کردن هدف، تهیه فهرستی از راهکارهای موجود، انتخاب یکی از راهکارها و در نهایت اجرای راهکار انتخاب شده.

اهمیت تصمیم گیری درست:

.1زمینه عاطفی، اجتماعی و روانی بیشتری را در تصمیم گیرنده فراهم می کند.

.2تصمیم گیری درست و سنجیده، کسب موفقیت و در نتیجه احساس رضایتمندی هر چه بیشتر را به فرد القا می کند.

.3حس مسئولیت پذیری را در فرد توسعه داده، به او کمک می کند تا پیامدهای تصمیم خود را به تنهایی بر عهده گیرد.

.4میل به استقلال را در فرد تقویت می کند.

.5موجب افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در فرد می شود.

عوامل تأثیرگذار بر تصمیم گیری:

انسان در تصمیم گیری و در رفتار خود از عقل و احساس به طور همزمان استفاده می کند.

بنابراین می توان گفت که تصمیم های افراد تابع متغیرهای بسیاری از جمله مشخصات و ویژگیهای عمومی محیط تصمیم گیری، ویژگی های شخصیتی تصمیم گیرنده و عوامل درون و برون سازمانی اند.

مشخصات و ویژگی های عمومی محیط تصمیم گیری:

منظور از ویژگی های عمومی خصوصیاتی مانند: جنس، سن، تحصیلات، رشته تحصیلی، تخصص و مهارتهای فردی و سوابق و تجارب کاری افراد است که به طور مستقیم فرایند تصمیم گیری آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.

این ویژگی ها عبارتند از:

عوامل عقلایی: منظور عوامل قابل اندازه گیری از قبیل هزینه، زمان و عواملی از این دست می باشد. شایان ذکر است که تصمیم گیری عامه افراد بیشتر تحت تأثیر چنین عواملی بوده، به عوامل غیر کمی توجه کمتری می شود.

عوامل روان شناختی: مشارکت عوامل روان شناختی انسان در پدیده تصمیم گیری روشن است و عواملی از قبیل شخصیت فرد تصمیم گیرنده، تواناییها، تجربیات، ادراک، ارزشها، آمال و نقش او از جمله

عوامل مهم در تصمیم گیری اند.

—عوامل اجتماعی: موافقت دیگران به خصوص کسانی که تصمیم به نوعی بر آنها تأثیر می گذارد، از مسائل مهم تصمیم گیری است. گفتنی است که توجه به این عوامل از مقاومت دیگران در برابر تصمیم می کاهد.

—عوامل فرهنگی: محیط لایه های فرهنگی متعددی دارد که تحت عنوان فرهنگ منطقه، فرهنگ کشور و فرهنگ جهانی خوانده می شوند. همچنین هر سازمانی دارای فرهنگ منحصر به فرد خود است. این فرهنگ ها در قالب هنجارهای مورد قبول جامعه، رویه ها و ارزش ها بر تصمیم گیری فردی یا سازمانی تأثیر می گذارند.

—اطلاعات: شامل دانش، آگاهی و اطلاعاتی است که درباره موضوع مورد تصمیم از منابع مختلف بدست می آید.

—فشارهای اجتماعی: شامل فرهنگ، آداب و رسوم، عرف و قوانین جامعه ای است که تصمیم گیری در آن انجام می شود.

—موقعیت اجتماعی: نقش، جایگاه و منزلت اجتماعی (اداری، تحصیلی، شغلی و…) فرد تصمیم گیرنده را شامل می شود.

 

—فشار گروه همسالان و سایر گروه های اجتماعی: فشار گروه هایی که فرد به آنها تعلق دارد، می تواند در تصمیم گیری او موثر باشد.

—ویژگی های شخصیتی: عقاید، ارزشها، احساسات و باورهای درونی هر شخص در تصمیم گیری های او تأثیر دارند.

—سن افراد: خصوصیات مربوط به هر دوره سنی مثل نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و سالمندی در تصمیم گیری های افراد نقش بسزایی دارد.

—موقعیت مکانی و زمانی: قرار گرفتن در یک مکان و زمان خاص می تواند تصمیم گیری فرد را تحت تأثیر قرار دهد.

—رسانه های جمعی: تبلیغات و پیامهایی که از طریق رسانه های جمعی منتشر می شوند، بر اساس میزان تمایل و انگیزه ای که در افراد ایجاد میکند، می توانند تصمیم گیری های آنها را تحت تأثیر قرار دهند.

ب) ویژگی های شخصیتی تصمیم گیرندگان

شخصیت را جمع عادات تعریف کرده اند. در این راستا عواملی چند بر شخصیت افراد موثر است که عبارتند از: نظام های ارزشی فرد، ترجیح یک سبک خاص، اعتماد به نفس و احساس آرامش در شرایط عدم اطمینان.

نحوه تصمیم گیری با ویژگی های شخصیتی افراد در ارتباط بوده، در حقیقت نوع شخصیت ها را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:

.1فرمانبردار: فرد خود را صاحب فکر و نظر نمی داند و معتقد است همه نظرات خوب و سودمند را دیگران دارند. در نتیجه وی همواره مستعد پذیرش فکر و نظر دیگران است.

.2. بهره بردار: این تصمیم گیرنده معتقد است که عقاید و نظرات ارزشمند از آن دیگران است، اما می کوشد با زیرکی و زرنگی به این عقاید دست یابد و آنها را به حساب خود منظور کند.

محتکر: چنین فردی عقیده دارد که خود دارای عقاید و نظراتی مناسب و ارزشمند است، اما به افشای آنها و سهیم کردن دیگران در عقاید و نظرات خود یا تقسیم عقاید با سایرین تمایلی ندارد.

بازاریاب: فرد تصمیم هایی را اتخاذ می کند که خریدار داشته باشد و می کوشد تصمیم هایش از نظر کسانی که می توانند به او کمک کنند، مفید و جالب باشد.

موثر: از توانایی، دانایی، بینش، دانش و اطلاعات خود و دیگران استفاده کرده، با دیگران همکاری می کند و از آنها یاری می خواهد.

عوامل درون سازمانی

عوامل درون سازمانی مهم ترین متغیرهای درون سازمانی موثر بر فرایند تصمیم گیری و خلق و توسعه دانش سازمانی اند که می توان آنها را به دو دسته عوامل رسمی و عوامل غیر رسمی تقسیم کرد.

عوامل رسمی عبارتند از: رسالتها، اهداف، راهبردها و برنامه های رسمی کوتاه و بلند مدت سازمان نظیر:

متغیرهای ساختاری سازمان

الگوهای ارتباطات رسمی

نظام مالی سازمان

نظام استخدام، آموزش، انتخاب و ارتقاء

نظام ارزیابی عملکرد، انگیزش و پاداش سازمان

فناوری سازمان شامل عملیات و مراحل تولید، ابزار، تجهیزات، ماشین آلات

عوامل غیر رسمی سازمان:

فرهنگ غالب سازمان و خرده فرهنگ های موجود بین دوایر، ارزش ها و باورهای کارکنان.

– الگوی ارتباطات غیر رسمی و تعاملات بین فردی، درون گروهی و درون سازمانی

– الگوی رایج قدرت و سیاست سازمان

– الگوی موجود تعارض و مذاکره در سازمان

 

عوامل برون سازمانی

 

یا عوامل محیط خارجی بخشی دیگر از عوامل و متغیرهای موثر بر فرایند تصمیم گیری اند که می توان آنها را در قالب متغیرهای برون سازمانی یا محیطی به شرح ذیل دسته بندی کرد:

– عوامل محیط اختصاصی

– عوامل محیط عمومی

– قوانین و مقررات

– برنامه و سیاست های کلان دولت

– رقبا، برنامه ها و راهبردهای آنها

– پیمانکاران، تأمین کنندگان مواد اولیه و نیروی انسانی

– مشتریان و مصرف کنندگان

– فضای حاکم بر صنعت

تصمیم ها را می توان در مدیریت به دو دسته تصمیم های برنامه ریزی شده و تصمیم های برنامه ریزی نشده تقسیم کرد:

تصمیم های برنامه ریزی شده:

تصمیم هایی هستند که بر حسب عادت، قوانین یا رویه های موجود اخذ می شوند. این نوع تصمیم ها هم برای حل مسائل ساده و هم برای حل مسائل پیچیده قابل استفاده اند.

تصمیم های برنامه ریزی نشده:

منظور تصمیم هایی است که در مورد مسائل غیر معمول و منحصر به فرد اتخاذ می شوند. همچنین هرگاه با توجه به اهمیت یک تصمیم، ضروری باشد که با آن به طور ویژه برخورد گردد، باید از تصمیم های برنامه ریزی نشده برای حل آن استفاده کرد.

انواع تصمیم گیری
الگوهای تصمیم گیری
سبک های تصمیم گیری

تصمیم های عادی: تصمیم هایی که به دفعات اتخاذ می شوند و اقدامات مشخصی برای برخورد با آنها وجود دارد.

تصمیم های اضطراری: گاهی شرایطی پیش می آید که مشابه آن قبلاً وجود نداشته است و تصمیم گیرنده باید بلافاصله اقدام به تصمیم گیری کند. این نوع تصمیم ها که قسمت اعظم وقت مدیر به آنها اختصاص می یابد، تصمیم های اضطراری اند.

تصمیم های راهبردی: تصمیم هایی هستند که در مورد هدفهای کلی و هدفهای اجرایی و نحوه تبدیل کردن آنها به برنامه های خاص اتخاذ می گردند. این نوع تصمیم ها بیش از سایر انواع تصمیم ها نیازمند دقت و تلاش اند. 

تصمیم های عملیاتی: آن دسته از تصمیم هایی که به طور مستقیم و تخصصی در مواجه با محیط و ذی نفعان سازمان اتخاذ می شوند، تصمیم های عملیاتی نام دارند.

انواع تصمیم گیری

تصمیم های ساده: تصمیم هایی است که در مورد مسائل روزمره و عادی زندگی گرفته می شود، مثل انتخاب مسیر خاص برای رفتن به مدرسه یا محل کار.

تصمیم های احساسی: تصمیم هایی اند که بر اساس واکنش های هیجانی مثل احساس ترحم، ترس، نگرانی و غم گرفته می شوند، مانند کمک به دیگران در شرایط بحرانی و خاص مانند وقوع زلزله یا سیل.

تصمیم های آنی: تصمیم هایی هستند که در شرایط غیر مترقبه گرفته می شوند. مثل زمان پدیدار شدن یک اتومبیل در مسیر حرکت ما که اتخاذ بهترین تصمیم و رفتار می تواند ما را از صحنه تصادف دور نماید.

تصمیم های تقدیری و تصادفی: زمانی که فرد از قدرت و مهارت تصمیم گیری زیادی بهره مند نباشد، تصمیم را به شانس واگذار می کند.

تصمیم های تأخیری: گاهی فرد برای فرار از تصمیم گیری آن را به تأخیر می اندازد که مصداق آن کار امروز را به فردا انداختن است.

 

تصمیم های منطقی و اساسی: تصمیم گیری هایی هستند که به تعمق و تفکر بیشتری نیاز دارند. زیرا اثرات آن تا مدتهای طولانی زندگی فرد را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.

نظریه های مختلف در مورد تصمیم گیری

تصمیم گیری
الگوهای تصمیم گیری

هربرت سایمون، مدیریت و تصمیم گیری را دو واژه هم معنی و مترادف می داند.

گروه دیگری از صاحبنظران نیز مدیریت و تصمیم گیری را هم معنی تعریف و مدیریت را چیزی جز تصمیم گیری ندانسته اند.

آنان معتقدند که کانون اصلی مدیریت را تصمیم گیری تشکیل می دهند و انجام وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی یا کنترل در واقع کاری جز تصمیم گیری درباره نحوه و چگونگی انجام این فعالیت ها نیست.

به قول دراکر تأکید مدیریت آینده بر فراگرد تصمیم گیری و درک این فراگرد است.

اصل مدیریت تصمیم گیری است، زیرا مدیر به وسیله تصمیم گیری تمام وظایف خود را به انجام می رساند.

برای نیل به هدف تصمیم گیری لازم است و تصمیم گیرنده باید از میان راهبردهای موجود یکی را انتخاب کند و به کار گیرد.

کونتز معتقد است که تصمیم گیری اصل و اساس برنامه ریزی را تشکیل می دهد، زیرا بدیهی است که طرح، برنامه، سیاست و خط مشی نمی توانند وجود داشته باشند، مگر این که کسی در جایی تصمیمی گرفته باشد.

مدیر معمولاً تصمیم گیری را وظیفه اصلی خود به حساب می آورد، زیرا در عمل دائم باید به فکر این باشد که چه راهی برگزیند، چه کاری را انجام دهد، چه کسی را مأمور و مسئول چه کاری کند و کار، کی، کجا و چگونه انجام گیرد.

تعیین زمان لازم برای جمع آوری اطلاعات اغلب بستگی به مفاهیم و روند تصمیم گیری دارد. بنابراین زمان لازم برای تصمیم گیری عبارت است از فاصله زمانی معین بین لحظه احساس نیاز به اخذ تصمیم تا زمانی که تصمیم عملاً اتخاذ می شود.

زمان در تصمیم گیری می تواند به 4 صورت مطرح شود:

تصمیم گیری
الگوهای تصمیم گیری

.1بعد زمانی تصمیم که به نوعی به مدت تصمیم و چگونگی استفاده از زمان باز می گردد.

.2زمان به عنوان یک واسطه در میان اجزای مختلف تصمیم که به اتخاذ تصمیم در زمان های مختلف باز می گردد.

.3زمان به عنوان یک منبع و عامل محتوایی که کوتاهی و یا محدود بودن آن می تواند تأثیرات جدی بر تصمیم داشته باشد.

.4زمان به عنوان یک محصول که می تواند خود یک موضوع در تصمیم باشد، به خصوص در عصر حاضر که حتی تأخیر کوتاه نیز می تواند پیامدهایی جدی برای سازمان داشته باشد.

 

چارچوب تصمیم گیری دارای سه مرحله مجزا است:

دستیابی به اطلاعات، طراحی و انتخاب البته مرحله اجرا نیز بعدها به این

سه مرحله اضافه شده است.

گام های اصلی در چارچوب تصمیم گیری عمومی:

شناسایی و تعریف مسأله

جستجو برای یافتن راه حل های احتمالی

بررسی عواقب ناشی از هر راه حل

انتخاب یکی از الگوهای تصمیم گیری

به کار بردن یکی از الگوهای تصمیم گیری و اتخاذ تصمیم

برخی دیگر از دانشمندان مرحله ششمی را نیز به این گام ها اضافه نموده اند که پیگیری بازخوردهای ناشی از نتایج تصمیم می باشد. 

مراحل کلی در چارچوب تصمیم گیری عمومی

مرحله اول: ارائه ایده

مرحله دوم: ارزیابی ایده ها

مرحله سوم: اتخاذ تصمیم

مرحله چهارم: تصویب تصمیم نهایی

مرحله پنجم: ارزیابی تأثیر تصمیم ها بر سایرین

مرحله ششم: غلبه بر اعتراضات

مرحله هفتم: تجزیه و تحلیل مسئولیت ها در تصمیم گیری

راهکارهای پیشنهادی در چارچوب تصمیم گیری عمومی

.1در تصمیم گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

.2در تصمیم های گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمام افراد گروه را جویا شویم.

.3برای یک تصمیم گیری خوب بکوشیم خودآگاهی از خویش را افزایش دهیم.

.4در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

.5مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را به تنهایی بر عهده بگیریم.

.6با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیم های منطقی تری بگیریم.

راهکارهای پیشنهادی در چارچوب تصمیم گیری عمومی

.7در تصمیم گیری های خود به تمام جوانب موضوع توجه کنیم.

.8بکوشیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و به آن امتیاز دهیم.

  1. نگاه مثبت، توأم با تفکر و شناخت باعث می شود که تصمیم های درست تر و منطقی تری بگیریم.
  2. فرصت تصمیم گیری را از دیگران دریغ نکنیم و به آنان اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم گیری کنند.
  3. شهامت تصمیم گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
  4. به عوامل موثر در تصمیم گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه ها و دوستان، هنجارهای جامعه، فرهنگ، مذهب، رسانه های جمعی و… توجه نماییم.
  5. نگاه مثبت، توأم با تفکر و شناخت باعث می شود که تصمیم های درست تر و منطقی تری بگیریم.
  6. فرصت تصمیم گیری را از دیگران دریغ نکنیم و به آنان اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم گیری کنند.
  7. شهامت تصمیم گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
  8. به عوامل موثر در تصمیم گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه ها و دوستان، هنجارهای جامعه، فرهنگ، مذهب، رسانه های جمعی و… توجه نماییم.
چارچوب تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت

طبیعت غیر قابل پیش بینی آینده و اعمال و رفتار غیر منطقی افراد دو عامل اند که امکان برنامه ریزی شخصی و سازمانی را غیر ممکن می سازند. مگر این که فرد برنامه و تصمیم خود را تغییر دهد. تصمیم گیری انسان تنها بر اساس کل اطلاعات دریافتی اش نبوده بلکه باورها، اعتقادات فرد نیز در این فرایند دخیل اند. از سوی دیگر ارتباط مستحکمی بین آموخته ها و تجارب پیشین فرد با نحوه تصمیم گیری او وجود دارد. از این رو می توان گفت که عدم توانایی انسان در اتخاذ تصمیم های صحیح بخشی به طبیعت غیر قابل پیش بینی و بخشی به محدودیت عقلایی او مربوط می شود.

عدم قطعیت مثبت در هر چارچوب تصمیم گیری از 4 عامل مهم شخصی شامل

چیزی که می خواهیم، می دانیم، باور داریم و انجام می دهیم نشئت می گیرد.

 

در حالی که راهبردهای مرسوم تصمیم گیری بیان می کنند که:

بر اهداف خود تمرکز داشته باشید؛

بر جمع آوری حقایق مربوط تمرکز داشته باشید؛

نتایج تصمیم گیری باید قابل پیش بینی و قابل مشاهده باشند.

انتخاب اعمال، عقلایی و عملی باشد.

عدم قطعیت مثبت 4 اصل اخلاقی اما متناقض را در مورد روندهای مرسوم عقلایی پیشنهاد و چارچوبی متوازن را ایجاد می کند. این اصول عبارتند از:

متمرکز و انعطاف پذیر باشید؛

آگاه و هوشیار باشید؛

بی طرف و خوش بین باشید؛

عمل گرا باشید؛

این 4 عمل اصلی را 4 اصل اساسی متناقض عدم قطعیت مثبت می نامند.

 

پاسخ دهید