چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟،این صداها همانند صداهای پس زمینهای هستند
که هیچگاه قصد تمام شدن ندارند. از لحظهای که صبحها از خواب بیدار میشوید تا وقتی که شب
به خواب میروید، وجود دارند. گاهی اوقات اگر بتوانند جلوی شما را بگیرند، نوعی صدای درونی
هستند که به طور مداوم همه چیز در زندگی و محیط اطرافتان و همچنین آدمهایی را که با آنها
ملاقات میکنید، تحلیل میکنند. صدایی در سر است که مدام حرف میزند، ذهن هم مدام
همان افکار را تکرار میکند، مثل یک ضبط صوت همیشه روشن. اگر این افکار مثبت باشد،
خیلی خوب است و جای نگرانی ندارد اما اگر این افکار منفی باشد که غالبا نیز منفی هستند،
آنگاه باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی شما میشوند. آنها افکاری هستند
که واقعا نیازی به آنها نخواهید داشت. پس سعی کنید کنترل ذهن خود را با افکار مثبت به دست
بگیرید.با سایت راز ثروت همراه باشید.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
۸ راهکار مدیریت ذهن :
۱-مدیریت ذهن با توقف نشخوار فکری:
گاهی بدون آنکه بخواهید، افکار منفی به سراغتان آمده و شروع به فکر کردن در مورد چیزهای منفی
میکنید (نشخوار فکری). از راهکارهای زیر میتوانید برای کنترل ذهن خود و متوقف کردن نشخوار فکری
کمک بگیرید: در ابتدا برای کنترل ذهن خود میتوانید در مورد بدترین حالت ممکن فکر کنید.
شاید غیرعادی باشد و به نظر بیاید که اگر به بدترین سناریو فکر کنید، بیشتر باعث ناراحتی شما
میشود اما زمانی که شما به بدترین حالت ممکن فکر کنید و بعد فکر کنید که آیا قادر هستید
آن موقعیت را مدیریت کنید یا نه، ناخواسته خودتان را در شرایطی تصور خواهید کرد که در حال
کنترل و مدیریت آن شرایط هستید و این به کاهش نگرانی شما کمک میکند و سبب افزایش
کنترل ذهن و در نتیجه مدیریت صحیح آن میشود.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
از دیگر راهکارهای کنترل ذهن این است که برای نگرانی خود برنامه ریزی زمانی داشته باشید.
با کنار گذاشتن زمان برای فکر کردن در مورد مشکل خود، خیالتان راحت خواهد بود که به اندازه
کافی برای آن موضوع زمان گذاشته و آن را مورد توجه قرار دادهاید و این میتواند به شما در کنترل
ذهن ، توقف تفکر بیش از حد و ناخواسته در مورد آن موضوع و همچنین در جلوگیری از تفکر بیش
از حد در زمانهای مختلف در مورد آن موضوع نگران کننده و افزایش تمرکز کمک کند.
قدم بزنید، بیرون بروید و ذهنتان را از
نگرانی رها کنید
چرا که تاثیر آنها در کنترل ذهن و مدیریت ذهن به این صورت است که هنگام ورزش کردن،
دریافت اطلاعات و محرکهای تازه (چشم اندازها، صداها، رایحهها) به ذهن ما کمک میکند
که روی چیزهای کمتر استرس آور متمرکز شود و مهارت کنترل ذهن را در ما تقویت میکند.
۲- به خودتان و اینکه میتوانید تغییر کنید
ایمان داشته باشید:
اگر باور نداشته باشید که میتوانید تغییر کنید، به اندازه زمانی که باور داشته باشید در این راه
موفق خواهید شد، تلاش نخواهید کرد. بنابراین، اطمینان حاصل کنید که برای روبرو شدن و کنار
آمدن با مشکل خود از تفکر مثبت استفاده میکنید همچنین به یاد داشته باشید که میتوانید
شیوه تفکر خود را تغییر داده و آن را بهبود ببخشید.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
۳- در مورد تواناییهای خود خوشبین باشید:
شاید فکر کنید که اگر در ارزیابی تواناییهایتان دقیق باشید، بهتر میتوانید خویشتندار باشید، با این
حال مطالعات نشان داده است که خوش بینی زیاد در مورد توانایی و استعدادها بیشتر از ارزیابی دقیق
آنها در کنترل رفتار به شما کمک میکند.
خوشبین باشید، به خود بگویید که موفق خواهید شد و مدام ذهن خود را در این مورد کنترل کنید،
حتی اگر در زمانهایی واقعا به این موضوع باور ندارید. همچنین زمانهایی را به یاد بیاورید که توانستهاید
همانطور که میخواهید ذهنتان را کنترل کنید، تنها بر روی موفقیتهایتان تمرکز کنید و به زمانهایی
که در کنترل رفتار خود ناموفق بودهاید توجه نکنید.
۴- آنچه که در حال تلاش برای کنترل آن
هستید را دوباره ارزیابی کنید:
تلاش کنید دیدگاه خود را نسبت به آنچه در حال مبارزه برای کنترل آن هستید، تغییر دهید. به عنوان
مثال اگر بخشی از ذهن شما تمایل به نوشیدن شراب دارد اما شما در تلاش هستید که نوشیدن را
متوقف کنید، تصور کنید شراب یک نوشیدنی سمی است و با ورود به بدن شما سلولها و اندامتان
را آلوده میکند. مطالعات نشان میدهد افرادی که بتوانند با ارزیابی دوباره و تغییر ذهنی چیزهای
مطلوب را برای خودشان به چیزهای کمتر مطلوب تبدیل کنند آسانتر میتوانند از آنچه که برای خواستن
آن وسوسه شدهاند اجتناب کرده و خود را کنترل کنند.
برای انجام این کار، مانند یک بازی، به وضوح تصور کنید که خواص و ویژگیهای شی یا موضوعی که
قصد اجتناب از آن را دارید تغییر کرده است.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
۵- برای مدیریت ذهن تعمیم بیش از حد
را متوقف کنید:
تعمیم بیش ازحد به این معناست که یک تجربه منفی از یک رویداد منفرد را، به اتفاقات دیگر و
پیشبینیهایمان در مورد آینده تعمیم دهیم. برای مثال کسی که دارای خطای شناختی تعمیم
افراطی باشد، ممکن است بگوید “من دوران کودکی سختی داشتم، پس زندگیام برای همیشه
سخت خواهد بود”. توقف تعمیم بیش از حد کاری ممکن است
با استقامت و سختکوشی خودتان مسئولیت تغییر آیندهتان را بر عهده بگیرید. برای مثال اگر دوران
کودکی دشواری داشتید و فکر میکنید زندگی شما برای همیشه دشوار خواهد بود، راههایی که
ممکن است زندگی شما را بهبود ببخشد، شناسایی کنید و برای بهبود آنها تلاش کنید. شاید
شما روابط معنادار و شغل بهتری بخواهید. ممکن است است بتوانید راههایی برای به دست آوردن
این چیزها بیابید و سپس برای خودتان اهدافی تعیین کنید تا به خواستههایتان برسید.
۶- از شخصیسازی اجتناب کنید:
شخصی سازی یک تله فکری و یک خطای شناختی است که در آن شخص مسئولیت آنچه را که
خارج از کنترل او بوده را به عهده میگیرد. به عنوان مثال، اگر دختر شما در مدرسه آسیب ببیند،
ممکن است بگویید “این تقصیر من است که او زمین خورده است” در حالی که این وضعیت کاملا
خارج از کنترل شما بوده است.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
برای اجتناب از شخصی سازی تلاش کنید که در مورد وقایعی که خود را در آن مقصر میدانید،
دقیق و به طور منطقی فکر کنید. این میتواند به شما کمک کند تا یک سری سوال از خود بپرسید.
به عنوان مثال شما ممکن است از خودتان بپرسید “با توجه به این که من در مدرسه با او نبودم،
واقعا چه کاری میتوانستم انجام دهم تا مانع زمین خوردن دخترم در مدرسه شوم؟”
۷- نتیجه گیری شتاب زده مدیریت ذهن
را مختل میکند:
خطای شناختی نتیجه گیری شتاب زده یک تله فکری است که موجب میشود شما دچار
افکاری شوید بدون آنکه مدرکی دال بر تایید آن فکر داشته باشید. به عنوان مثال کسی ممکن
است فکر کند که فردی او را دوست ندارد، بدون داشتن شواهدی که از این ادعا حمایت کند.
برای توقف نتیجه گیری شتاب زده میتوانید قبل از قضاوت نهایی، مکث کنید و کمی بیشتر فکر کنید.
این میتواند به شما کمک کند که در مورد افکارتان سوالاتی از خود بپرسید. به عنوان مثال، شما
میتوانید از خودتان بپرسید که ” آیا واقعا در مورد درستی فکرتان اطمینان دارید؟”. شما همچنین
میتوانید به دنبال شواهد و مدارکی بگردید که فکر شما را تایید میکنند. با توجه به مثال قبلی،
کسی که فکر میکند فردی او را دوست ندارد، میتواند به دنبال مکالمههای خاصی بگردد که
شواهدی برای این ادعای او ارائه میکند.
چطور صداهای ذهن خود را کنترل کنیم؟
۸- فاجعه سازی مانع مدیریت ذهن میشود:
خطای شناختی فاجعه سازی جایی اتفاق میافتد که شخص بیش از آنچه باید برای یک اتفاق اهمیت
قائل میشود. به عنوان مثال کسی که دچار این تله فکری شود پس از شکست در یک آزمون میگوید
“زندگی من خراب شده است، من در هیچ کاری خوب نیستم”.
برای متوقف ساختن فاجعه سازی تفکر مثبت را در خود تقویت کنید، همچنین میتوانید سؤالاتی منطقی
از خود بپرسید. به عنوان مثال کسی که در یک آزمون ناموفق بوده و فکر میکند زندگی او خراب شده
است زیرا هرگز هیچ کاری را درست انجام نمیدهد، برای مثال میتواند از خود بپرسد ” آیا کسی را
میشناسم که در یک امتحان مردود شده و اکنون شغل خوبی داشته باشد یا شاد به نظر برسد؟
” یا ” اگر من قرار باشد کسی را استخدام کنم، آیا تنها براساس نمره او در یک امتحان تصمیم خواهم گرفت؟ ”
نتیجهگیری
با عملی کردن راهکارهای پیشنهادی در این مقاله، میتوان انتظار داشت تا حد قابل توجهی ذهن خود را
مدیریت کرد و در راستای دستیابی به موفقیتها قدمی بزرگ برداشت.
