علم اقتصاد چیست
فلسفهی اقتصاد همچون علم تصمیمگیری، زندگی روزمرهی ما را اداره میکند. حتی اگر ما به این مسئله آگاه نباشیم. هنگامی که ما نرخ سود کارت اعتباریمان را اندازه میگیریم یا بررسی میکنیم که یک ماشین جدید بخریم، خانهای را اجاره کنیم یا برای شام بیرون میرویم یا به تعطیلات میرویم، در همهی این تصمیمگیریها ما فکرها و محاسبات اقتصادی میکنیم. ما در جهانی زندگی میکنیم که منابع محدودی دارد و اقتصاد به ما کمک میکند تا این منابع محدود را طوری مصرف کنیم که نیازهای بیپایان ما را پاسخ بدهد. اقتصاد حوزهی بسیار گستردهای است و تاریخچهی پرباری دارد و افراد تاثیرگذار بسیاری، از فیلسوفان گرفته تا سیاستمداران در آن کاوش کردهاند و نظریهها را آزمودهاند.
در سادهترین و قابل فهمترین تعریف، اقتصاد مطالعهی نحوهی استفادهی جامعه از منابع محدودش است. اقتصاد علمی اجتماعی است که با تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات پیوند خورده است. اقتصاد تمرکز بسیار زیادی بر روی چهار عامل تولید یعنی: زمین، نیروی کار، سرمایه و کسب و کار دارد. اینها چهار عنصری هستند که فعالیت اقتصادی را در جهان ما میسازند و هر یک میتوانند به صورت مجزا مطالعه شوند. با مطالعه جوانب اجتماعی انسان زمانی که به بررسی نحوه تولید محصولات و خدمات در راستای برطرف کردن نیازهای انسان و سپس بررسی توزیع و مصرف آنها می رسیم وارد مبحث علم اقتصاد شده ایم. تعاریف زیادی از بزرگان در رابطه با اقتصاد ارائه شده است که برخی از آن ها را در ادامه مطرح می کنیم.
ژان باپتیست سه علم اقتصاد را اینگونه تعریف می کند: علم تولید، توزیع و مصرف ثروت. لیونل رابینز اقتصاد را دانشی می نامد که رفتار انسان را در رابطه با اهداف و وسایل کمیابی که قابلیت استفادههای دیگری نیز دارند، مطالعه میکند آلفرد مارشال در کتاب خود اصول علم اقتصاد، در رابطه با این علم میگوید: اقتصاد، مطالعه انسان است در کسب و کار معمولیاش در زندگی. اقتصاد به کاوش در این میپردازد که چگونه انسان درآمدش را کسب و آن را مصرف میکند؛ بنابراین، از یک جنبه مطالعه ثروت است و از جنبه مهم دیگر، بخشی از مطالعه خود انسان است. همانطور که می بینید تعاریف مختلفی در رابطه با اقتصاد مطرح شده است و هر یک به نحوی به تعریف آن پرداخته اند.
تعاریف و نظریات مختلف درباره علم اقتصاد

علم اقتصاد هنوز به عنوان یک علم کامل و تکامل یافته مورد شناسایی قرار نگرفته است. لذا این نظر که ((اقتصاد یک علم تکامل نیافته ولی بی پایان است)) معتبر می باشد. بطور کلی تعاریف و نظریات مختلف راجع به علم اقتصاد را در گذر زمان می توان به چهار گروه خلاصه کرد: ۱- تعاریف اولیه، ۲- تعاریف کلاسیک ها ۳- تعاریف نئوکلاسیک ها، ۴- تعاریف مدرن
۱-تعاریف اولیه: علم اقتصاد تا اواسط قرن هجدهم در مرحله ی ابتدایی بود. در آن زمان، علم اقتصاد ترکیبی از مباحث سیاسی، اخلاقی، فلسفه و منطق به شمار می رفت. فلاسفه یونان باستان یعنی افلاطون و ارسطو اعتقاد داشتند که علم اقتصاد به عنوان هنر مدیریت خانواده است. علم اقتصاد تا جایگاه «اقتصاد سیاسی» پیشرفته و هدف آن اداره ثروت ملل و کشورها به شمار می رفت.
۲- تعاریف کلاسیک ها: اسمیت که پدر علم اقتصاد لقب گرفته، موضوع علم اقتصاد را تحقیق در ماهیت و علل ثروت ملل تعریف می کند. او همزمان اقتصاد را «علم ثروت» می نامد. اکثر اقتصاد دانان دوره کلاسیک (نیمه دوم قرن هجدهم) طرفدار تعریف ارایه شده توسط اسمیت بودند. آنها هدف علم اقتصاد را در دستیابی به ثروت مادی و افزایش رفاه ملت ها محدود کردند.
۳- تعاریف نئوکلاسیک ها: آلفرد مارشال اقتصاددان و معمار مکتب نئوکلاسیک، علم اقتصاد را به طرف مطالعه رفتار انسان سوق داده و سعی نمود از این بُعد، تعریف جامع تری از علم اقتصاد، ارایه دهد بطور کلی می توان گفت که به نظر او، اقتصاد از یک طرف، مطالعه ثروت است و از طرف دیگر بخشی از مطالعه فعالیت های اقتصادی انسان بشمار می رود.
۴- تعریف جدید: براین اساس «علم اقتصاد، علمی است که رفتار بشر را به عنوان رابط بین نیازهای نامحدود و عوامل تولید کیماب که موارد استفاده متعددی نیز دارند، مطالعه می کند». علم اقتصاد در این تعریف به تخصیص منابع کمیاب بین استفاده های مختلف آنها مربوط می شود.
دو شاخه علم اقتصاد
در همان ابتدای کار اقتصاد به دو شاخه یا قسمت تقسیم می شود که مجموعا با یکدیگر اقتصاد را تشکیل می دهند. این تقسیم بندی ابتدایی و کلی، همان اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است.
۱- اقتصاد خرد
به گفته investopedia اقتصاد خرد، شاخه ای از اقتصاد و مجموعه مطالعات اجتماعی در رابطه با تاثیر یک فرد بر روی نحوه توزیع و مصرف منابع ( کالا و یا خدمات) است. اینکه چرا کالا و خدمات ارزش های متفاوتی دارند و چرا و چگونه یک فرد (خریدار و فروشنده) به تنهایی یا در تعامل با سایر افراد جامعه روی این ارزش تاثیر گذار است. در واقع در اقتصاد خرد رفتار یک فرد در بازار های مختلف مورد مطالعه قرار می گیرد و در آن نحوه انتخاب مشتری و عواملی که بر آن تاثیر گذار است تا نحوه عرضه و تقاضا مورد بررسی قرار می گیرد.
۲- اقتصاد کلان

به گفته economictimes اقتصاد کلان شاخه ای از علم اقتصاد است که این علم در سطح یک مجموعه همچون یک کشور یا منطقه و… به کار می رود و مواردی همچون تورم، بیکاری، نرخ رشد، تولید ناخالص داخلی، قیمت ها و… مورد بررسی قرار می گیرند. این دست مطالعات معمولا توسط دولت ها و سازمان ها برای مدیریت مسائل اقتصادی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد.
زیر شاخههای علم اقتصاد
۱- اقتصاد رسانه
۲- اقتصاد رفتاری
۳- اقتصاد بینالملل
۴- اقتصاد رفاه
۵- مالیه
۶- اقتصاد کشاورزی
۷- اقتصاد صنعتی
۸- اقتصاد عمومی
۹- اقتصاد منابع طبیعی
۱۰- اقتصاد محیط زیست
۱۱- اقتصادسنجی
۱۲- اقتصاد انرژی
۱۳- فلسفه اقتصادی
۱۴- اقتصاد توسعه
۱۵- اقتصاد شهری
۱۶- اقتصاد منطقهای
۱۷- اقتصاد بخش عمومی
۱۸- اقتصاد مدیریت
۱۹- اقتصاد منابع پایان پذیر
۲۰- اقتصاد منابع تجدید پذیر
۲۱- اقتصاد خرد
۲۲- اقتصاد کلان
۲۳- برنامهریزی اقتصادی
۲۴- اقتصاد ریاضی
۲۵- اقتصاد مهندسی
۲۶- اقتصاد نظری
۲۷- تاریخ عقاید اقتصادی
۲۸- نظامهای اقتصادی
۲۹- فلسفه اقتصاد
۳۰- اقتصاد آموزش و پرورش
۳۱- اقتصاد سلامت
۳۲- اقتصاد ورزش
۳۳- بودجه ریزی
۳۴- اقتصاد جمعیت
۳۵- اقتصاد جنگل
۳۶- اقتصاد رابینسون کروزوئه
چکیده
علم اقتصاد شاخهای از علوم اجتماعی است که به تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات میپردازد. کانون توجه دانش اقتصاد بر این است که عوامل اقتصادی چگونه رفتار و تعامل میکنند و اقتصادهای مختلف چگونه کار میکنند. در این راستا، یک تقسیمبندی اولیه کتابهای پایهای اقتصاد، اقتصاد خرد در برابر اقتصاد کلان است. اقتصاد خرد، رفتار عوامل پایهای اقتصاد، شامل عوامل فردی مانند خانوارها و شرکتها یا خریداران و فروشندگان را بررسی میکند. در مقابل اقتصاد کلان، کلیت اقتصاد و عوامل مؤثر بر آن شامل بیکاری، تورم، رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی را تحلیل میکند.
