چگونه رازدار باشیم

چگونه رازدار باشیم

چگونه رازدار باشیم

پیش از آن که رازی را بشنوید از میزان اهمیت آن آگاه شوید. خود را برای شنیدن آن آماده کنید و ببینید آیا می‌توانید از پس حفظ آن برآیید؟ بپرسید لازم است تا چه مدت آن راز را حفظ کنید و آیا اجازه دارید آن را با شخص دیگری درمیان بگذارید یا خیر؟ اگر اجازه این کار به شما داده شد قبل از گفتن آن راز به شخص دیگری طرف مقابل را برای شنیدن آن آماده کنید. اگر می‌دانید توان حفظ یک راز را ندارید از گوینده بخواهید آن را برای شما بازگو نکند.

راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است تا دلمان می‌ گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌ گردیم تا با اطرافیان‌ مان درد و دل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌ مان کم کنیم، اما گاهی همین درد و دل‌ های ساده و خودمانی کار دست مان می دهد. وقتی درد و دل می کنیم یادمان می رود بعضی حرف ها نه تنها از دلمان بلکه نباید از چاردیواری مان بیرون رود.

برای هر کدام از ما شاید اتفاق افتاده باشد که رازی را در دل داشته باشیم و به‌دنبال کسی باشیم که بتوانیم با مطرح کردن آن راز بخشی از استرس‌ها و نگرانی‌هایمان را کاهش دهیم اما گاه پیدا کردن فردی که بتواند راز ما را در نزد خود حفظ کند بسیار مشکل‌تر است.گاه هم اتفاق افتاده است فردی ما را به‌عنوان رازدار خود انتخاب کرده و راز دل خود را با ما در میان گذاشته است اما هر یک از ما تا چه حد توانسته‌ایم رازدار خوبی باشیم و در حفظ راز و اسرار دیگران کوشا باشیم.در زیر راهکارهایی را برای شما بیان می کنیم تا با استفاده از آنها بتوانید رازدار خوبی باشید.

برای زمان فاش کردن راز برنامه ریزی کنید

چگونه رازدار باشیم

اگر وسوسه شده اید که رازتان را با کسی درمیان بگذارید، چند روز به خود وقت دهید و منطقی به آن فکر کنید و درباره زمان و چگونگی گفتن آن برنامه ریزی کنید. این کار به شما کمک می‌کند مانع فاش کردن راز خود در زمان نامناسب شوید. سعی کنید خود را با کارهایی سرگرم کنید و به آن راز زیاد فکر نکنید. اگر دائم به آن فکر کنید حفظ آن بسیار دشوار می‌شود.اگر رازی موجب ناراحتی شما می شود و مجبورید آن را به کسی بگویید، مطمئن شوید که رازتان را به فرد قابل اعتمادی می‌گویید. انتظارات خود را بی پرده به آن فرد بگویید: این که آیا اجازه دارد راز شما را به شخص دیگری بگوید؟ به چه کسی و چه وقت؟ اما بدانید که اگر رازتان را به کسی بگویید امکان برملا شدن آن را فراهم کرده اید.

محل را ترک کنید

چگونه رازدار باشیم

اگر درباره موضوع رازتان سخنی بگویید امکان برملا شدن آن را فراهم کرده اید، زیرا ممکن است آگاهانه یا نیمه آگاهانه درباره موضوعات مرتبط با رازتان سخن بگویید. اگر در حال گفت و گو با فردی هستید که به موضوعی مرتبط با موضوع راز شما اشاره می‌کند، موضوع صحبت را عوض کنید. سعی کنید موضوع را طوری عوض کنید که طرف گفت و گوی شما متوجه نشود به ادامه گفت و گو درباره آن موضوع مایل نیستید. اگر لازم است بهانه ای برای ترک محل فراهم کنید. اگر شما را برای گفتن رازی در فشار قرار دادند، صادقانه بگویید درحال حاضر نمی‌توانم چیزی بگویم. اگر پافشاری کردند محترمانه بخواهید که دست از اصرار خود بردارند. بهتر است در عوض داستان سازی صرفاً بگویید چیزی نمی‌دانید.

بنویسید و بسوزانید

اگر احساس می کنید طاقت حفظ رازی را ندارید، می توانید آن را با جزئیاتش روی کاغذ بنویسید و سپس آن را نابود کنید. مطمئن شوید که آن را کاملاً سوزانده یا خرد کرده اید و هیچ مدرکی به جا نمانده است. می‌توانید رازتان را به یک عروسک یا حیوان خانگی یا کودکی که سخن نمی‌گوید بگویید. می‌توانید در آینه با خود سخن بگویید. وانمود کنید که خواهر یا برادر دوقلویی دارید و رازتان را با او درمیان بگذارید. شاید به نظر احمقانه برسد ولی مؤثر است. در هر یک از این شرایط مطمئن شوید کسی در آن حوالی نباشد و تلفن و رایانه شما نیز در حالت اتصال به شبکه مکالمه نیست.گاهی شنیدن یک راز باعث می شود فشار زیادی بر بدن خود احساس کنید. ارتباطی بین بدن شما و حفظ راز وجود دارد. سعی کنید با انجام فعالیت های جسمی و حتی فریاد کشیدن انرژی هیجانی بدنتان را تخلیه کنید و جلوی تخلیه آن انرژی از طریق بازگوکردن رازتان را بگیرید.

وقتی افشای راز واجب است

چگونه رازدار باشیم

اگر رازی باعث آسیب دیدن فرد یا افرادی شود، می‌توانید آن را افشا کنید به ویژه اگر مربوط به کودکان باشد. اگر کسی در فعالیتی جنایی دست دارد و وضعیتش را با شما در میان گذاشته است از لحاظ قانونی مسئول هستید که جریان را افشا کنید. اگر اجازه پیدا کردید که رازی را به کسی بگویید باز هم بررسی کنید که فاش کردن آن بی ضرر باشد و مشکلی ایجاد نکند. نکات مثبت و منفی افشای آن را بررسی کنید. راز را رو در رو بگویید و در هیچ شرایطی آن را از طریق نوشتن برای کسی باز گو نکنید زیرا نوشته شما مدرکی خواهد بود بر این که شما آن راز را برملا کرده اید.اگر چنانچه اشخاص دیگری هم از رازی مطلع بودند، در برملا کردن آن راز پیش دستی نکنید یا نگویید که شما هم از آن باخبر بوده اید.

چکیده
راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است. این که فرد رازش را به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، دغدغه ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است. یکی از دشوارترین مواقع در زندگی آدمی وقتی است که بفهمد رازش فاش شده و دشوارتر از آن وقتی است که بفهمیم این راز از سوی فردی خودی فاش شده که زمانی محرم اسرارمان بوده است. اگر بدانید که یک لحظه بی‌ ملاحظگی به ظاهر ساده ما در نگه نداشتن یک راز تا چه حد می‌ تواند خطرناک باشد، احتمالاً مثل نارنجکی که به کمر ماست مواظب ضامن آن خواهیم بود. راز، یکی از انواع حق‌ الناس محسوب می‌ شود. پس همانطور که از فاش‌ شدن اسرار زندگی خصوصی خودمان می‌ ترسیم، از گفتن راز مردم بترسیم و خیالمان جمع باشد که کاملاً ترس بجایی داریم. این خطر را جدی بگیریم و هیچ‌ وقت با ضامن این نارنجک بازی نکنیم.

پاسخ دهید