مشکلات بچه های طلاق

مشکلات بچه های طلاق

مشکلات بچه های طلاق

خانواده یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نظام‌هایی است که اغلب انسان‌ها از ابتدای زندگی، آن را تجربه می‌کنند، اما گاهی مشکلاتی پیش می‌آید که باعث ازهم‌ گسستگی اعضای خانواده می‌شود، مثلا پس از جدایی والدین بچه‌ ها نیز مجبورند یکی از والدینشان را انتخاب کنند یا اینکه خواهر و برادر‌ها از هم جدا شوند و این موضوع تاثیرات مخربی را بر روح و روان کودکان بر جای میگذارد، با ما همراه باشید تا شما را با مشکلاتی که بچه های طلاق با آن ها درگیرند آشنا کنیم.

بچه های طلاق و دو راهی انتخاب پدر یا مادر

کجا باید زندگی کنم؟ نخستین پرسشی است که بسیاری از بچه های طلاق بعد از جدایی والدین آن را از خود می پرسند، زیرا از آن پس دیگر امکان گذراندن روزها و شب ها در کنار هر والد برای آنان وجود ندارد، به عبارتی داشتن مسکن ثابت مهمترین نیاز چنین کودکان یا نوجوانانی است، خانه ای که به آن احساس تعلق خاطر داشته باشند.

بر این اساس داشتن هویت مکانی اصل مهمی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، پدر و مادر باید به درستی بر سر این موضوع به توافق برسند تا فرزندشان در خانه یکی از آنان یا بستگانی مانند مادر بزرگ و پدر بزرگ به صورت دایم و بدون در نظر گفتن قید زمان سکونت کند، چنین کودکانی بهتر است در منزل والد دیگر که در روزهای پایانی هفته به دیدار وی می روند، اتاق یا حداقل میزی داشته باشند که به نوعی به آنجا نیز احساس تعلق خاطر کنند.

با وجود این، ماجرا به همین جا ختم نمی شود و نکات بیشتری وجود دارد که این زوج ها همچنین خانواده های آنان در مواجهه با فرزند خود باید از آن آگاهی داشته باشند. به طور مثال نحوه سخن گفتن درباره والد دیگر نکته مهمی است که بی‌توجهی به آن تاثیر مستقیمی بر روحیه چنین کودکانی دارد.

بچه های طلاق و خاطرات تلخ

با توجه به آنچه که گفته شد، پس از جدایی والدین فرزند یا فرزندان حاصل از زندگی مشترک باید به انتخاب خود یا پدر و مادر با یکی از آنان زندگی کند. اما نکته مهمی که در اینجا نباید آن را فراموش کرد این است که وقتی به طور مثال وی با پدر خود زندگی می کند و در روزهای پایانی هفته نزد مادر می‌رود، نخستین سوالی که از وی می شود این است که خانه پدرت چه خبر بود؟ آنجا غذا چه می‌خوری؟ چرا لباست مرتب نیست؟ چرا دستت زخم شده است؟ پدرت با تو بد رفتار می‌کند؟و … .

البته داستان به همین جا ختم نمی شود در این برخوردها گاهی خانواده ها نیز شرکت می کنند، عمه، خاله، عمو، دایی و … نیز در صحبت هایشان پدر یا مادر کودک را مورد اهانت قرار می دهند، غافل از اینکه این افراد هویت خانوادگی کودک را تشکیل می دهند و با تخریب این هویت زمینه را برای ابتلای فرد به مشکلات روانی و سوق دادن او به سوی ناهنجاری های اجتماعی فراهم می آورند. طلاق یعنی پایان رابطه زوجیت به دلیل اختلافاتی ریشه دار که نهال زندگی را خشکانده و گاه خاطره تلخ آن تاپایان عمر از ذهن دو طرف پاک نمی شود.

مشکلات بچه های طلاق

این دلخوری ها موجب می شود تا زن و مرد هیچگاه به خوبی از هم سخن نگویند و تنها نکات منفی رفتارهای یکدیگر را بیشتر به خاطر آوردند، اما ماجرا آنجا بغرنج می‌شود که در مواجهه با کودک مادر یا پدر از بدی های طرف مقابل بگویند و احساس تعلق خاطر خانوادگی فرزندشان را دچار خدشه کنند، اینکه کودک یا نوجوان به فکر فرو رود و با خود بیندیشد که چه خانواده بدی دارد و در این زمینه احساس سرافکندگی کند و حس ناخوشایندی داشته باشد که بر تمام زندگی او تاثیر خواهد گذاشت.

البته در مقابل نباید فراموش کرد، زوج های سابق هیچ وقت نباید انگشت اتهام را به سمت بستگان نسبی والد دیگر بگیرند و با عنوان جملاتی که مضمون آن این است عمو، دایی، عمه یا خاله تو افرادی با مشکلات رفتاری هستند و انسان های ارزشمندی نیستند، از بستگان نسبی فرزندشان یاد کنند، زیرا این رفتار نیز هویت شخصیتی فرزندشان را با مخاطره رو به‌ رو می کند و حاصلی ندارد جز زخم هایی که تمام عمر کودکشان را همراهی خواهد کرد و نقش مخربی در روحیه و ذهنیت وی درباره هویت خانوادگی اش خواهد داشت.

به بچه های طلاق بدون ترحم توجه کنید

اینکه به دلیل سکونت چنین کودکانی در یک مکان مشخص و نزد یکی از زوج ها به طبع آنها ارتباط بیشتری با خانواده یک والد خواهند داشت؛ فردی که مسئولیت نگهداری از وی را بر عهده گرفته است. مشکل از آنجا شروع می‌شود که در ابتدای بروز این مشکل در خانواده خواسته و ناخواسته این کودک در مرکز همه توجهات قرار می گیرد.

توجهی که چاشنی آن ترحم است، همه با الفاظ دلسوزانه سعی می کنند با این کودک ارتباط برقرار کنند و به نوعی وی را قربانی یک زندگی نا بسامان می دانند. این رفتار موجب می‌شود که بچه به سوی رفتارهایی ویژه سوق یابد. گاهی خواسته های غیر معقول داشته باشد و زمانی نیز دخالت زیاد اطرافیان روند تربیت وی را با مشکل روبه‌رو کند. به علت اینکه فرهنگ و سنت ایرانی طلاق را کاری بسیار ناخوشایند می داند، هیچگاه در آن به این نکته توجه نشده است که چنین خانواده هایی بعد از وقوع جدایی نیاز دارند تحت پوشش آموزش هایی قرار گیرند که به آنان نحوه صحیح رفتار با چنین فردی را آموزش دهد.

بنابراین نبود چنین آگاهی هایی موجب می شود تا اعضای خانواده‌ای که دیگر قرار نیست زیر یک سقف با هم زندگی کنند آسیب‌های بیشتری ببینند و حتی مشکلات زیاد تری داشته باشند. شرایطی که اگر به آنها توجه نشود ممکن است خود نقطه شروعی برای بحران های جدید باشند.

بچه های طلاق و بحران ازدواج مجدد

به طور قطع زندگی زن و مرد بعد از جدایی ادامه خواهد داشت و بسیاری از این افراد بعد از گذشت مدتی، دوباره تصمیم به تشکیل خانواده می گیرند. موضوعی که شاید برای برخی از بچه های طلاق چندان خوشایند نباشد و واکنش های ناخوشایندی را از سوی آنان رقم بزند. ورود شخص جدید به زندگی یکی از والدین و نحوه بیان صحیح آن به کودک یا نوجوان موضوعی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، زیرا می تواند مشکلات دیگری را برای این فرزندان ایجاد کند.

نحوه آشنایی فرزند با تازه وارد از اهمیت زیادی برخوردار است. در موارد بسیاری مشاهده می شود که اطلاع رسانی در این باره فقط با بیان یک جمله صورت می گیرد، شیوه برخوردی که تبعات ناخوشایندی به همراه خواهد داشت و موجب بروز اختلاف میان کودک و همسر پدر یا مادرش را فراهم می اورد. نباید به کودک یا نوجوان به صورت مستقیم گفته شود که فرد جدید از این پس مادر یا پدر تو است، این کار باید به تدریج به وی ارایه شود تا خود به این نتیجه برسد با فرد تازه وارد به زندگی پدر یا مادر خود چگونه تعامل داشته باشد.

اما متاسفانه در بیشتر موارد یکباره بعد از اینکه زوج ها توافق کردند و تشکیل خانواده جدید قطعی شد این امر به صورت دستوری به بچه ارایه می شود. در چنین موقعیتی شیوه صحیح این است که در گام نخست شرایطی مهیا شود تا فرزند با فرد جدید در یک محیط یا در مکان عمومی آشنا شود بدون اینکه این ذهنیت به وی داده شود که قرار است پدر یا مادرش با او ازدواج کند. به طور مثال زن و مرد می توانند در یک تور روزانه شرکت کنند و به تدریج دامنه ارتباطات خود را با فرد مورد نظر گسترش دهند و این اجازه را بدهند تا فرزند طرف مقابل با وی هم صحبت یا هم بازی شود و علاقه ای میان آنان به وجود آید.

مشکلات بچه های طلاق

توجه داشته باشید زمانی که این موضوع با تحکم به فرزند گفته شود وی در سپر دفاعی فرو رفته و ممکن است در مقابل فرد جبهه گیری کند. رفتاری که پیروی خامنه نیز با آن موافق است. اگر فرزند در زمان ازدواج یکی از والدین خود در خانه والد دیگر سکونت داشته است این فشار تا حدی کمتر بوده و وی کمتر آزار خواهد دید. اما نباید به او گفته شود از این پس این زن جای مادر تو است یا این مرد پدرت خواهد بود، زیرا کودک پدر و مادر خود را دارد و این جملات برای او خوشایند نخواهد بود.

هر چند که متاسفانه طلاق با اختلافات فراوان میان زوج ها همراه است و بیشتر والدین بعد از جدایی نمی توانند روابط مناسبی به عنوان پدر و مادر فرزندشان با یکدیگر داشته باشند اما نباید از یاد ببرند که هر گونه بی توجهی به این موارد می تواند فرزندشان را در آینده با مشکلات عدیده ای روبه‌رو کند که شاید در آن زمان برای کمک به وی دیر باشد.

واقعیت این است که در حال حاضر نهاد مشخصی در جامعه برای حمایت از بچه های طلاق وجود ندارد، تا به صورت دقیق این دغدغه ها را بررسی کرده و راهکارهای مورد نیاز را برای آن تدوین و اجرایی کند. این در حالی است که این کودکان عضوی از جامعه هستند و قرار است فردا خود خانواده ای را تشکیل دهند.

استرس تا چه حد روان بچه های طلاق را به هم می‌ریزد

تنش‌هایی که فرزندان بعد از طلاق والدین تجربه می‌کنند، با توجه به سنی که دارند بر رشد روانی و اجتماعی آنها تاثیرات زیادی می‌گذارد. در کل، پدیده طلاق برای تمامی اعضای خانواده استرس‌ آور است و بیشترین تاثیر آن در رفتار فرزندان مشاهده می‌شود. همان‌طور که گفته شد، براساس جنسیت فرزندان و سنشان هنگام متارکه والدین، تغییرات رفتاری متفاوتی پیش‌بینی می‌شود. مثلا براساس جنسیت تفاوت‌های رفتاری به صورت زیر پیش‌بینی می‌شود:

دختران: در دختران بیشتر پدیده انزواگزینی و خمودگی را مشاهده می‌کنیم که می‌تواند منجر به افسردگی شود.
پسران: در پسرها بیشتر رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگاری مشاهده می‌شود.

براساس گروه سنی متفاوت هم این مشکلات مورد انتظار است:

۱ تا ۳سالگی
• بازگشت به سنین پایین‌تر از لحاظ رفتاری
• اختلال خواب و تحریک‌پذیری
• آسیب‌پذیری در روند رشدی

۳ تا ۶ سالگی
• کابوس شبانه
• بی‌اعتمادی
• عدم شکل‌گیری استقلال شخصی
• احساس خلا عاطفی

۶ تا ۱۲ سالگی
• احساس غم و دلتنگی
• احساس گناه
• احساس عدم کفایت

۱۲ سال به بالا
افسردگی
• عصیانگری و لجبازی
• پرخاشگری
• اختلال در شکل‌گیری هویت فردی

به طور کلی طلاق چه تاثیراتی بر روی کودکان می گذارد

مشکلات بچه های طلاق

▪ احساس ناامنی و هراس از آینده: طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟»

▪ ترس از ترک شدن: پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد.

▪ طردشدگی: بچه های طلاق ممکن است احساس طرد شدگی کنند. یادمان باشد کودکان خود را در مرکز جهان می دانند و بنابراین هر اتفاقی که روی دهد به نحوی به آنها مربوط می شود.

▪ احساس گناه: کودکان ممکن است به این نتیجه برسند که در طلاق والدین مقصر هستند و به خاطر حرفی که زده اند یا کاری که انجام داده اند این اتفاق روی داده است و بنابراین احساس گناه و شرمندگی می کنند. حتی نوجوانان پرخاشگر نیز ممکن است به این باور برسند که رفتار آنها در طلاق والدین نقش داشته است.

▪ ناتوانی: کودکانی که خود را در اختلاف میان والدین مسئول می دانند فکر می کنند می توانند به اوضاع سر و سامان بدهند و سعی می کنند «بچه بهتری» باشند. آنها تصور می کنند می توانند کاری انجام دهند که والدین مجددا در کنار یکدیگر زندگی کنند. وقتی این اتفاق نمی افتد و نقشه های کودکان با شکست مواجه می شود آنها احساس ناتوانی و ناامیدی می کنند.

▪ بلاتکلیفی: مخرب ترین تاثیر طلاق بر روی کودکان زمانی روی می دهد که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می پردازند. دراین مواقع کودکان احساس می کنند که باید جانب یکی از والدین را بگیرند و این کار برای آنها بسیار دشوار است. از سوی دیگر کودکان تصور می کنند اگر از هیچکدام از والدین پشتیبانی نکنند ازسوی هردو رانده می شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می گیرند که درآن دوست داشتن پدر و مادر «کار اشتباهی»است!

مشکلات بچه های طلاق

▪ اندوه: کودکان طلاق به شدت احساس اندوه و استیصال می کنند و اعتقاد دارند که دیگر عضوی از یک خانواده نیستند. در واقع احساس کودکان طلاق مشابه احساس کودکانی است که والدین خود را بر اثر بیماری یا تصادف از دست داده اند ولی به اندازه آنها مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است به شدت دچار افسردگی شوند.

▪ اضطراب: بچه های طلاق ممکن است احساس اضطراب کنند و خود را تحت فشار ببینند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظایف بیشتری را در خانه برعهده بگیرند. در ضمن ممکن است یکی از والدین یا هر دو آنها از کودکان به عنوان مشاور استفاده کنند. در این مواقع کودکان که احساس می کنند بزرگ شده اند و دوست دارند کمک کنند اضطراب خود را پنهان می نمایند.

▪ تنهایی: بچه های طلاق ممکن است احساس تنهایی کنند و دل شان برای والدینی که از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والدینی که در کنار کودکان می مانند آنقدر گرفتار مشکلات خود هستند که به فرزندشان نمی رسند. احتمال دارد طلاق بر روی رابطه کودکان با همسالانشان نیز تاثیر بگذارد و کودکان در جاهای دیگر به دنبال آرامش بگردند و یا طرد شوند.

▪ خشم: خشم احساسی متداول درمیان بچه های طلاق است که در اثر عدم درک یا پذیرش این مسئله روی می دهد. کودکان گاهی خشم خود را نشان نمی دهند. خشم کودکان زمانی رواج پیدا می کند که دلایل طلاق روشن نباشد. در این مواقع کودکان به خاطر آنچه از نظر آنها «غیرضروری» است از والدین خود می رنجند.

▪ افسردگی: افسردگی از تاثیرات مستقیم طلاق محسوب می شود و در واقع یک تاثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی و طردشدگی به وجود می آید. افسردگی نشانه آن است که کودکان حمایت کافی برای رویارویی با مسئله طلاق دریافت نکرده اند.

چکیده
طلاق تغییر بزرگی در زندگی می باشد. این تغییر هم برای زوجین سخت می باشد هم برای فرزندان. از طرفی فرزندان به نظر می رسد قربانی تصمیم های والدین می شوند. واضح است که طلاق پدیده ای آسیب زا برای کودکان می باشد. کودکانی که پدر و مادرشان از هم جدا می شوند، احساسات مختلفی را تجربه می کنند و سازگاری با وضعیت جدید برایشان سخت خواهد بود.

اما در مقابل کودکانی که در یک محیط پر تعارض بزرگ می شوند، شاهد دعواها و قهرهای پدر و مادر خود هستند و حتی ممکن است پیام رسان پدر و مادرشان در دوره های قهر به همدیگر باشند، با اضطراب های زیادی دست به گریبان می شوند. اگر کودک بعد از یک دوره درگیری پدر و مادر به یک زندگی آرام پس از طلاق منتقل شود آسیب های بسیار کمتری خواهد خورد نسبت به زمانی که والدین دائما در حال درگیری باشند. اگر زوجین بتوانند یک طلاق توافقی و با کمترین درگیری را طی کنند، کودکانشان آسیب به مراتب کمتری خواهند دید. امیدواریم جمع خانوادگیتان همواره گرم و صمیمی باشد و از این مقاله نهایت استفاده را برده باشید.

پاسخ دهید