مزیت نسبی چیست

مزیت نسبی
مزیت نسبی

از همان آغاز پیدایش علم اقتصاد، مبادلات بین‌المللی (تجارت بین‌الملل) هم مورد بحث قرار گرفته است. اولین نظریه‌ای که در مورد تجارت بین‌الملل ارایه شده، در اواسط قرن شانزدهم و در انگلستان، به‌نام مرکانتیلیسم بوده است. اساس نظریه مرکانتیلیسم تأکید بر صادرات بیشتر و واردات کمتر است. تا در نهایت به مازاد تراز بازرگانی منجر شود. اما آدام اسمیت(1790-1723)، بنیانگذار مکتب کلاسیک، در سال 1776 در کتاب “ثروت ملل”،

نظریه جدیدی را تحت عنوان مزیت مطلق در تجارت بین‌الملل مطرح نمود. در ادامه، دیوید ریکاردو که از شاگردان همین مکتب به‌شمار می‌آید، در کتاب “اصول اقتصاد سیاسی” که در سال 1817 منتشر شد، نظریه مزیت نسبی را ارائه کرد؛ که نسبت به نظریه اسمیت فراگیرتر بود. این نظریات (مزیت مطلق و نسبی)، تا مدت‌ها به‌عنوان پایه نظریات تجارت بین‌الملل به‌شمار می‌آمد. تا این‌که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، نظریات دیگری هم در این قلمرو ارائه گردید

مثالی برای جاه افتادن مزیت نسبی

افراد در صورتی در تولید چیزی مزیت نسبی دارند که بتوانند آن را با هزینه ای کمتر از هر فرد دیگری تولید کنندبرخورداری از مزیت نسبی با بهترین فرد بودن در تولید چیزی فرق دارد. در واقع ممکن است فردی در انجام کاری کاملا بی مهارت باشد، اما در آن مزیتی نسبی داشته باشد! چنین چیزی چگونه ممکن است؟

نخست بیایید با واژه های بیشتری آشنا شویم. اگر کسی در انجام کاری بهترین فرد باشد، می گویند که در آن مزیت مطلق دارد. لانس آرمسترانگ در دوچرخه سواری دارای مزیتی مطلق است. گیریم که او سریع ترین تایپیست دنیا هم باشد و به این ترتیب در تایپ هم مزیتی مطلق داشته باشد. چون او بهتر از هر کدام از ما تایپ می کند، آیا نمی تواند این کار را با هزینه ای کمتر انجام دهد؟ به بیان دقیق تر اگر فردی در یک کار مزیتی مطلق داشته باشد، آیا به شکلی خود کار از مزیتی نسبی در آن بر خوردار نخواهد بود؟

مزیت نسبی چیست

مثالی برای جاه افتادن مزیت نسبی

فرد از آن دست می شوید، است. شاید فردی در تولید یکا یک کالا ها مزیتی مطلق داشته باشد، اما کالا هایی که در آنها مزیت نسبی دارد، بسیار کمتر هستند و احتمالا تنها یک یا دو محص پاسخ منفی است! اگر لانس از وقت دو چرخه سواری خود بزند تا کار تایپش را انجام دهد، در آمد زیادی را که از سر گرم کردن طرفداران تور دو فرانس به دست می آورد، فدا خواهد کرد. در مقابل اگر منشی لانس آرمسترانگ کار های تایپش را انجام دهد،

او نیز از شغل دیگری که همان منشی گری لانس است یا شاید از دو چرخه سواری با دستمزدی بسیار کمتر دست می شوید. به بیان دیگر منشی، تایپیست با هزینه کمتر است. او در تایپ مزیتی نسبی دارد، اما آرمسترانگ نه! نکته اصلی در درک مزیت نسبی در عبارت «هزینه کمتر» نهفته است. هزینه ای که تولید یک کالا برای فرد به بار می آورد، هزینه فرصت یا ارزش چیزی که ول را شامل می شوند

نظریه های مزیت

در این نو شتار نظریه ی مرکانتیلیسم نظر یه های مزیت مطلق آدام اسمیت و مزیت نسبی ریکاردو و نظریه مزیت رقابتی مایکل پورتر مورد بررسی قرار می گیرد.

نظریه ی مرکانتیلیسم

از جمله نظریات تجاری است که پایه تفکرات اقتصادی بین سال های ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ میلادی را تشکیل می دهد سوداگران یا مرکانتیلیست معتقد بودند که مهمترین راه برای آنکه کشوری ثروتمند و قدرتمند شود آن است که صادراتش بیشتر از وارداتش باشد و در نتیجه ما به التفاوت با دریافت یک فلز قیمتی مانند طلا تسویه گردد .

در این رابطه قدرتمند تر شدن هر کشور را بر مبنای داشتن طلای بیشتر می دانستند . از آنجا که مقدار طلای موجود در هر لحظه از زمان ثابت بود ، لذا یک کشور خاص می توانست به زیان سایر ممالک از تجارت بهره مند گردد . از این رو سوداگران از این عقیده حمایت می کردند که دولت باید صادرات را تشویق و واردات را محدود کند .

نظریه های مزیت
مریت نسبی

نظریه ی مزیت مطلق آدام اسمیت

آدام اسمیت در سال ۱۷۷۶ در کتاب ثروت ملل مفروضات مکتب سوداگران را که ثروت یک کشور به میزان دارایی آن کشور ( طلا و نقره ) بستگی دارد و کشورها فقط به ضرر سایر کشور می توانند از تجارت سود ببرند را زیر سؤال برد . او عقیده داشت که تجارت آزاد بین کشورها باعث تقسیم کار شده و عوامل تولید کشورها بر تولید کالایی متمرکز خواهد شد که آن کالا در مقایسه با کالای سایر کشورها ارزان تر تولید شود و در این صورت است که هر دو کشور از تجارت سود می برند . او استدلال نمود که از تجارت آزاد هر کشور می تواند در تولید کالایی تخصص پیدا کند که در آن دارای مزیت مطلق است

نظریه ی مزیت مطلق آدام اسمیت

( یعنی آن کالا را با کارایی بیشتر نسبت به دیگر کشورها تولید کند ) و کالایی را وارد کند که در آنها وضعیت مطلق ندارد ( یعنی دارای کارایی لازم برای تولید آن نیست ) بدین ترتیب با تخصص بهینه ی عوامل تولید در سطح جهان ، تولید جهان افزایش می یابد و رفاه همه ی کشورها افزایش می یابد . از این رو دیگر یک کشور به ضرر سایرین منتفع نگردیده و همه ی کشورها منتفع خواهند شد .

بر اساس نظریه آدام اسمیت تجارت بین دو کشور بر اساس اصل مزیت مطلق انجام می شود . وقتی یک کشور کالایی را با کارایی بیشتر نسبت به کشور دیگر تولید می کند ( یا مزیت مطلق دارد ) و کالای دوم را نسبت به کشور دیگر با کارایی کمتر تولید می کند ( عدم مزیت مطلق دارد ) در این صورت هردو کشور با تخصص در تولید کالائی که در آن مزیت مطلق دارند و مبادله آن با یکدیگر منتفع م شود

نظریه مزیت نسبی ریکاردو

نظریه مزیت نسبی به وسیله ی دیوید ریکاردو اقتصاددان انگلیسی پایه گذاری شد . این تئوری پس از تئوری « مزیت مطلق » آدام اسمیت در مبحث تجارت آزاد بین الملی مطرح گردید . سؤالی که آدام اسمیت نتوانست به آن جواب بدهد این بود که اگر کشوری بتواند همه ی محصولات موردنیاز خود را به قیمت ارزان در داخل تولید کند ، از داد و ستد با سایر کشورها و از بازرگانی بین المللی سودی نخواهد برد . یا به عبارتی دیگر آیا تجارت بین کشورهایی که در تولید تمامی کالاها دارای مزیت مطلق هستند برقرار می باشد یا خیر ؟ در پاسخ به این پرسش قانون مزیت نسبی را مطرح کرد

بر طبق دیدگاه ریکاردو اگر کشوری در تولید هر کالایی مزیت مطلق باشد هنوز هم تجارت برای هر دو کشور سودآور خواهد بود زیرا که هر کشور در تولید کالایی تخصص می یابد که هزینه نسبی تولید آن در داخل کشور پایین تر باشد و کالایی را وارد می نماید که هزینه نسبی تولید آن در داخل نسبت به کالای دیگر بالاتر باشد.

ریکاردو اظهار داشت حتی اگر کشوری در تولید هر دو کالا دارای مزیت مطلق در مقایسه با کشور دیگر نباشد باز داد و ستدی که حاوی منافع متقابل است می توانند بین هر دو طرف صورت بگیرد و کشوری که دارای کارایی کمتری است باید در صدور و تولید کالایی تخصص پیدا کند که در آن مزیت مطلق کمتری ندارد این همان کالایی است که آن کشور در تولید آن دارای مزیت نسبی است . از سوی دیگر باید کالایی را که مزیت مطلق بیشتری ندارد را وارد کند این قانون به قانون مزیت نسبی معروف است

نظریه مزیت رقابتی مایکل پورتر

مایکل پورتر در سال ۱۹۹۰ با کتاب مزیت رقابتی ملت ها به عنوان پایه گذار نظریه مزیت رقابتی مطرح است . براساس دیدگاه وی ، برای موفقیت یک کشور در تجارت جهانی ، نمی توان تنها به مزیت های نسبی آشکار شده بسنده نمود بلکه اقتصادها می باید از طریق شناخت وضعیت و ساختار خود و ظرفیت سازی ، به خلق مزیت پرداخته و با فراهم آوردن بسترهای سرآمدی جهانی و شرایط کارآیی رقابتی ، به فعالان اقتصادی اجازه دهند

همگام با هدایت دولت ، حوزه های جدیدی در تجارت جهانی را به خود اختصاص دهند . در این دیدگاه نقش وجودی عوامل تولید به معنای سنتی آن رو به کاهش می گذارد و همچنین فرصت هایی که فضای جهانی شدن در اختیار بنگاهها و دولتها قرار می دهد ، موجب شکسته شدن محدودیتهای پیشین می شود . آنچه در دیدگاه پورتر اهمیت دارد ، همین محوریت بخشی به اصلاحات در سطح عاملان اقتصادی و نهادهای مرتبط است

 

پاسخ دهید