طلاق عاطفی

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی به سرد شدن روابط میان زوجین اطلاق می شود که این سردی شامل تمامی جنبه های روابط زن و شوهر مانند روابط عاطفی، گفتاری، جنسی و روحی می شود. در این مواقع شور و نشاط از خانه رخت بر بسته و زن و شوهر هر کدام در دنیای خود به سر می برند که برای دیگری ناشناخته است و هر کدام برای دیگری صرفا مانند یک هم خانه می باشند که به بودن با هم عادت کرده اند. با ما همراه باشید تا دلایل این اتفاق ناگوار و راهکارهایی برای درمان آن را برای شما بیان کنیم.

تعریف طلاق عاطفی

طلاق عاطفی به معنای گشوده شدن گره عاطفی و مهربانی میان زن و شوهر است. در طلاق عاطفی، همسران از یکدیگر جدا نمی شوند و در حقیقت زیر یک سقف زندگی می کنند؛ اما دیگر در میان شان از عشق و صفا خبری نیست. آنها زندگی روزمره شان را می گذرانند؛ ولی دیگر نشاط و احساسات همسری را در نمی یابند و به یکدیگر عشق نمی ورزند؛ چرا که احساسی نسبت به یکدیگر ندارند و کم کم از نقش حقیقی همسری خارج شده، به هم خانه بودن بسنده می کنند.

شاید بتوان گفت زندگی زناشویی خاموش، جدایی روحی – روانی و به عبارت بهتر طلاق خاموش، مترادف هایی برای واژه طلاق عاطفی هستند. پس آن گاه که وجود زن و شوهر از احساساتی دلنشین و آرامش بخش خالی می شود و دیگر از لحظات با هم بودن، لذت نمی برند و از هم بیگانه می شوند؛ می توان گفت طلاق عاطفی اتفاق افتاده است.

نشانه های طلاق عاطفی

طلاق عاطفی

۱- کاهش چشمگیر وقت گذاشتن برای یکدیگر.
۲- کاهش وابستگی‌ به یکدیگر.
۳- افزایش سرگرمی‌ های برون زناشویی و تمرکز بر مسائل بیرون از خانواده.
۴- فاش شدن رازها و اشتباهات همسران در بیرون از خانواده.
۵- عدم استفاده از راهبردهای حل مسئله.
۶- کاهش میزان ارتباط کلامی، که منجر به از دست دادن روابط عاطفی و وفاداری و زمینه ساز روابط فرا زناشویی خواهد شد.
۷- عدم اعتماد همسران به یکدیگر در حل مشکلات و یاس و ناامیدی در حل مسائل. که منجر به ادامه مشاجره در خانواده می‌شود.
۸- وقت گذاشتن بیش از اندازه برای فرزندان و غافل شدن از روابط بهینه زناشویی.
۹- به رخ کشیدن اشتباهات، مسائل کوچک و سرزنش کردن یکدیگر.
۱۰- پرداختن به مسائل گذشته به جای اندیشیدن به مسائل پیش رو.
۱۱- کاهش شور و هیجان در زندگی.
۱۲- پرداختن به شبکه‌های اجتماعی، اینترنت، سریال‌ها و برنامه‌ های تلویزیون به جای صرف وقت برای یکدیگر.
۱۳- عدم پذیرش مشکل یا ماندن در وضعیت سکوت که منجر به تشکیل ائتلافی علیه همسر می‌شود.

مراحل طلاق عاطفی

مراحل مزبور در دوران طلاق عاطفی به شرح زیر طبقه بندی شده است:

مرحله ۱- سرزنش

در مرحله اول، شروع کننده تمرکز خود را متوجه همسر می کند و او را در تمام اتفاق های گذشته، حال و آینده مقصر می داند. در این مرحله فرد دارای یک تصویر بد و نامناسب نسبت به خود است و ممکن است به راحتی آسیب ببیند. شروع کننده در بیشتر موارد افسرده و غمگین است و احساس کمبود انرژی می کند و در نظر دوستان و خانواده هم بسیار آشفته به نظر می رسد.

خصوصیات و واکنش های رفتاری فرد در مرحله اول، با توجه به اینکه در زمره افراد شروع کننده یا غیرشروع کننده باشد، فرق می کند. در چنین شرایطی مرد یا زنی که درخواست طلاق داده (شروع کننده) می خواهد از یک زندگی پر از استرس به آرامش برسد چرا که دچار عصبانیت، افسردگی و ترس است ولی سعی می کند همه چیز را عادی جلوه دهد. طرف غیرشروع کننده (کسی که درخواست طلاق نداده) هم در این مرحله شروع کننده را فردی خیره سر و سمج می نامد.

مرحله ۲- سوگواری

در این مرحله غم و اندوه فراوان بر شروع کننده مستولی می شود. به هر اظهار نظری واکنش تند نشان می دهد و به شدت در افکار و احساسات خود غوطه ور می شود. تمرکز حواس خوبی ندارد، به گونه ای که در انجام کارهای روزمره اش با مشکلاتی مواجه خواهد شد. در این مرحله اگر زوج دارای فرزند باشند، به تدریج در انجام مسئولیت هایشان سستی به خرج می دهند و ممکن است یکی از والدین دست روی بچه بگذارد تا شاید همسر از دست داده را دوباره صاحب شود.

مرحله ۳- خشم

هر چند خشم در هر مرحله از مراحل ۵ گانه تظاهر پیدا می کند ولی از خصوصیات بارز مرحله سوم است، به خصوص نسبت به دوستان و افراد خانواده و بیشترین بخش آن متوجه همسر می شود. با این حال ممکن است مرد به تمام زن ها و حتی زن نسبت به تمام مردها حس خشم داشته باشد. در این مرحله شروع کننده خود را محق می داند که عصبانی شود و همسرش باید تاوان اعمالش را پس دهد و آزار و اذیت شود. حتی گاهی بی دلیل نسبت به فرزندان خود حساسیت های بی مورد دارد و به آنها پرخاش و توهین می کند ولی با این حال در پشت این چهره، ترس های بسیاری نهفته است؛ چگونه ممی توانم تنها زندگی کنم؟ توانایی گذران زندگی را دارم؟ می توانم از خودم حمایت کنم؟ آیا موفق به پیدا کردن شخص دیگری خواهم شد؟ و…

مرحله ۴- تنهایی

طلاق عاطفی

بسیاری از افراد بعد از دوران بلوغ، احساس می کنند تنها هستند. به تدریج شروع کننده شخصیت خود را طوری تطابق می دهد که دیگر نیازی به همسر ندارد. مرد یا زن سعی می کنند به خود اطمینان پیدا کنند و تصمیم نهایی را بگیرند. آنها در این مرحله خودشان را بازسازی می کنند و تصویرشان از خود، نسبت به مرحله اول خیلی بهتر می شود.

مرحله ۵- بازگشت به زندگی

ورود مجدد به زندگی آخرین مرحله از فرآیند طلاق قانونی است. مرد یا زن احساس می کنند که دوباره کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. در این مرحله فرد می تواند برنامه ریزی درازمدت انجام دهد. اگر هر دو در این مرحله قرار داشته باشند، به ندرت کارشان به محاکم قضایی کشیده می شود و فرآیند طلاق قانونی بدون نیاز به دادگاه تکمیل می شود.

پیشگیری و درمان طلاق عاطفی

برای جلوگیری از طلاق عاطفی راهکارهای زیر میتوانند راهگشا باشند:

۱- همراهی و هماهنگی در انتخاب همسر

از عوامل مهم طلاق عاطفی، ناهماهنگی همسران در مسیر زندگی است. این گزینه ی مهم و تاثیرگذار در درجه ی اول به انتخاب همسری مناسب وابسته است. کسانی که اصالت خانوادگی دارند، در ناملایمات زندگی رنگ نباخته و دچار نا بسامانی نمی شوند. چرا که ضمیر و حقیقت اشخاص در مواقع حساس و بحرانی زندگی است که نمایان می گردد.

۲- همراهی و هماهنگی در مسائل جنسی

همان طور که پیش تر عنوان شد دو عامل اصلی در ناهماهنگی جنسی زوجین، سرد مزاجی و زود انزالی است. همسران می توانند با پیشگیری و درمان این دو علت و برطرف ساختن آن ها، به همراه رویکردی شناختی از مسائل جنسی و به کارگیری نکات آموزنده در این مبحث، به شایستگی، هماهنگی و لذت هم بستر شدن را در روابط خود افزایش دهند.

۳- آموزش مهارت های رفتاری

پس از انتخاب مناسب و ایجاد هماهنگی جنسی، مهمترین راه پیشگیری و درمان طلاق های عاطفی، دانستن مهارت های همسرداری است. بی تردید مشکلات و اختلاف های فراوانی بین همسران وجود دارد که با درایت و به کار گرفتن روش های ویژه و کاربردی می توان کلید حل آنها را به دست آورد. از جمله ی این راهکارهای عملی می توان به: کنترل خشم، درمان بدگمانی و شکایت، همانند پنداری، پیشگیری از مجادله و بحث های بیهوده و….. اشاره کرد.

۴- شناخت ویژگی های همسران

طلاق عاطفی

شناخت روحیه، صفات و ویژگی های همسران، مهمترین مرحله ی زندگی مشترک است. اگر زنان، مردانشان را و مردان، زنانشان را نشناسند و صفات و روحیات یکدیگر را ندانند، در بسیاری از رفتارها و برخوردها به اشتباه، سوبرداشت می کنند و به نتایج غم انگیز آن که درگیری روحی، افسردگی و طلاق عاطفی است گرفتار خواهند شد.

تاثیر طلاق عاطفی بر فرزندان

به اعتقاد روانشناسان کیفیت روابط درون خانواده، نقش بسزایی در شکل‌ گیری نگرش‌ها و بازخوردهای اجتماعی اعضای خانواده دارد و پایه و اساس روابط درون خانواده، بر محور رابطه زن و شوهر استوار است. طلاق عاطفی نماد وجود مشکل در ارتباطی سالم و صحیح بین زن و شوهر است. این مشکل ارتباطی در سطح خانواده می‌تواند در جامعه نیز شیوع و گسترش یابد و ارتباط انسانی را مختل کند.

وقتی بنیان نهاد خانواده دچار تزلزل شود، بنیان‌های اخلاقی و اجتماعی کل نظام اجتماعی متزلزل شده و جامعه به سوی مشکلات گوناگون سوق داده می‌شود؛ از طرف دیگر طلاق عاطفی بیش از طلاق قانونی بر فرزندان تاثیرگذار است، به طوری که ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از طلاق عاطفی ایجاد می‌شود. در طلاق عاطفی زوجین هیچ گونه حس نشاط و درک متقابلی ندارند و در واقع افراد با یک توفیق اجباری، زیر یک سقف زندگی می‌کنند.

چکیده
طلاق عاطفی زمانی اتفاق می‌افتد که زن و مرد در کنار هم به سردی زندگی می کنند ولی تقاضای طلاق قانونی نمی‌کنند. داشتن فرزند یا دیدگاه منفی جامعه به طلاق می‌تواند دلیل عدم طلاق قانونی باشد. ما در این مقاله برای جلوگیری از طلاق عاطفی راهکارهایی را برای شما بیان نمودیم که امیدواریم برایتان مفید بوده باشند.

پاسخ دهید