راه هایی برای ریسک پذیر بودن

ریسک

راه هایی برای ریسک پذیر بودن

همه افراد موفق افراد ریسک پذیری هستند و برای ریسک پذیر بودنشان دلایل قانع کننده ای دارند. این افراد تکنیکهایی را فرا گرفته اند که به آنها اجازه میدهد. ریسک پذیر باشند.در این مقاله راههای ریسک پذیر بودن را آموزش میدهیم پس با ما همراه باشید.

تکنیکهای تقویت مهارت ریسک پذیری

از لحظه ای که بدنیا می آییم، فرآیند پذیرش ریسک برای ما آغاز می شود. هر لحظه امکان دارد که نفس کشیدن متوقف شود و یا قلب از حرکت باز ماند. فرض کنید که صبح از خواب بیدار می شوید و در خانه هیچ غذایی نیست ، ولی شما برخی از ریسک ها را نمیتوانید قبول کنید و بنابرین از منزل خارج نمی شوید؛ زیرا فکر میکنید اگر بیرون بروید ؛ شاید در راه تصادفی صورت گیرد، و یا کسی به شما سوء قصد کند و یا آسانسور از حرکت باز مانده و در آن گرفتار شوید و ده ها ریسک دیگر که از پذیرش آن خودداری میکنید.آیا واقعا این ریسکها را نمی پذیرید؟

البته که می پذیرید؛ زیرا شما آموختید که برای حفظ بقا باید این ریسکها را قبول کنید، در واقع پذیرش این ریسکها شما را به اولین و عمده ترین هدفتان ، که حفظ جانتان هست میرساند. چطور برای حفظ جانتان ،جانتان را به خطر انداخته اید؟ این ریسکها چیز جدیدی نیستند و پذیرش آنها برای همه افراد تبدیل به عادت شده است و همه افراد این ریسکها را پذیرش میکنند، زیرا برای همه شناخته شده هستند. فرد، انجام این ریسکها را از زمانی که بدنیا آمد، از والدین، اجتماع و اطرافیان می آموزد و این باورها، عادتها و ایده ها بخشی از الگوی ذهنی وی را تشکیل میدهد.

افراد موفق همیشه به استقبال چالشهای جدید میروند. آنها میدانند که چالش جدید باعث رشد و پیشرفت میگردد، زیرا هر چالش جدید، منطقه آسایش فرد را گسترش میدهد. چالش جدید فرصتی برای عبور از منطقه آسایش فعلی هست. بیاد داشته باشید که منطقه آسایش هیچ وقت از بین نمیرود، بلکه هربار توسعه پیدا میکند.  گسترده شدن و توسعه منطقه آسایش ، نشان از قویتر شدن فرد مورد نظر دارد.

فرد در مقابله با چالش جدید احساس نا امنی میکند. افراد ناموفق،  چالش را پس زده و از انجام کار جدید و ریسک خودداری میکنند زیرا در منطقه آسایش فعلی احساس راحتی میکنند. این احساس راحتی به منزله داشتن احساس خوب و زندگی مورد قبول نیست، بلکه ذهن نیمه آگاه، آنها را از پذیرش ریسک و چالش جدید باز میدارد. من عاشق ریسک کردنم، حتی ریسک کوچک. پذیرش ریسکهای کوچک ما را برای تحمل چالش و ریسکهای بزرگتر آماده میکند. افراد زیادی هستند که دوست دارند، همیشه در حاشیه امنیت بسر ببرند. حاشیه امنیت جایی است که آنها در ماندن در آنجا از پذیرش ریسک خودداری میکنند.

زندگی این افراد توسط روتین و قوانین خاصی اداره میشود. اقداماتی که این افراد در زندگی انجام میدهند غالبا بر اساس ایده ها، تجربیات و نظرات افرادی است که معمولا هم در زمینه مورد نظر  خبره و حرفه ای نبوده،  اداره میشود. آنها زمانی که کاری را میخواهند انجام دهند از برادر، خواهر، پدر، مادر، پسر خاله و دوست و ... نظ شان را در مورد آن میپرسند و جالب اینجاست که به توصیه آنها گوش کرده و ممکن است از تجربه و امتحان کردن آن کار و ایده دست بردارند، در صورتی که در مورد هر کاری باید به شخص متخصص مراجعه کرد و یا کتابهای این افراد را مطالعه کرد و سپس تصمیم گرفت.

ریسک

دلایل افراد موفق برای ریسک پذیر بودن

۱- موقعیتهای مناسب، همیشه در پس ریسکها قرار دارند. در بسیاری از موارد ، افراد دارای دیدگاههای منفی در مورد ریسک پذیری هستند. آنها فکر می کنند که به خطر خواهند افتاد، ولی از این نکته نباید غافل شد که برخی از ریسکها بسیار مناسب هستند. با قبول این ریسکها هست که فرد میتواند به موقعیت و شرایط مناسب تری در زندگی دست یابد و راه را برای پیشرفت خود هموار سازد.

۲- پذیرش ریسک نشان از داشتن اعتماد بنفس بالا بوده و موجب تقویت این ویژگی میگردد. پذیرنده ریسک، راهش را با دیگران جدا کرده و بعنوان رهبر و نه به عنوان دنباله رو ایفای نقش میکند. با اینکار او اعتماد بنفس خود را تقویت میکند و برای پذیرش ریسکهای بزرگتر آماده میشود.

۳- پذیرش ریسک، راه را برای یادگیری بیشتر، هموار میکند. افرادی که دارای دیدگاه مثبت بوده و از سطح هوشیاری بالاتری برخوردار هستند، با شوق و علاقه فراوان به استقبال ریسکهای جدید میروند. آنها میدانند که صرف نظر از نتیجه مورد نظر، درس بزرگی در هر ریسک نهفته است. این افراد میدانند که درواقع چیزی بعنوان شکست وجود ندارد و همه ناکامی های جدید و موقتی که در قبال پذیرش ریسک های جدید با آنها مواجه میشوند، به رشد و یادگیری آنها کمک کرده و پس از هر شکست و ناکامی متوجه میشوند که اکنون وقت آن رسیده که ریسک جدیدی را تجربه کنند.

۴- موفقیت با منتظر ماندن اتفاق نمی افتند. افراد موفق و افرادی که بدنبال کسب موفقیت در زندگی هستند بخوبی میدانند که موفقیت ساختنی و بدست آوردنی هست و باید آنرا دنبال کرد و بدنبال آن بود. موفقیت، هیچگاه به سمت کسی نمی آید، ولی همه افراد را میپذیرد و کسی به آن میرسد که به سمت آن حرکت کند. منتظر نماندن، ریسک کردن میخواهد، بنابرین دنبال کنندگان موفقیت ، بیشترین ریسکها را هم می پذیرند.

۵- تنها راه رسیدن به هدف، پذیرش ریسکهای جدید هست.تنها راه افزایش شانس موفقیت، ریسک کردن هست. با این کار در واقع ،در، را بسوی موفقیت باز میکنیم. تنها یک موقعیت از میان موقعیتهای ایجاد شده ،  میتواند منجر به رسیدن به هدف بزرگ زندگی گردد. همیشه موقعیتها و فرصتهای جدید در دل مشکلات و چالشهایی قرار دارند که با پذیرش ریسک ایجاد شده اند. بیاد داشته باشید؛ آسانسور موفقیت خراب است، ولی پله ها همیشه در دسترس هستند.

۶- پذیرش ریسکهای جدید باعث میشود که ترس از شکست از بین برود. افراد شجاع آنهایی نیستند که از چیزی نترسند، بلکه آنها، افرادی هستند که توانایی روبرو شدن با ترسها یشان را دارند. آنها میدانند که تجربه نکردن ترس و عدم پذیرش و ورود به موقعیت جدید، از تجربه کردن آن ترسناک تر خواهد بود. بنابرین وارد میشوند و فقط کاری را که باید انجام شود را انجام میدهند.

ریسک

تکنیکهایی برای افزایش قابلیت ریسک پذیری

۱- درک و پذیرش این موضوع که شکست رخ خواهد داد.همه افراد موفق، به این موضوع پی برده و قبول کردند که آنها حتما شکست خواهند خورد، ولی نکته مهم دیگری که آنها یافتند این است که شکست همیشه وجود داشته و اجتناب ناپذیر هست. زمانی که شکست خوردند تنها شانه هایشان را تکان داده و به مسیرشان ادامه میدهند و مطمئن هستند که به هدفشان میرسند. زمانی که شکست ، رخ داد تنها یک گزینه برای آنها وجود دارد و آن هم ادامه دادن به مسیر هست.

۲- هدف شفاف، دقیق و قابل اندازه گیری داشته باشید.شکست در مسیر هدفتان، منجر نخواهد شد که از ادامه مسیر باز بایستید، زیرا مسیر و راه دیگری وجود ندارد و شما برای رسیدن به هدفتان حتما باید این مسیر را طی کنید. فردی که دارای هدف معین و شفافی هست، ریسک پذیری و در پی آن شکست را یک فرصت میداند نه یک تهدید. فرد بدون هدف ، ریسک پذیر هم نخواهد بود و در صورت پذیرش ریسک ، با اولین شکست ، عقب نشینی میکند.

۳- به افرادی که با رویاها و اهدافتان مخالفت میکنند، توجه نکنید. هنگامی که تصمیم میگیرید ریسک جدیدی را قبول کنید، افراد زیادی در اطرافتان ممکن است بخواهند که شما را از تصمیم تان  منصرف کنند. آنها عدم توانایی خودشان در کسب موفقیت درآن کار را به شما نسبت میدهند. به این موضوع ایمان داشته باشید که شما از پتانسیل رشد بالایی برخوردار هستید و قابلیت بزرگی در شما نهفته است . باید به موفقیت برسید و در نتیجه آن ، میتوانید به دیگران هم کمک کنید و دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنید.

۴- از ریسکهای کوچک شروع کنید.در ابتدا ، ذهن نیمه آگاه تان، در برابر پذیرش ریسک مقاومت نشان میدهد. برای افزایش قابلیت ریسک پذیری، از پذیرش ریسکهای کوچک شروع کنید. بعنوان مثال از پذیرش ریسک های مالی بسیار کوچک شروع کنید. این ریسک ها میتواند خریدن یک کتاب، ثبت نام در یک دوره آموزشی ، ملاقات با یک فرد و یا خریدن ابزار کوچکی باشد که فکر می کنید برای توسعه کارتان به آن نیاز دارید. با انجام اینکار شما این عادت را در خودتان تقویت میکنید.

ریسک

چگونه ریسک پذیر باشیم

در ادامه راههای برای ریسک پذیر بودن به شما آموزش میدهیم.

۱- در ریسک پذیر بودن متوجه حقیقت شکست باشید

شکست بخشی از زندگی است. هر کاری که می کنیم نباید یادمان برود که شکست بخشی از آن است. همه ی آدم های موفق در طول زندگی شان شکست های بزرگی را متحمل شده اند. اگر خیال می کنید که ریسک کردن اصلا شکستی در بر ندارد واقعا در اشتباه هستید. پس انتظار شکست و درد و رنج را هم داشته باشید. برای موفقیت باید انتظار بی خوابی شبانه و ترس و لرز و ناامنی را داشته باشید.

هرچقدر هم که راجع به ریسک مثبت اندیشی کنید فایده ندارد و بالاخره چیزی که قرار است اتفاق بیفتد رخ خواهد داد. وقتی هم شکست در خانه ی شما کاربران را زد دو راه در پیش دارید:‌ یا ادامه دهید یا جا بزنید. اگر آرزو دارید که سر از دشت زیبای پر از گل در بیاورید و در آنجا زندگی کنید و بعد متوجه شوید که برای رسیدن به آن دشت زیبا می بایست از غار تاریک و وحشتناکی که پر از خفاش است عبور کنید، ممکن است فورا عطای آن دشت را به لقایش ببخشید.

۲- به ندای درونی خود اعتماد کنید

مثلا داستان نویسی را در نظر بگیرید. نوشتن داستان ریسک بزرگی نیست. فقط زمان و وقت آدم را می گیرد. ممکن است فکر کنید که اگر داستان دویست صفحه ای را بنویسید و بعد چیز جالبی از آب در نیاید و اصلا هم منتشر نشود واقعا زمان زیادی را هدر داده اید. اما باز هم اشتباه می کنید. شما با نوشتن آن دویست صفحه تمرین داستان نویسی کرده اید و چیزی را از دست نداده اید. این عشق و شور و ندای درونی شما است که شما را نه تنها به نوشتن بلکه به هر کاری ترغیب می کند.

آدم های موفق کسانی هستند که تمام تمرکز و عشق و وجود خود را بر روی کاری که انجام می دهند معطوف می کنند. در حین انجام آن کار، هر چه که باشد، به در و دیوار نگاه نمی کنند، موبایل و ساعت خود را چک نمی کنند و خلاصه غرق در کار هستند. پس از این عشق و شور و ندای درونی که به شما می گوید موفق خواهید شد الهام بگیرید و به جلو بروید.

۳- اصالت خود را از یاد نبرید

اگر می خواهید ریسک کنید و به کسی تبدیل شوید که واقعا خودتان نیست با سر به زمین خواهید خورد. خواه وارد رابطه با کسی شده اید یا فرصت جدیدی نصیبتان شده است باید خودتان باشید نه کس دیگر. خود خودتان. چند بار برایتان پیش آمده که وارد رابطه ی عاطفی با کسی شده اید و درست عاشق چیزها و کارهایی شده اید که طرف مقابل عاشق آنهاست؟ مثلا نویسنده یا مترجم یا گرافیست و عکاس هستید، به نوشتن و کلمات و تصاویر علاقه دارید و اصلا هم از محیط کاری اداری که ساعت مشخصی دارد خوشتان نمی آید. دوست هم ندارید رئیس بالای سرتان باشد و مدام به شما دستور بدهد.

خلاصه دوست دارید خودتان باشید. حالا وارد رابطه با فردی شده اید که درست بر عکس شماست و کار اداری با ساعات و حقوق مشخص و ثابت را دوست دارد. شما هم لابد برای خوشامد دل او هویت خودتان را زیر پا می اندازید و تن به کاری می دهید که اصلا مناسب شما نیست! جان کلام اینجاست: هرگز برای راضی نگه داشتن کسی (نه خوشحال یا خوشبخت کردن) رضایت خود را نادیده نگیرید. خوشبخت و خوشحال کردن فردی شما را هم خوشحال و خوشبخت خواهد کرد. اما راضی کردن فردی دیگر به قیمت جان و عمر شما تمام خواهد شد.

ریسک

۴- درک کاملی از ریسکی که دارید می کنید داشته باشید

این نکته بسیار روشن و واضح است. باید بدانید که ریسکی که می خواهید بکنید ارزشش را دارد یا نه. آیا خانواده تان در این مسیر شما را حمایت می کنند یا نه. آیا واقعا با این ریسک زندگی تان عوض خواهد شد و رو به بهبود خواهد رفت یا نه. حواستان به تمام جوانب باشد و همه موارد را در نظر بگیرید.

۵- از تک تک فرصت ها استفاده کنید

آدم مگر چند سال زنده است؟ فرصت های زندگی مگر چقدر هستند؟ شاید نتوانسته اید تا الان با نکات فوق هم ذات پنداری کنید اما این نکته را که ما در این دنیا فقط یک بار زندگی می کنیم  را نمی توانید تخطئه کنید. حالا که اینطور است چرا ریسک نکنیم؟ واقعا ده ها سال زندگی کردن ارزش چندین مورد خطر کردن ندارد؟ بنشینید و به این موضوع فکر کنید. نگران نباشید، اگر شکست خوردید سرتان را بالا بگیرید و بگویید اقدام کردم ولی به نتیجه نرسیدم. اما شجاعت اقدام کردن را داشتم.

وقتی پیر شدیم و در بستر مرگ قرار گرفتیم، ممکن است حسرت خیلی چیزها به دلمان مانده باشد. از انجام کارهایی پشیمان باشیم. شاید از اینکه بیشتر کار نکرده ایم، به دنبال علایق خودمان نرفته ایم، استعداد های خود را نشناخته ایم و یا با فردی که واقعا دوستش داشتیم و با ما واقعا تفاهم داشت ازدواج نکره ایم پشیمان باشیم. این احساس چقدر سخت خواهد بود؟ پس تا زنده اید پشیمان نباشید، چیزهای جدید بیاموزید و تجربه کنید. دست روی دست نگذارید و ریسک هایی را که به آنها باور دارید را انجام دهید. خودتان باشید و دنیا را به مکان بهتری تبدیل کنید. موفق باشید.

چکیده

شناسایی ریسک ­ها، برای ساخت و کنترل کردن برنامه مدیریت ریسک، بسیار مهم و ضروری است. ریسک‌ ها رویدادی احتمالی هستند که در صورت بروز، نتیجه ه­­ایی متفاوت با نتیجه برنامه­ ریزی شده را به‌­وجود می­آورند. ما می­توانیم با استفاده از ابزارهای متعددی به شناسایی ریسک‌ ها بپردازیم و با شناسایی زود هنگام این ریسک ­ها اقدامات لازم جهت جلوگیری از تبدیل تهدیدها به مشکلات و مسائل واقعی و اقدامات لازم برای تبدیل فرصت ها به موقعیت­ های پیشرفت را اتخاذ کنیم. ممنون که با ما همراه بودید.

پاسخ دهید